اتحاد جماهیر گوربوی
前往频道在 Telegram
254
订阅者
-224 小时
+37 天
+4430 天
帖子存档
اینم بگم که هیکل اول رو سلیمان ساخت و هیکل دوم رو کوروش فرمان ساختش رو برای یهودیها داد
کوروش بعد از فتح بابل ۵۳۸ سال قبل از میلاد دستور ساخت هیکل دوم رو داد تا یهودیهای تبعیدی بتونن به وطن خودشون برگردن و معبد دوم رو بسازن. با فرمان کوروش یهودیها به رهبری زروبابل نوه یهویاکین کارشون رو شروع کردن ولی ساختش توی زمان کوروش بخاطر مخالفت همسایهها به اتمام نرسید.
بعدها در سال ۵۱۹ قبل از میلاد با ترغیب داریوش اول توسط پیامبران حجّای و زکریا، داریوش اول فرمان از سرگیری ساخت هیکل رو داد و در ۵۱۶ و در ششمین سال فرمانروایی داریوش اول هیکل دوم ساخته شد
فرقش اینه که ماها با ۷۰۰ تا زن نخوابیدیم و بچههامون بهم تجاوز نکردن و هی ایراد نمیگیریم
ولی همچنان باهامون مشکل داره
https://t.me/aghebattoiiyaman/2282
سندرم چوب بی قرار...
توی ما ایرانی ها هم کرده تا دسته فقط در نمیاره
خدا گفت میزنم پاره ت میکنم ولی یکی توی عرش الهی وساطت کرد و چون پدر سلیمان یعنی داوود خیلی وفادار(!) بود مجازات سلیمان رو به دوره رحبعام یعنی پسر سلیمان موکول کرد. پسرش یعنی رحبعام یسری سیاست سختگیرانه کصشر برقرار کرد و باعث شد ده قبیله شمالی جدا شن و کلا پادشاهی اسرائیل رو تشکیل بدن و فقط پادشاهی یهودا برای خاندان داوود برای سلطنت کردن موند که توی همونم ریدن
البته بگا رفتن سلیمان سه دلیل اصلی داشت.
اولا اشغال خیلی زن داشت. میگن سلیمان ۷۰۰ زن و ۳۰۰ کنیز داشت که توی پیری باعث شدن یکتاپرستی سلیمان نابود بشه و به پرستش خدایان دیگه روی آوردن.
از اون طرف ۶۶۶ وزنه طلا هر سال بهش میرسید که عدد شیطانی و این حرفا.
بعد کلی اسب و ارابه از مصر آورد و به اون کانسپت in god we trust یکم ثابت قدم نبود. درنتیجه خدا باز کلهش خراب شد
والا سلیمان هم زیاد پادشاه جالبی نبود. سلیمان کم کم به نافرمانی از خدا روی آورد برای همین خدا (یهوه) مثل همیشه چوبش رو دراورد
میتونین سریال House of David رو هم ببینین، این سریال از ابتدای راه داوود و پادشاهی شائول بیان میشه و بنظرم سریال جالبیه
اما از اونجایی که بنده برای روایات شیعه و سنی تره هم خورد نمیکنم و اعتقاد دارم همگی برای پایدار موندن دین و ایدئولوژیشون حاضرن هر چیزی رو تکذیب کنن روایاتشون درمورد داوود و بثشبع رو نمیپذیرم.
بلاخره کل این داستان و پادشاهی داوود و سلیمان از زبان ناتان نبی هم بیان شده درحالی که ناتان نبی یکی از افرادی بوده که داوود رو فریب داده تا سلیمان به پادشاهی برسه.
توی روایات شیعیان علی ابن ابیطالب روایت میشه که هرکسی که داستان داوود و بثشبع رو طوری تعریف کنه که الان گفتم باید ۱۶۰ ضربه تازیانه بخوره. ۸۰ ضربه برای قَذف و ۸۰ ضربه برای نسبت دادن قذف به یکی از پیامبران
قذف یعنی به یکی تهمت انجام زنا یا لواط نسبت بدین که شاید جالب باشه بدونین توی فقه کیفری ایران جرم محسوب میشه
علی ابن موسی الرضا هم میگه اون قدیم ندیما رسم بوده زنانی که شوهراشون توی جنگ کشته میشدن نمیتونستن ازدواج کنن پس خدا ازدواج بثشبع رو بر داوود مباح کرد و به یسری از مردم فشار اومد و اونام برای داوود داستان ساختن
و یسری میگن توی آیات قرآن اصلا درمورد دعوای فرشتهها و توبه داوود از زنایی که با بثشبع کرده نبوده و داستان درمورد دعوای دوتا انسان بر سر گوسفندهاشونه و اهل سنت کلا معتقدن داوود اهل این کارا نبوده. براش حرف درمیارن
درمورد بثشبع روایات متفاوتی توی اسلام براساس دیدگاه شیعه و اهل سنت هست. توی قرآن سوره ص آیات ۲۱ تا ۲۵ در این مورد صحبت میشه اما همه خیلی جدی ماجرای یهودی بثشبع و داوود رو منکر میشن و میگن بثشبع با داوود نامزد بوده، بیوه اوریا یا حتی مطلقه اوریا بوده و حتی اوریا برای لحظاتی زنده میشه تا به داوود بگه اون رو بخشیده
حالا نقش آبیشاگ اینجاست که آندونیا از بثشبع درخواست کرد ابیشاگ رو بهش بدن. بثشبع هم این رو به سلیمان گفت.
درسته ابیشاگ همسر داوود نبود اما همنشین بستر و کنیزش که بود. و با این کار اندونیا میخواست نشون بده که هنوز مدعی سلطنته و میخواد با سلیمان به مخالفت بپردازه و جواب داد:" این درخواست به منزله درخواست سلطنت است." و داد آندونیا به باباش بپیونده.
توی فرهنگ خاورمیانه باستان هرکسی با همسران یا کنیزان پادشاه متوفی ازدواج میکرد درواقع حق ادعای جانشینی و وراث سلطنتی داشت.
ابشالوم بعد از فرارش علیه پدرش شورش کرد و با یکی از کنیزهای داوود ازدواج کرد تا به شورشش قطعیت ببخشه و یجورایی اعلامش کنه.
ادونیا قبل تر خودش رو شاه اعلام کرده بود اما سلیمان یکبار شکستش داده بود.
داستان مرگ آدونیا هم اینطور روایت میشه که میگن اواخر عمر داوود برای گرم کردن بدن داوود دختری زیبا از شونِم بنام آبیشاگ به عنوان پرستار به داوود داده شد.
حالا اینجا یه پارازیت میدم که اصلا آبیشاگ چیکاره بیده
سومین پسر داوود یکی بود به اسم ادونیا یا آدونیاس پسر حجیث که بعد از مرگ امنون و کشته شدن ابشالوم به ولیعهدی داوود رسید.
اما بثشبع و ناتان نبی زیر پای داوود نشستن و رای داوود رو زدن و فریبش دادن تا سلیمان بجای ادونیا ولیعهد بشه و بعد از مرگ داوود سلیمان به پادشاهی اسرائیل رسید و مثل همیشه اولین کاری که کرد کشتن مخالفین خودش از جمله ادونیا بود.
بعد از اینکه ابشالوم فرار میکنه با متحدانش یه ارتش تشکیل میده و از اون طرف داوود میاد تا به حسابش برسه. توی جنگل افرایم توی اسرائیل که یجایی توی غرب اردن کنونیه باهم درگیر میشن و انقدر نبرد بزرگی میشه که به روستاهای اطراف هم کشیده میشه و ابشالوم شکست سختی میخوره و چندین تن از سپاهش کشته میشن.
داوود به سپاهیانش میگه:" به خاطر من به ابشالوم جوان صدمه ای نزنید."
اما ابشالوم وسط جنگ یهو با یه عده از سپاهیان داوود مواجه شد و درحالی که سوار یه قاطر بود زیر یه درخت بلوط رفت. موهای بلندش به شاخههای بلوط پیچید. قاطر رفت ولی ابشالوم آویزون موند؛ علارغم توصیه داوود، یواب از جنگاوران سپاه داوود با ۳ تیر به قلب ابشالوم شلیک کرد و سایر سربازها هم بهش هجوم آوردن و کشتنش.
