◜ ׁ┄ׅ𝖡𝗅𝗎𝖾 𝖼𝗋𝖺𝗒𝗈𝗇.
前往频道在 Telegram
Он сомкнул глаза под оранжевый закат — и мир исчез...🌅
显示更多未指定国家未指定类别
131
订阅者
无数据24 小时
-357 天
-20430 天
帖子存档
ناخودآگاهم اندوهگین است.
صورتکی بر چهره ام کاشته ام
که لبخند میزند ، اما چشمانم غمگین
است. دلی دارم که خسته است ، آرام
و بیصدا در لحظه لحظهی گذران
عمرم میگرید. سخن میگویم ، نگاه
میکنم ، میروم میآیم ، شادی میکنم؛
اما این من خسته است. چنان خسته
که گاه به سرش میزند صورتکش را
بردارد و با صدایی لرزان ، چشمانی
خیس ، ابروانی درهم رفته و گلویی
دردناک فریاد بزند.
دگر توان ندارم! دگر هیچ کدامتان را
نمیخواهم. بیخیالم شوید.
از همه چنلایی که جوین بودم لف دادم
اگر دیدید با این ایدی جوین چنلتون نیستم میتونید لف بدید.
@Witch_o1
راستش انقدر ها هم که ادعا میکنم برام مهم نیستید.
این رو از طرز حرف زدن و رفتارهام با خودتون میتونید متوجه بشید.
