𝒱𝗂𝗇𝗇𝗂𝖾𝒴𝗎𝖾
前往频道在 Telegram
⋆ 𝗏𝗂𝗇𝗇𝗂𝖾’𝗌 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝗆𝗈𝗈𝗇 𝖼𝗈𝗋𝗇𝖾𝗋 ⋆ ݃ 𝗌𝗉𝗂𝗅𝗅 𝗍𝗁𝖾 𝗁𝗈𝗍 𝗍𝖾𝖺 ֪ 🫖 @VinnieYueBot ‹𝟹
显示更多未指定国家未指定类别
266
订阅者
无数据24 小时
+357 天
+5130 天
帖子存档
266
روزهای چهارشنبه روزهایی بود که باهم دیت میرفتن و آخرین دیتشون هم ۲۲ سپتامبر بود پس ۲۳ سپتامبر که چهارشنبهست فیلم ریلیز میشه دیتیل دیتیل دیتیل 😭
266
سودیم سنسین قسمت جدیدش اومده برم اون دوتا قسمتی که از فصل قبل ندیدم رو ببینم مثل اینکه قشنگ بوده تا بیکارم اینم ببینم
266
عیب نداره یه ناول بیشتر خوندیم اون ناول اصلی هم پولیه واتپد نمیزاره استخراجش کنم باید ببینم چیکارش میکنم تا بتونم بخونم
266
بچه ها فهمیدم این ناوله رو اشتباه خوندم یعنی اونی که تعریفشو کردن نبود چون گفتم چرا انقدر داستان متفاوته
266
حرف از یادگیری شد یادم بندازید بعدا بیام اینجا غر بزنم درباره آدم هایی که درس خوندن و تحصیلات رو سطحی میبینن و فکر میکنن یادگیری خارج از دانشگاه و حیطه کاری خودت یه چیز غیر ضروریه
266
من از ۱۲ سالگی کف واتپد بودم نمیگم چیز خوبیه ولی خب زود آشنا شدم باهاش ولی زبان اصلی الان تقریبا ۵ ساله دارم میخونم و قبلا هم گفتم سطح زبان بالایی نداشتم از کتاب های آسون یواش یواش شروع کردم تا عادت کردم و البته هنوزم یه سری کلمات هست نمیفهمم ولی خب انسان همیشه درحال یادگیریه پس این بخش خوندن جذابه
266
یدونه دیگه هم خوندم اونم تو واتپد بود اتفاقا ولی اسمش یادم نمیاد همینجوری درباره یه فرقه بود که یه اکیپ دوست ازش فرار کردن و هرکدوم تو دنیای بیرون داستان خودشونو داشتن
266
حالا تو همین سبک که مثلا یه فرقه و گروه هستن با دنیای بیرون ارتباط ندارن و... اون ناولی که تو واتپد بهتون گفتم رو بخونید اون خیلی قشنگه
266
میدونی کلا از طرز فکرهاشون خوشم نمیومد اینا یه حالت فرقه بودن که الیت های جامعه اشرافی میشدن از جذب کردن مردم به این فرقه پول درمیاوردن حافظههاشونو دستکاری میکردن چرت و پرت میریختن تو مغزشون بعد دختره، دختر رئیس فرقه بود که حافظهش رو یهویی یه شبه بدست آورد و میخواست فرار کنه ولی گیر یکی بدتر از پدرش افتاد کلا داستان رومنسی نبود بیشتر میخواست بگه از هول چاله نیوفتید تو چاه
