آذرگان | Ādūragān
前往频道在 Telegram
🔥درگاهِ آذرگان🔥 ✨درگاه شخصی دینیار نَرسه بهرامبوختاری ✨آشنایی با دینِ زرتشتی و فرهنگِ مزدیسنی✨ پایه گذاری در روز مهر ، از ماهِ شهریور، به سال ۱۸۲۱ پارسیگان گروه چت ما : @varahram_chat @varahram_chat 🔥دینِ اهورامزدا آزاداندیشی است (بندهشن)🔥
显示更多未指定国家未指定类别
379
订阅者
+2524 小时
+207 天
+4630 天
帖子存档
💠پژوهشی در آیینهای دین زرتشتی دوری ساسانی در سواحل خلیج فارس، مطالعهی موردی: مُهر نویافته از بردستان، شهرستان دیر
✍ نویسندگان:حسین توفیقیان، فریبا شریفیان، کتایون فکریپور
↩️پارهای از این مقاله :
✅تعداد بسیار زیاد آتشکده ها و پایه آتشدانهای سنگی سواحل شمالی خلیج پارس به ویژه در منطقه بردستان نشان دهنده جایگاه ویژه این منطقه از نظر فرمانروایی و رونق دین زرتشتی است. ✅پراکندگی آتشکده ها و پایه آتشدانهای ساسانی در سواحل شمالی خلیج پارس نشان دهنده گسترش بالای دین زرتشتی در این مناطق است. ✅در مطالعات باستان شناسی بندر نویافته بَردِستان (بَردو) یک قطعه مُهر از جنس عقیق قرمز رنگ شناسایی شده است که دارای کتیبهی کوتاهی به زبان پهلوی ساسانی است مطالعه این کتیبه اطلاعات ارزشمندی در خصوص پرستش آئین زرتشتی و تعیین جایگاه و رتبه آتش فروزان در برخی از آتشکده های سواحل شمالی خلیج پارس ارائه میدهد که نگارندگان به طور مفصل تر در مقاله ای دیگر به آن خواهند پرداخت.➿➿➿➿➿➿➿ تصویر این مُهر زیبای ساسانی در کامنت ها قرار داده شده است. ➿➿➿➿➿➿➿ #vizustārīh #māhrōz ➿➿➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
💠یکسان بودنِ میانهرَوی و دین در بُندهشن
➿➿➿➿➿➿➿
⚜abēzag freh-būd ud abē-būd ō payman ī ast den ī weh.
⚜همچنین [اهریمنِ گُجسته]، فرابود (افراط) و بیبود (تفریط) را بر علیهِ دینِ بهی که همان میانهرَوی است قرار داد.➿➿➿➿➿➿➿ ✅دینِ بهی، اندر متن بُندهشن،با میانهروی یکسان انگاشته شده است که این موضوع نشاندهندهی ارزش والای میانهروی (پیمان نگه داشتن) در دینِ بِهی مزَدَیَسنی است. ✅میانهروی، فقط یک توصیهی اخلاقی نیست، بلکه ذاتاً نوعی تعریف دقیق از ماهیت و سرشتِ دینِ بهیِ مزدیسنی در کالبد فیزیکی به شمار میرود. ➿➿➿➿➿➿➿ 📚بُنخان :
[1]:Bundahišn,Kapitel V, abar hamēstārīh ī dō mēnōgān kē čē ēwēnag mad hēnd mēnōgīhā pad hamēstārīh ī kamālīgān dēwān ō mēnōgān yazadān(5.1)➿➿➿➿➿➿➿ #بندهشن #بندهشن_پژوهشی ➿➿➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
+1
💠تاریخچهی سدره و کُشتی
↩️رسم سدره پوشیدن و کُشتی بستن از زمانهای بسیار دور در میان مَزدَیَسنان رایج و متداول بوده است و وجود داشته است. روایات و کتابهای دینی مزدیسنا این رسم و بهویژه بخشِ کُشتی بستن را از اَشو زرتشت هم کهن تر دانسته و نسبت آنرا به جمشیدِ پیشدادی میدهند. در واقع این رسم، پیش از اشو زرتشت در میان آریاییان وجود داشتهاست، اشوزرتشت آنرا رسمیت داد و مقرر فرمود که آنرا طبق آئین ضمن خواندنِ متونِ اوستایی، بر روی سدره بهکمر ببندند. ↩️بستن کُشتی در بین هندوها که با ایرانیان از يک نژاد و تبار هستند هم مرسوم است.آنها رشته ای که به نام یَجنوپَویت Yajnopavita معروف است بهدور سینه میبندند و بر شانهی راست حمل میکنند. این رسم در بین یهودیان نیز هست بهدین شرح که در زیر لباس پیراهن سفیدی بنام سیسیت میپوشند که دو جیب دارد و از دو طرف دارای چاک میباشد و این چاکها با بندهایی بهم پیوسته میشوند که اتفاقاً همانند کُشتی زرتشتیان ۷۲ نخ دارند.➿➿➿➿➿
📚 مراسم و آداب زرتشتیان،موبد اردشیر آذرگشسب، انتشارات فروهر ،چاپ سوم۱۳۷۲،ص۱۶۳و۱۶۴➿➿➿➿➿➿➿ #vizustārīh #māhrōz ➿➿➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
Repost from دلپتان (زرتشتیان صاحبدل)
🌺 «یا تیشتَر تیر یَزَد برساد.»
(۲۱ بار خوانده شود.) 🌺
🌟💧🌟💧🌟💧🌟💧🌟💧
فرخنده جشن بزرگ تیرگان، بزرگداشت تیر ایزد و یادواره ی پهلوانی آرش کمانگیر به خوشی و خجستگی و کاموَرزی باد.
پهلوان آرش با نام خدا تیر را رها کرد و خداوند ندای اورا پاسخ گفت.
این روز را جشن میگیریم و به این دین و میهن اهورایی سرافرازیم.
نیایش کوتاه بالا ویژه ی این روز بزرگ میباشد.
شادی و بزم، نیایش کردن، سنت آب پاشان و بستن دستبند تیر و باد از آئین های این روز است.
شاد و تندرست زیوید.
🌟💧🌟💧🌟💧🌟💧🌟💧
✨ ویدئو مربوط به سالهای گذشته است.
@Delpatan_zarrin
Repost from Zoroastrian wisdom
Very interesting video about Jashn-e-Tiregan(Āb-rizan) and celebriting that among the Zoroastrians of Iran.
💦🌿
ویدیویی بسیار زیبا درباره جشن تیرگان و چگونگی برگزاری آن میان زرتشتیان.
☝🏼✨
t.me/ZoroastrianismWisdom
☝🏼✨
https://www.instagram.com/zoroastrian.wisdom
💠نقد دیدگاه خمینی در زمینهی اصالت وجود و نفی اصالت ماهیت
↩️در پیام بالا، نظر خمینی پیرامونِ دفاع از اصالت وجود را مشاهده کردیم. در ادامه در دومحور اصلی ،دیدگاه و نظراتِدخمینی که از ستونهایِ اصلی و مشهورِ سنتِ حمکتِ متعالیه(فلسفهی صدرایی) و فلسفهی اسلامی هستند را نقد خواهیم کرد.➿➿➿ ↩️ نقد هستیشناختی و منطقی بر ادعای اصالت وجود توسطِ خمینی از دیدگاهِ فلسفهی ایرانی(=زرتشتی) 🔺پیشگفتار
خمینیِ اَشموغ، با دو استدلالِ «نفی ماهیت از واقعیتِ خارجی» و «اثبات عینیت وجود»، میان ماهیت و وجود از نظر اصالت تفکیک قائل میشود. ادعای اصلیِ او این است که چون ماهیت در خود «لابشرط» (بیطرف نسبت به وجود و عدم) است، پس نمیتواند در خارج باشد و تنها یک ابزار ذهنی و انتزاعی برای دستهبندی است. اما استدلالهای مطرح شده توسط این اَشموغ، با چند بنبستِ عمیق و ژرفِ منطقی و فلسفی روبرو هستند.➿➿➿ 🔘 نقد استدلال اول: مغالطهی تعریف ومسئلهی«تشخص» (Individuation)
🔸استدلال اول خمینیِ گجسته، بر این پایه استوار است که ماهیت، امری «لابشرط» است؛ یعنی در ذاتِخود، نه ضرورتِ وجود دارد و نه ضرورت عدم. خمینی سپس از این ادعای خود نتیجه میگیرد چون واقعیتهای خارجی «متشخص» و «موجود» هستند، پس ماهیتها نمیتوانند ذاتِ واقیعتِ آنها باشند و ماهیت اصیل نیست.
🔻این استدلال با یک «خطای کاتگوریایی» (Category Mistake) روبروست. نویسنده میانِ «ماهیت به عنوان مفهومِ انتزاعی» و «ماهیت به عنوان ساختارِ هستی» خلط کرده است.چرا که حتی اگر بپذیریم که ماهیت در ذهن ما «لابشرط» است، این به معنای آن نیست که در خارج فاقد اصالت است.
🔻ادعای خمینی از آن جهت در فهرستِ خطاهای کاتگوریایی قرار میگیرد، که او دو سطح مختلف را با هم خلط کرده است: ▪️سطح اول (مفهوم ذهنی): ماهیت به عنوان یک «تصویر ذهنی» که ما برای دستهبندی چیزها میسازیم (اینجا واقعاً لابشرط و اعتباری است) ▪️سطح دوم (ساختار هستی): ماهیت به عنوان «ساختار و ویژگیهای واقعی» که در جهان خارج وجود دارد تا اشیاء را از هم متمایز کند (اینجا ماهیت، یک واقعیتِ عینی و غیرقابل انکار است).
🔸در واقع، آنچه یک موجود را از موجود دیگر متمایز میکند (تشخص)، همان «ماهیت» یا «ساختارِ وجودی» آن است. اگر ماهیت صرفاً یک امر فرضی و اعتباری باشد، پس جهان خارج باید مجموعهای از «وجودهای صِرف و بیشکل» باشد. اگر وجود، صِرف و فاقد هرگونه ماهیت و ساختار باشد، چگونه میتوانیم دو موجود را از هم متمایز کنیم؟ اگر ماهیت نباشد، «تشخص» (Individuation) نیز از بین میرود؛ زیرا تشخص یعنی همین که این موجود «این» است و آن موجود «آن». بنابراین، رد ماهیت از خارج، در واقع ردِ امکانِ تمایز میان اشیاء در جهان است.➿➿➿ 🔘نقد استدلال دوم: مغالطهی «تکرارِ لفظ» (Tautology)
🔸خمینی در باب اصالتِ وجود و در استدلال دومِ خود میگوید: «موجودیت، ذاتِ هر واقعیتی است و نقیضِ عدم است پس مصداقِ مفهوم وجود است لذا وجود، همان واقعیتِ خارجی است.»
🔻این استدلال از نظر منطقی دچار «مغالطهی استدلالِ دایره» (Circular Reasoning) یا «تکرارِ لفظ» است. خمینی از طریق تعریفِ کلمات، سعی در اثباتِ یک واقعیتِ عینی دارد. بیان اینکه «وجود، نقیضِ عدم است»، یک گزارهی لغتنامهای و تعریفی (Analytic) است، نه یک کشف هستیشناختی (Synthetic).
🔹 اینکه کسی بگوید «چون وجود، نقیض و متقابل عدم است، پس وجود، واقعی است»، در واقع هیچ چیزِ جدیدی به هستیشناسی اضافه نمیکند؛ بلکه تنها دارد تعریفِ منطقیِ کلمه را تکرار میکند. این استدلال نمیتواند ثابت کند که «وجود» یک جوهر یا واقعیتی است که بر ماهیت مقدم است؛ بلکه فقط میگوید که ما در زبان و منطق، «وجود» را به معنای «متضادِ عدم» به کار میبریم. از تکرارِ معنای یک واژه نمیتوان اصالتِ آن را ثابت کرد.
🔺نتیجتاً این استدلال ک نمیتواند از راهِ اصرار بر «عینیتِ وجود» ، موضوعِ موهومی مانندِ «اصالتِ وجود» و «عدمِ اصالتِ ماهیت» را ثابت کند. یعنی خمینیِ گجسته، نمیتواند از طریق «تعریفِ نقیض بودنِ وجود از عدم»، ثابت کند که وجود، «دارای اصالت» است یا اینکه «مقدم بر ماهیت» است و کوشش او، آب در هاون کوبیدن به سبکِ فلسفهی اسلامی است.
🔹«بنابراین، خمینی میانِ «صدقِ منطقی»(یعنی اینکه جمله از نظر تعریفِ واژگانی درست است) و «واقعیتِ هستیشناختی» (اینکه آیا آن چیز در خارج وجود دارد یا خیر) خلطومغالطه کرده است. خمینی با تکرار تعاریفِ منطقی، صرفاً بر «صدقِ زبانی» اصرار دارد، نه بر «اصالتِ هستی». در واقع این اشموغ در استدلال دومِ خود، در حالِ «چرخیدن در مدارِ کلمات» بود، در حالی که ادعایش مربوط به «ساختارِ واقعیت» است.✍نوشته شده در خور روز و تیرماه،بهسالِ۱۸۲۲ پارسیگان،بهدین نرسهباگِ بهرامبوختاری ➿➿➿➿➿ #gumānvizārīh #farzān_ī_dēn ➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
💠نقدِ مکتبِ فکری و فلسفیِ روحالله خمینی در زمینهی نفی اصالتِ ماهیت، از دیدگاهِ فلسفهی مَزدَیَسنی
↩️در ادامه بخشی از گفته های روحالله خمینی که بخش مهمی از فلسفهی اسلامی حساب میشود و در آن به دفاع از اصالتِ وجود و نفی اصالت ماهیت پرداخته است را قرار میدهیم و سپس از دیدگاه فلسفهی مزدیسنی، به نقد گفتههای او میپردازیم.➿➿➿ 🔍بررسیِ نظر و دیدگاه خمینی : خمینی طرفدار اصالت وجود بود و تلاش داشت اصالت وجود را به اثبات برساند و با بیان دو ویژگی بر مضمون اصالت وجود و اعتباری بودنِ ماهیت، تأکید کند:
1⃣واقعیات که خارج را پر کردهاند، امور غیر ماهویاند و از سنخ ماهیت نیستند، بلکه ماهیت اموری خیالی و فرضی و اعتباریاند. [خمینی، روح الله، تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۲، ص۲۴۹، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار خمینی، ۱۳۸۵]
2⃣مفهوم وجود مصداق دارد که همان وجود حقیقی است در نتیجه حقیقت وجود اعتبار عقلی نیست بلکه واقعیت خارجی است. [ خمینی، روح الله، تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۱، ص۲۷۶، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار خمینی، ۱۳۸۵ ]➿➿➿
خمینی که پیروی فلسفهی صدرایی و اسلامی بود و بر خلافِ فلسفهی ایرانی(زرتشتی) به اصالت وجود باور داشت، در راستای اثبات اصالت وجود و برای اثبات ادعای اولِ خود، معتقد بود ماهیت خودبهخود و ذاتاً لابشرط است یعنی فینفسه نه ضروری است که موجود باشد و نه بایسته است که معدوم باشد. [خمینی، روح الله، جواهر الاصول، ج۴، ص۵۳۲، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۲۳ قمری]
خمینی میگفت حیثیتِ ماهیت، حیثیت موجودیت بیرونی نیست، از سویی دیگر هر واقعیتی، ذاتاً موجود، خارجی و متشخص است بنابراین حیثیتِ واقعیت، حیثیتِ موجودیت، خارجیت و تشخص است.درنتیجه واقعیتی که جهان خارج از آنها تشکیلیافته است، امور غیر ماهویاند. [خمینی، روح الله، تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۱، ص۳۷۸، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵] [خمینی، روح الله، تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۳، ص۵۵۷، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵]➿➿➿
او برای اثبات ویژگی دوم بر این باور است که موجودیت، ذاتی هر واقعیتی است و هر چیزی که موجودیت، ذاتی آن است، نقیض عدم است و چیزی که نقیض عدم است، مصداق مفهوم وجود است و مفهوم وجود، مصداق بالذات وجود است پس حقیقت وجود، واقعیت خارجی است نه واقعیت فرضی و اعتباری [خمینی، روح الله، دانشنامه امام خمینی، ج۲، ص۵۴، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار خمینی، ۱۴۰۰]↩️نقد گزارههای مطرح شده توسطِ خمینی در پست بعد ➿➿➿➿➿ #gumānvizārīh #farzān_ī_dēn ➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
💠اَخو (axw) چیست؟
🗝آشنایی با یکی از کلیدواژههای عرفانِ مَزدَیَسنی
🌅پرتویِ جانِ اهورایی (axw)
🕯واژهی پارسیگِ اَخو(axw)، یکی از سرواژهها و کلیدواژههای دبستانِ رازِ مزدایی (عرفانِ زرتشتی) به معنای بارقه، پرتو،درخشش و لمعهای از جانِ اهورایی است. میتوان گفت (axw)فروغانه(=بارقه) ای است که هستی، همهی سرزندگی و پویایی خود را آن دارد.[1]⚡️تعریف اَخو(axw)در دینکرد سوم
در کردهی ۱۶۴ از دینکردِ سوم،واژهی اَخو(axw) این چنین تعریف شده است: 🪔mardōm xwēš xwadīh' 'abēzag axw; abār-iz 'gyān xwadāyīg' wizīngar xrad, abar axw, dastwarīg ud āzād-kām [1] 🪔مردم به خویشتنِ خویش، بهره مند از اَخوِ پاک و ویژه هستند. همپیوستهی این جانِ خدایی، خردِ گزینشگر است که بر اَخوِ مردم، دارایِ دستور و آزادکام است.[2]➿➿➿ 📚فهرست منابع:
[1]:کتاب سوم دینکرد، آراستاری،آوانویسی،یادداشتها و ترجمه بر اساسِ دینکردِ چاپِ مَدَن، از فریدون فضیلت،انتشارات مهرآیین،۱۳۸۴،یادداشتها ص ۲۴۲ [2]:همان،ص۲۱۳، کردهی ۱۶۴📸تصویری از همکیشِ پارسی در حال بوی دادن به آتش ➿➿➿➿➿➿➿ #vizustārīh #dēndānišnīh ➿➿➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
💠۱۰۱ بار خواندنِ نامِ ایزدان
↩️هیربد دکتر کارانجیا پیرامونِ این سنتِ زیبا و اهورایی به ما چنین میگوید:
⚜اگر کسی خواندنِ یشت ها برایش طولانی و سخت است، میتواند ایزدان را با خواندن نامشان به تعداد ۱۰۱ بار، فرا بخواند. برای مثال،"یا بهرام ایزد" را ۱۰۱ بار بگوید. 🌅برای بهبود سلامتی و دیگر موارد،سنت های دیگری نیز وجود دارد که نامهای ویژهای از نیایشِ ۱۰۱ نام خداوند را به تعداد مخصوصی میتوان خواند. 🕯این موارد ،پیشنهادات شخصی یا من درآوردی نیستند بلکه آموزه ها و آیینهای دینی و اصیل هستند. بسیاری از این آیینها، در خُرده اوستای قدیمی و متون دینی ثبت و ضبط شدهاند و برخی از انها بهطور شفاهی به ما رسیده است. 📚بخشی از گفت و گوی هیربد دکتر پرویز رامیار کارانجیا در مجلهی جام جمشید ➿➿➿➿➿➿➿ #ēvēn #kirdagān #nīrang ➿➿➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
💠نقد گزارهی برداشتِ ذهنی بودنِ ماهیت در فلسفهی اسلامی
↩️در فلسفهی اسلامی، باوری وجود دارد مبنی بر اینکه «ماهیت، فاقدِ اصالت است و صرفاً برداشتِ ذهنیِ انسان از وُجود است». در ادامه و بر سه محور اصلی، از دیدگاه و نگرشِ فلسفهی ایرانی(=زرتشتی) به نقد این گزارهی اسلامی خواهیم پرداخت.➿➿➿ ↩️ نقد و رد گزاره فوق 1⃣ استدلال از طریق «تفاوت و تشخص» (Argument from Individuation/Determinacy)
🔸اصلیترین اشکال بر این گزاره، مسئلهی *تفاوت میانِ اشیاء در جهانِ خارج است. 🔺 اگر ماهیت تنها یک «برداشت ذهنی» باشد، پس در واقعیتِ خارج از ذهن، ما تنها با یک «وجودِ صِرف» یا یک «هستیِ بیشکل» روبرو هستیم. 🔺اگر وجود، فاقد هرگونه ماهیت و ویژگیِ متمایزکننده باشد، چگونه میتوانیم بگوییم «این درخت است» و «آن سنگ است»؟ 🔹 این گزاره از نظر منطقی مردود است چرا که در واقعیت، آنچه یک شیء را از شیء دیگر متمایز میکند (مانند ویژگیهای ساختاری، شیمیایی و هندسی)، همان «ماهیت» آن است. اگر ماهیت فاقدِ اصالت باشد، یعنی تفاوت میان اشیاء در جهان خارج، تنها یک «توهم ذهنی» است و آن تفاوت هاهم واقعیت و اصالت ندارند. 🔻 اما ما میدانیم که تفاوت میان عناصر شیمیایی یا گونههای زیستی، کاملاً واقعی و عینی است، نه صرفاً یک برچسب ذهنی. بنابراین، برای اینکه «تشخص» و «تفاوت» در جهان معنا داشته باشد، ماهیت باید یک واقعیتِ عینی و اصیل باشد که وجود را از حالتِ تکرار و بیشکلی خارج میکند.➿➿➿ 2⃣ نقد معرفتشناختی: مسئلهی «مرجعیتِ شناخت» (The Problem of Epistemic Reference)
🔸این گزاره منجر به یک بنبست در معرفتشناسی (Epistemology) میشود که به آن «درونگرایی معرفتی» میگویند. 🔺 این گزاره کاملاً غیرمنطقی است چرا که علم و شناخت زمانی معتبر هستند که موضوعِ شناخت (Object) در خارج از ذهن وجود داشته باشد. 🔺 اگر ماهیت (که موضوعِ شناخت ماست) تنها یک برداشت و برچسبِ ذهنی باشد، پس ما در واقع «درباره جهان» چیزی نمیشناسیم و نمیدانیم، بلکه تنها «درباری تصاویر ذهنی و برداشت های خودمان» در حال مطالعه و تحقیق هستیم. 🔹 اگر ماهیت اصیل نباشد، شناخت ما هرگز از دایرهی ذهن فراتر نمیرود و به «واقعیتِ عینی» نمیرسد. برای اینکه بتوانیم بگوییم «دانش ما از چیزی درست است»، باید ماهیتِ آن چیز در خارج از ذهن وجود داشته باشد تا ذهن بتواند آن را بازنمایی کند. 🔻 اگر ماهیت تنها برداشتی ذهنی باشد، علم به یک «روانشناسیِ انتزاعی» تبدیل میشود و امکانِ دستیابی به حقیقتِ عینی (Objective Truth) از بین میرود.➿➿➿ 3⃣ استدلال از طریق «علیت و ویژگیهای فیزیکی» (Causal & Physical Argument)
🔸در علوم تجربی و فلسفهی طبیعت، کنشها بر اساس «ویژگیها» انجام میشوند، نه بر اساس «وجودِ صِرف». 🔺 قانون گرانش یا واکنشهای شیمیایی، بر اساس «ماهیت» یا «ویژگیهای ذاتی» ماده عمل میکنند. برای مثال، وقتی میگوییم «آتش میسوزاند»، این «سوختن» یک ویژگی یا ماهیت است که به آن ماده نسبت داده میشود. 🔺 به همین علت، آن گزاره که توسطِ مسلمانان مطرحمیشود، غیرمنطقی است چرا که اگر ماهیت تنها یک برداشت ذهنی باشد، پس «ویژگیهای فیزیکی» (مانند جرم، بار الکتریکی، یا ساختار مولکولی) نیز باید برداشتی ذهنی و غیرواقعی و برچسب های خیالی باشند. 🔹اگر این ویژگیها (ماهیتها) اصیل نباشند، پس هیچ «علتِ عینی» برای پدیدههای فیزیکی وجود ندارد و جهان به یک مجموعهی بینظم از «وجودهای بیمعنا» تبدیل میشود که هیچ کنشِ علّی و معلولی در آنها قابل درک نیست. برای وجودِ نظامِ علیت، ماهیت باید «نقشه راهِ وجود» و یک واقعیتِ عینی باشد. 🔻گزارهی مذکور که توسطِ فلسفهی اسلامی مطرح میشود با سادهسازیِ بیش از حدِ رابطه میان «وجود» و «ماهیت»، دچار «خطای کاتگوریایی» (Category Mistake) شده است. این گزاره میانِ «فرآیند انتزاعِ ماهیت در ذهن» و «واقعیتِ ماهیت در خارج» خلط کرده است و نتیجهگیری اشتباه و غلطی ارائهمیدهد.➿➿➿ 📌خلاصه ردِ گزارهی مطرح شده از نظرِ فلسفهی دینِ بهیِمزدیسنی:
✔️اگر ماهیت اصیل نباشد، تفاوت و تمایز و جداسانی میان اشیاء در جهان خارج ،از بین میرود و رنگِ معنای خود را از دست میدهد. ✔️اگر ماهیت اصیل نباشد، شناخت عینی (علمِ تجربی) غیرممکن و فاقدِ ارزشِ بیرونی میشود. ✔️ اگر ماهیت اصیل نباشد، نظمِ علّی و قوانین طبیعت فرو میپاشند. ☑️بنابراین، ماهیت نه یک برچسب ذهنی، بلکه ساختارِ لازم و واجبِ تعیینکنندهی هستی است که وجود، در قالبِ آن، متجلی، متمایز و جداسان میگردد. پس ماهیت دارای اصالت است.➿➿➿➿➿ ✍نوشته شده در خورداد روز و ماه تیر به سالِ ۱۸۲۲ پارسیگان توسطِ بهدین نرسهباگبهرامبوختاری ➿➿➿➿➿ #gumānvizārīh #farzān_ī_dēn ➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
Repost from دلپتان (زرتشتیان صاحبدل)
🌸🦋🌼 چرا باید شاد و سرزنده و سرحال باشم؟ 🌸🦋🌼
۱- شادی محور دین زرتشتی است. ساده و آغازی ترین نیایش آن، اشم وهو به ما می آموزد که "شادی درونی" داشته باشیم.🌟
۲- شاد و سرزنده بودن نیز راهی برای نشان دادن گرَوِش و ایمان و دل استواری و اطمینان ما به خداست.🌟
۳- شاد بودن در هنگامه های ناخوب، ضروری است. رویارو شدن شاد با شرایط زندگی، خوشایند یا نامساعد، اهورامزدا را "خشنوترَه"، یعنی شاد میکند و اهریمن، روح پلید را شکست میدهد.🌟
۴- هنگامیکه در میان ناآرامیهای زندگی، شادابی خود را حفظ میکنیم، به نیرو های خوب برای دگرگونی زندگی و سرنوشت خود کمک میکنیم. چنین نگرشی بدبختی را به پله ای برای پیروزی و نیک کامی آینده تبدیل میکند.🌟
۵- ذهن شاد برای تنی که تندرستی و روانی شایسته ی بهشت دارد، بایسته و ضروری است.🌟
🌼🌼🌼🦋🦋🦋🌸🌸🌸
🌟 نوشته ی هیربد رامیار پرویز کارانجیا
@Delpatan_zarrin
💠اندرزِ اَشوزرتشت به نوعروسان و تازه دامادان در اوستای پاک
✨سخنم با شما است. ای نوعروسان و ای تازه دامادان! سخنم را دریابید و آنرا در دل و جان خود جای دهید. و دین را درست دریابید و زندگانی را با منش و اندیشهی نیک سپری کنید. ✨بشود که هر یک از شما بر دیگری در پیروی از اَشا(هنجارِ هستی) پیشی بگیرد و سبقت بجوید.بیگمان چنین کوشش و تلاشی، زندگانی هریک از شما را کامیاب خواهد کرد و بدین ترتیب، به یک زندگیِ سرشار از خوشی و خرمی بهرهمند خواهید شد.📚اوستا:یسنا،یسن۵۳ ،بند ۵
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
💠تشبیه مردان به کشتزارها و زمینهای کشاورزی
➿➿➿➿
↩️در ادبیات مَزدَیَسنی و ایرانی، یک تمثیلِ مفهومی و یک تشبیهِ ژرف و عمیق وجود دارد. در ادبیاتِ دینیِ ما زرتشتیان، مردانِ زیرک و دانا به زمین هایی کشاورزی و قابل کشت تشبیه شدهاند که حاصلخیز و باروَر هستند.📚برای مثال، در بندِ ۹۱ از اندرزنامهی آذرباد ماراسپندان، به مردانی که دختر دارند چنین توصیه شده است :
دخترانِ خود را مردان زیرک و دانا بدهید چرا که مردان دانا و زیرک، همانندِ کشتزارها و زمینهایِ کشاورزیِ حاصلخیز هستند و همانندِ زمینهای باکیفیت و نیک، هنگامی که بذر، تُخم و دانه در آنها ریخته شود، از آنها بار و ثمر بسیار فراوانی به دست میآید. ↩️در این استعارهی کهنِ ایرانی،بذر(تُخم) نمادی از پتانسیل ها،فرصت ها و نعمتهاست. منظور این است که مردان زیرک و دانا، از نعمت ها و فرصت ها بهتر بهره میبرند.
🥥پینوشت: به نقل از موبد جِمشیدجیجیوانجی مودی، نارگیل نمادی از باروَری و حاصلخیزی است. به همین علت در آیینهای مختلف زرتشتیانِ شاهنشاهی(پارسیانِ بهاراتی)مورد استفاده قرار میگیرد و رایجاست.➿➿➿➿➿ #vizustārīh ➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
+1
💠گزارشی از تختِ زرینِ و طلایی شاهنشاه کیخسرو در شیز
↩️بر پایهی برخی ای منابع، در آتشکدهی آذرگشنسب (در شیز ) ، تختی زرین و طلایی وجود داشته است که به شاهنشاه کیخسرو منسوب بودهاست. ایرانیان برای آنکه آن تخت زرین و طلایی که برایشان از نظر دینی بسیار ارزشمند بودهاست، به دستِ تازیان نیافتد، آنرا به درون دریاچهای عمیق که در کنار آتشکدهی آذرگشنسب بود انداختند.
↩️در آتشکدهی آذرگشنب، که آتش ویژهی پادشاهان قرار داشته است، گنجهای گرانبهای اینچنینی بسیار نگهداری میشده است. میتوان حدس زد که احتمالاً تخت پادشاهی کیخسرو تنها وسیلهی طلایی و گرانبهایی نبودهاست که ایرانی ها برای آنکه به چنگ تازیان نیافتد، آنرا به درون آن دریاچه انداخته باشند.➿➿➿➿➿
📚Aayib al-malqt va arayib al-mawd ou ['Ayib-Nma] Muhammad b. Mahmd b.Ahmad Ts Salmn,Source gallica .bnf.fr/ Bibliothèque nationale de France. Département des manuscrits.,Supplément Persan 332 📷بخشی از یک دستنوشت خطی از کتابِ جام گیتینمای از محمد بن محمود بن احمد طوسی و تصویری از آتشکدهی آذرگشنسب➿➿➿➿➿ #māhrōz #vizustārīh ➿➿➿➿➿
🔥 @adurgan 🔥 🏆 @adurgan 🏆
💠مراسم و آیین های تولدِ فرزند در دینِ زرتشتی
➿➿➿
بخش ۹ از ۱۲
بیشتر نامهایِ مردانهای که امروزه پارسیانِ هند استفاده میکنند، به پسوندِ جی(«جی» به اوستایی است و در فارسی به آن «زیستِن» گفته میشود به معنای «زندگی کردن») ختم میشوند. در خواندن نیایش و یزشن به مناسبتِ درگذشتگان، این پسوند «جی» عموماً حذف میشود، بهویژه در میان طبقهی آسرونان. در واقع این پسوند به عنوانِ پَسوندی برای نامیدن زِندگان در نظر گرفته میشود.➿➿➿ ریشهی نامهای پارسیان امروزی را میتوان در منابع پُرشمار و متعددی ردیابی کرد. برای مردان، این نامها به شرح زیر است:
⚜برخی از این نامها، از نامِ گروهی از یَزَتَهها، ایزدان و فرشتگان گرفته شدهاند. این نام ها عبارتند از هُرمُسجی ( اوستاییِ آن اهورا مزداست، هُرمزد، هُرمُز، نامِ بزرگترین ایزد)، بَهمَنجی (اوستایی آن وُهومن است،به پارسی بهمن گفتهمیشود، دومین ایزد و نزدیک ترینِ ایزدان به اورمزد است)، آدَرجی (آذر، نهم)، خورشیدجی (به اوستایی هِوار خَشائتا، یازدهمین نام در فهرست سیروزه)، مهرجی (به اوستایی میترا، به فارسی مهر، شانزدهمین نام در فهرست سیروزه)، بهرامجی (به اوستایی وَرَثرَغنهَ، به پهلوی وَرهرام، به فارسی بهرام، نوزدهمین نام در فهرست سیرزوه)، دین (به اوستایی دئنا، بیست و چهارمین در فهرست سیروزه) و هومجی (به اوستا هائوما، سی و دومین نام در فهرستِ سیروزه). 💎برخی از نامهای مردانه هم از نامِ برخی از جواهرات و گوهر های گرانبها و قیمتی گرفته شدهاند؛ به عنوان مثال، دَهنجی، هیرجی، مانوچجی و راتانجی.➿➿➿
⚜برخی از نامهای مورد استفادهی پارسیان هند از نامهایِ نیاکانِ ایرانیتبارِ ایشان گرفته شدهاست، چنانچه که در شاهنامه و سایر نوشتههای ایرانی و متون پهلوی نیز اینگونه نامها ذکر شده است. به عنوان مثال، اردشیر، بورجورجی، بِزونجی، داراشاه، دارابجی (دورابجی)، اِدالجی (اَدالجی)، اِراچجی، فَردونجی (فِریدون)، فیروزجی (پیروزجی)، فَرامجی (فرامروز)، گودرِزجی، گوستادجی، جالبهای، جمشیدجی، جاماسبجی، جهانگیرجی،کیخسرو،کِکبادجی (کَیقُباد)، کِربادجی، کاوُسجی، خُدابوکس، مینوچِهرجی (مَنوچِرجی)، مِهروانجی (مِهربان)، نوروزجی، نوشیروانجی، پَهلانجی (پَهلوم، به معنای برتر)، پِستونجی (پشوتِن)، رُستمجی، شیاوَکشاه، شاپورجی، شهریارجی، سُهرابجی، تَهمولجی (اوستایی تَخما-اوروپا، در پهلوی به تَهمورَسپ تغییر یافته، سپس با افتادنِ پسوندِ (اَسپ) پایانی،به صورت مختصر به تهمور تبدیل شده، سپستر به تهمول تغییر شکل داده است). 🟠برخی از این نام ها هم به صورت کلی و یا با تغییراتی جزئی از نامهای هندوها گرفته شده اند. به عنوان مثال، باپوجی، بَهیخاجی، دادابهای، داجیبهای، دوسابهای، فاکیرجی، غَندیبهای، جیجیبهای، جیواجی، جیوانجی، کو وارجی، لاوجی، لیمجی، موتابهای، نانابهای،پوچاجی سنتوک، سوکلاجی، اوکَرجی➿➿➿➿➿ نویسنده : موبد جیوانجی جمشیدجی مودی بازگردان : نرسهباگ بهرامبوختاری ➿➿➿➿➿
📚THE RELIGIOUS CEREMONIES AND CUSTOMS OF THE PARSEES By JIVANJI JAMSHEDJI MODI,p,8,9➿➿➿➿➿ #پارسیان_هند #سنت_های_زرتشتی #موبد_جیوانجی_جمشیدجی ➿➿➿➿➿
🔥@adurgan🔥 🏆@adurgan🏆
