ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

𝖵𝖾𝗅︎𝗅︎𝗂𝖼︎𝗁︎𝗈𝗋 ࣬

𝖵𝖾𝗅︎𝗅︎𝗂𝖼︎𝗁︎𝗈𝗋 ࣬

前往频道在 Telegram

𝖡𝗅︎𝗎𝖾 𝗅︎𝗂𝗄︎𝖾 𝗍𝗁︎𝖾 𝗌𝖾𝖺, 𝖦𝗈𝗅︎𝖽𝖾𝗇︎ 𝗅︎𝗂𝗄︎𝖾‌ 𝗍𝗁︎𝖾 𝗌𝗎𝗇︎ 𝘥𝘦𝘢𝘳 𝘱𝘦𝘯? 𝖡𝗈𝗍: @W0rdlessbot

显示更多
未指定国家未指定类别
210
订阅者
-124 小时
-27 天
无数据30 天
帖子存档
اگر قلم رو میخونید بازش نکنید، اسپویل از آینده ی یکی از کاپل هاست. #The_Pen

آدمای مهم زندگیتونو نکشید

تا ابد لقب هایی که رایا بهم میده لقب های مورد علاقمن😭

𝖬𝗋. 𝖲︎𝗍𝖺𝗅︎𝗄︎𝖾𝗋; 𝗌𝗍𝗋𝖺𝗇︎𝗀︎𝖾𝗋 𝖽𝖺𝗇︎𝗀︎𝖾𝗋 | 𝖪𝗈𝗈𝗄︎𝖵 #oneshot ꩜ 𝖭𝖺𝗆︎𝖾: 𝖬𝗋. 𝗌𝗍𝖺𝗅︎𝗄︎𝖾𝗋 𝗌𝗍𝗋�
𝖬𝗋. 𝖲︎𝗍𝖺𝗅︎𝗄︎𝖾𝗋; 𝗌𝗍𝗋𝖺𝗇︎𝗀︎𝖾𝗋 𝖽𝖺𝗇︎𝗀︎𝖾𝗋 | 𝖪𝗈𝗈𝗄︎𝖵 #oneshot
꩜ 𝖭𝖺𝗆︎𝖾: 𝖬𝗋. 𝗌𝗍𝖺𝗅︎𝗄︎𝖾𝗋 𝗌𝗍𝗋𝖺𝗇︎𝗀︎𝖾𝗋 𝖽𝖺𝗇︎𝗀︎𝖾𝗋 ꩜ 𝖼︎𝗈𝗎𝗉𝗅︎𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄︎𝖵 ꩜ 𝖦𝖾𝗇︎𝗋𝖾: 𝗉𝗌𝗒𝖼︎𝗁︎𝗈𝗅︎𝗈𝗀︎𝗒, 𝖽𝖺𝗋𝗄︎ 𝗋𝗈𝗆︎𝖺𝗇︎𝖼︎𝖾, ꩜ 𝖶︎𝗋𝗂𝗍𝖾𝗇︎ 𝖻︎𝗒 𝖠︎𝖽𝗅︎𝖾𝗋 میگن بعضی خاطره‌ها نباید فراموش بشن... اما اگر کسی برای پاک کردنشون حاضر باشه خون بریزه، درد بکشه و حتی همه‌چیز رو به آتیش بکشه چی؟
‌ 𝙏𝙖𝙥 𝙩𝙤 𝙧𝙚𝙖𝙙 𝙤𝙣𝙚𝙨𝙝𝙤𝙩 ‌          ‌    ⎇ 𝙪𝙣𝙠𝙣𝙤𝙬𝙣 ‌‌ 𝙑𝙚𝙡𝙡𝙞𝙘𝙝𝙤𝙧

𝗆︎𝗒 𝗅︎𝗂𝗍𝗍𝗅︎𝖾 𝖻︎𝗅︎𝗈𝗇︎𝖽𝗂𝖾 (𝖬𝗂𝗇︎𝗂𝖾)
+1
𝗆︎𝗒 𝗅︎𝗂𝗍𝗍𝗅︎𝖾 𝖻︎𝗅︎𝗈𝗇︎𝖽𝗂𝖾 (𝖬𝗂𝗇︎𝗂𝖾)

𝗆︎𝗒 𝗅︎𝗂𝗍𝗍𝗅︎𝖾 𝗅︎𝗎𝗆︎𝖾𝗇︎ (𝖧𝖺𝗌𝗍𝗂)
+1
𝗆︎𝗒 𝗅︎𝗂𝗍𝗍𝗅︎𝖾 𝗅︎𝗎𝗆︎𝖾𝗇︎ (𝖧𝖺𝗌𝗍𝗂)

𝖬𝗒 𝖻︎𝖺𝖻︎𝗒 𝗀︎𝗂𝗋𝖺𝖿︎𝖿︎𝖾 (𝖢𝗈𝖻︎𝖻︎𝗒)
+1
𝖬𝗒 𝖻︎𝖺𝖻︎𝗒 𝗀︎𝗂𝗋𝖺𝖿︎𝖿︎𝖾 (𝖢𝗈𝖻︎𝖻︎𝗒)

𝗆︎𝗒 𝖻︎𝗅︎𝖺𝗓︎𝗂𝗇︎𝗀︎ 𝗌𝗍𝖺𝗋 (𝖲︎𝖾𝗍𝖺𝗋𝖾)
+1
𝗆︎𝗒 𝖻︎𝗅︎𝖺𝗓︎𝗂𝗇︎𝗀︎ 𝗌𝗍𝖺𝗋 (𝖲︎𝖾𝗍𝖺𝗋𝖾)

𝗆︎𝗒 𝗅︎𝗂𝗍𝗍𝗅︎𝖾 𝖽𝗂𝗇︎𝗈𝗌𝖺𝗎𝗋 (𝖱︎𝖾𝖻︎𝖾𝖼︎𝖼︎𝖺)
+1
𝗆︎𝗒 𝗅︎𝗂𝗍𝗍𝗅︎𝖾 𝖽𝗂𝗇︎𝗈𝗌𝖺𝗎𝗋 (𝖱︎𝖾𝖻︎𝖾𝖼︎𝖼︎𝖺)

𝗆︎𝗒 𝖽𝖾𝖺𝗋 𝖾𝗎𝗀︎𝖾𝗇︎𝗂𝖾 (𝖱︎𝖺𝗒𝖺)
+1
𝗆︎𝗒 𝖽𝖾𝖺𝗋 𝖾𝗎𝗀︎𝖾𝗇︎𝗂𝖾 (𝖱︎𝖺𝗒𝖺)

دوست دارم اون چند نفری که برام مهمن رو اینجا توصیف کنم هرچند دوتاشون اینو احتمالا نمیبینن

جونگکوک اشتباهی دفترچه خاطرات منو باز کرد و خوندش و بعد، تصمیم گرفت آهنگ hate you رو دربارش بنویسه

شوگا اشتباهی دفترچه خاطرات من رو باز کرد و خوندش و بعد، تصمیم گرفت اهنگ Amygdala رو دربارش بنویسه

چیس آتلانتیک اشتباهی دفترچه خاطرات من رو باز کرد وخوندش و بعد، تصمیم گرفت اهنگ friends رو دربارش بنویسه

#Two_Riders #Multishot #Full
꩜ 𝖭𝖺𝗆︎𝖾: 𝖳︎𝗐𝗈 𝖱︎𝗂𝖽𝖾𝗋𝗌; 𝖻︎𝗅︎𝖺𝖼︎𝗄︎&𝗋𝖾𝖽 ꩜ 𝖼︎𝗈𝗎𝗉𝗅︎𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄︎𝖵 ꩜ 𝖦𝖾𝗇︎𝗋𝖾: 𝖥𝗅︎𝗎𝖿︎𝖿︎, 𝖢𝗈𝗆︎𝖾𝖽𝗒, 𝖤︎𝗇︎𝖾𝗆︎𝗂𝖾𝗌 𝗍𝗈 𝗅︎𝗈𝗏︎𝖾𝗋𝗌, 𝖶︎𝖾𝗌𝗍𝖾𝗋𝗇︎, 𝖱︎𝗂𝗏︎𝖺𝗅︎𝗋𝗒 ꩜ 𝖶︎𝗋𝗂𝗍𝖾𝗇︎ 𝖻︎𝗒 𝖠︎𝖽𝗅︎𝖾𝗋
𝙒𝙖𝙩𝙩𝙥𝙖𝙙 𝙡𝙞𝙣𝙠 ‌ ⎇ 𝙪𝙣𝙠𝙣𝙤𝙬𝙣 ‌ 𝙑𝙚𝙡𝙡𝙞𝙘𝙝𝙤𝙧

#Two_Riders #Multishot #Full همیشه خودشون رو با برد و باختشون توصیف میکردن.. اما درست روزی که هیچ کدوم برنده ی مسابقه نشدن، ه
#Two_Riders #Multishot #Full همیشه خودشون رو با برد و باختشون توصیف میکردن.. اما درست روزی که هیچ کدوم برنده ی مسابقه نشدن، همه چیز برای اولین بار جور دیگه ای تعریف شد.
_ میبینی؟ تو از اسبت اسب تری، اون وقتی بهش نزدیک میشم جفتک نمیندازه جونگکوکی که هنوز دست به سینه بود کلاهش رو از روی سر اسبش برداشت و روی سر خودش گذاشت. _من جفتک نمیندازم، با مشت میام تو صورتت

پاشید بیاید منو ببرید تو گروه هاتون حوصلم سر رفته

بخدا اصلا عین خودته

چقد من این بچه رو دوست دارم:)

Repost from N/a
My Adler the Storyteller
+1
My Adler the Storyteller