ch
Feedback
کـریـسـتـال کـیـانـوش 🐚

کـریـسـتـال کـیـانـوش 🐚

前往频道在 Telegram

"من زندگی به‌خاطرِ مُردن نمی‌کنم" «عفیف»

显示更多
未指定国家未指定类别
219
订阅者
无数据24 小时
+77
+830
帖子存档
گاهی به حال و روز جهان گریه می‌کنم افسوس می‌خورم که خداوند نیستم #بهرام_هیمه

گل‌ها را خیلی دوست دارم، برایم همیشه حس خوب می‌دهند.🌷🤍
+1
گل‌ها را خیلی دوست دارم، برایم همیشه حس خوب می‌دهند.🌷🤍

بیابان خشک و من تنها درخت نوجوانی که به‌آرامی دوام آوردنم را یاد می‌گیرم بهرام هیمه

امْشِ بِدَائِكَ مَا مَشَى بِكَ💔 با درد خود سازگار باش، چنان‌چه او با تو سازگار است. امام علی ع🕊️

لأنک شدید الصّبر، ظنو أنک لا تشعر... از آنکه صبرت زیاد بود، گمان کردند چیزی حس نمی‌کنی... نجیب محفوظ

و فرمود: خداوند را به‌وسيله بَرهم خوردن تصميم‌ها، فسخ پيمان‌ها و نقض اراده‌ها شناختم. امیر مومنان علی نهج‌البلاغه

گوش کن،وزش ظلمت را میشنوی؟ فروغ فرخزاد

با مُشت زدم بر سرش و باز تپش کرد با این روش از قلبِ خودم کار کشیدم اکرام بسیم

‎تازه می‌خواهم کمی با شادمانی خو بگیرم ‎غم به شکلی دیگر و مفهومِ دیگر می‌درآید ‎مسیح سیامک

جهان؛ جنازه طفلی است روی شانه باد. «استاد عفیف»

با بوسه های آتشین دیوانه‌ام کردی هوشیار بودم، آفرین، دیوانه‌ام کردی نام مرا برده نوشتی «دوستت دا» و بعدش دوـسه‌تا نقطه چین... دیوانه‌ام کردی دورم نگرد آخر تو هم دیوانه خواهی شد از من چه میخواهی زمین؟ دیوانه‌ام کردی! لبخند را روی لبم آوردی و بعدش سویم گرفتی دوربین دیوانه‌ام کردی جان می‌دهم در پیش رویت، هیچ شکی نیست از دور ها که این چنین دیوانه‌ام کردی با چشم‌های باز بشنو حرف‌هایم را!... دیوانه‌ام کردی ببین! دیوانه‌ام کردی! کریستال کیانوش

افراط نکن، دود مضرّ است، نکش دیوانگی ات را به رُخ مست نکش بگذار دوباره لای موهایم دست این‌بار دگر از سر من دست نکش کریستال کی
افراط نکن، دود مضرّ است، نکش دیوانگی ات را به رُخ مست نکش بگذار دوباره لای موهایم دست این‌بار دگر از سر من دست نکش کریستال کیانوش

می شوم بیدار و می بینم کنارم نیستی حسرتت سر می گذارد بی تو بر بالین ِ من... حسین منزوی

لحظه‌ی فارسی سخن گفتن من گمان می‌کنم پرنده‌ترم #احسان_بدخشانی

کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچ کس به خانه اش نمی رسد؟ گروس عبدالملکیان

گاهی یک خراش سطحی می تواند کوهی را در تو فرو بریزد کافیست جای عمیق زخم را بلد باشد! منیره حسینی

خاطره ای در پشت بام مغزم اسمت را فریاد زد و به پایین پرید! -هادی میرزایی

«هرچه روحم بیشتر زجر می‌کشد، برای تسکینش بی عاطفه تر می‌شوم.» امیلی برونته

چه غمناک بود، پرنده‌ای که در وقت مرگ پرهای جوان داشت _احمدرضا احمدی