شامِ آخر
前往频道在 Telegram
Azadchehr | they/them | Writer A young person trying to better understand philosophy. Bot: @Azadchehrbotbot Private: https://t.me/+1aYILdhn6aM4Y2Jk
显示更多未指定国家未指定类别
344
订阅者
+124 小时
+147 天
+7230 天
帖子存档
344
بله آقای کیتینگ، جای خوابم رو برعکس کردم تا با یک زاویه جدید به اتاق نگاه کنم و حالا زندگی برام متفاوت به نظر میاد.
344
امروز داشتم برای مادرم از این میگفتم که بعضی ها باور دارن که ما انسان ها بازتابی از دیگران هستیم، یعنی هرآنچه که دیگران دنبال میکنن، میسازن و میپسندن، در ما اثر داره. یک کتابی میگه "ما"یی وجود نداره ما همه از دیگران هستیم. از پدرمون، از مادرمون، از دوستانمون. هرکاری که انجام میدیم، هرچیزی که دوست داریم به لطف وجود دیگرانه.
اما من تنها تا یک جایی با این نظریه موافقم. چون این فقط برای چیزی مثل فرهنگ، نوشتن و حرف زدن درسته. ولی وقتی بحث سلیقه میشه، بحث انتخاب، بحث "ساختن"، بحث معنا بخشیدن و وجود داشتن میشه دیگه ما از دیگران کمکی نمیگیریم. ذهن انسان اونقدر بزرگ و پیچیدهست که آخر یک جایی، نوبت ماست که بسازیم و بر دیگران تاثیر بذاریم.
در عمق ذهنیت ما همیشه یک چیز خلاقانه هست، اثری که ما در یک چیز بگذاریم. ایده ی خودمون، حتی اگر یک نظریه بیاهمیت باشه.
انسان خلاقه، تا یک جایی شاید از دیگران یاد بگیره ولی روزی فرا میرسه که خودش بسازه و یک چیزی رو از خودش به جای بگذاره تا بلکه نسل های بعد یاد بگیرن و اون چیز منحصربفرد خودشون رو برای نسل های بعدتر خلق کنن.
این بزرگترین شباهت ما به هرآن چیزیه که این جهان رو پدید آورده، شاید اصل معنویت ماست.
ما خالقیم و شاید برای همینه که به شدت درباره خالق خودمون کنجکاو هستیم که چیه و الان کجاست.
344
امروز داشتم برای مادرم از این میگفتم که بعضی ها باور دارن که ما انسان ها بازتابی از دیگران هستیم، یعنی هرآنچه که دیگران دنبال میکنن، میسازن و میپسندن، در ما اثر داره. یک کتابی میگه "ما"یی وجود نداره ما همه از دیگران هستیم. از پدرمون، از مادرمون، از دوستانمون. هرکاری که انجام میدیم، هرچیزی که دوست داریم به لطف وجود دیگرانه.
اما من تنها تا یک جایی با این نظریه موافقم. چون این فقط برای چیزی مثل فرهنگ، نوشتن و حرف زدن درسته. ولی وقتی بحث سلیقه میشه، بحث انتخاب، بحث "ساختن"، بحث معنا بخشیدن و وجود داشتن میشه دیگه ما از دیگران کمکی نمیگیریم. ذهن انسان اونقدر بزرگ و پیچیدهست که آخر یک جایی، نوبت ماست که بسازیم و بر دیگران تاثیر بذاریم.
در عمق ذهنیت ما همیشه یک چیز خلاقانه هست، اثری که ما در یک چیز بگذاریم. ایده ی خودمون، حتی اگر یک نظریه بیاهمیت باشه.
انسان خلاقه، تا یک جایی شاید از دیگران یاد بگیره ولی روزی فرا میرسه که خودش بسازه و یک چیزی رو از خودش به جای بگذاره تا بلکه نسل های بعد یاد بگیرن و اون چیز منحصربفرد خودشون رو برای نسل های بعدتر خلق کنن.
این بزرگترین شباهت ما به هرآن چیزیه که این جهان رو پدید آورده، شاید اصل معنویت ماست.
ما خالقیم و شاید برای همینه که به شدت درباره خالق خودمون کنجکاو هستیم که چیه و الان کجاست.
344
امروز داشتم برای مادرم از این میگفتم که بعضی ها باور دارن که ما انسان ها بازتابی از دیگران هستیم، یعنی هرآنچه که دیگران دنبال میکنن، میسازن و میپسندن، در ما اثر داره. یک کتابی میگه "ما"یی وجود نداره ما همه از دیگران هستیم. از پدرمون، از مادرمون، از دوستانمون. هرکاری که انجام میدیم، هرچیزی که دوست داریم به لطف وجود دیگرانه.
اما من تنها تا یک جایی با این نظریه موافقم. چون این فقط برای چیزی مثل فرهنگ، نوشتن و حرف زدن درسته. ولی وقتی بحث سلیقه میشه، بحث انتخاب، بحث "ساختن"، بحث معنا بخشیدن و وجود داشتن میشه دیگه ما از دیگران کمکی نمیگیریم. ذهن انسان اونقدر بزرگ و پیچیدهست که آخر یک جایی، نوبت ماست که بسازیم و بر دیگران تاثیر بذاریم.
در عمق ذهنیت ما همیشه یک چیز خلاقانه هست، اثری که ما در یک چیز بگذاریم. ایده ی خودمون، حتی اگر یک نظریه بیاهمیت باشه.
انسان خلاقه، تا یک جایی شاید از دیگران یاد بگیره ولی روزی فرا میرسه که خودش بسازه و یک چیزی رو از خودش به جای بگذاره تا بلکه نسل های بعد یاد بگیرن و اون چیز منحصربفرد خودشون رو برای نسل های بعدتر خلق کنن.
این بزرگترین شباهت ما به هرآن چیزیه که این جهان رو پدید آورده، شاید اصل معنویت ماست.
ما خالقیم و شاید برای همینه که به شدت درباره خالق خودمون کنجکاو هستیم که چیه و الان کجاست.
