ִֶָ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ៸៸ ᴅᴇᴀᴅ:ᴀʟɪᴠᴇ
前往频道在 Telegram
ᅠ 𑊩 𝗒𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗆𝗒 𝖽𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾, 𝗍𝖺𝗄𝖾 𝗆𝗒 𝗁𝖺𝗇𝖽 ⭒ ᯤ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ،، t.me/BPlanetTeam 𐙚 ᅠᅠ ꒰ t.me/zb1and2blebot ꒱
显示更多未指定国家未指定类别
394
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-330 天
帖子存档
Ꮺ Sung Hanbin “ DEAD:ALIVE ”,
ᅠᅠᅠ ﹙concept film 1﹚
🐥” تا اینجا، من دیجی کیم تهره بودم. بیایین فردا باهم صمیمیتر بشیم. شبِ شیرینی داشته باشین! 🌙
+1
— hanbin, plus chat update
🐹” داشتم دیجی تهره رو میدیدم، یهویی این به ذهنم رسید
🐹” از سونگ هانبین چه جملههای معروفی داریم؟
🐹” به غیر از "مَتنان سانگپاگو" [نون خوشمزه بخر] ...
🐹” میگین خیلی زیاده ㅋㅋ
🐹” من واقعاً "نوری مورانسِگ" [موهام زرده] هم گفته بودم...؟
🐹” انگار "مارشملودی" [مایملودی] واقعاً توی ذهن همه مونده
🍯” تِلدی، "آیس لاته موز"... این وانیلا لاتهست
🐥” حس میکنم دارم درست مثل هانبین هیونگ، کلکسیون جملههای عجیبِ معروف خودم رو جمع میکنم. چندتا از جملههای معروف هانبین هیونگ رو هم نگاه کردم و واو... فکر نکنم اصلاً بتونم باهاش رقابت کنم~ 😭
🍯” داشتم توی باشگاه ورزش میکردم و چون کسی اون اطراف نبود، داشتم با 'exotic' میرقصیدم و همزمان میخوندم. ولی یهویی حس کردم یکی اونجاست، برگشتم و دیدم مربی همینطور زل زده بهم. خیلی خجالت کشیدم 😭
🐥 چرا خجالت میکشی؟ 'exotic' آهنگیه که غرور و اعتمادبهنفس داره، پس باید با اعتمادبهنفس اجراش کنی. یکجوری باش که انگار میگی "داشتم میرقصیدم. از پشت داشتی نگام میکردی؟ کاری داشتی؟".. منم اخیراً با یکی از دوستام رفته بودم رودخونه هان و یادمه از شدت هیجان، موقع برگشتن داشتم با 'exotic' میرقصیدم. امیدوارم تو هم فارغ از اینکه کی داره نگاهت میکنه، بدون خجالت برقصی. راستی، با ورس سوم هم رقصیدی؟
— یکی از شنوندههای از تِلدی خواسته بود چون نمیتونه روی درس خوندنش تمرکز کنه و امتحانها هم نزدیکن، دعواش کنه و بهش تذکر بده و درخواست کرده بود 'Curious' از اندابل رو هم پخش کنن و تِلدی هم پخشش کرد 🥺
🐥” من برای خانواده پدریم کلی قهوه خریدم. مامانم بهم گفت "تهره، برو با کارتت حساب کن و بگیرشون". منم گفتم "آها، باشه" و خیلی خونسرد رفتم و حساب کردم. صبح بود و رفتم یکی از شعبههای یک برند قهوه تا برای همه فامیلهای پدریم قهوه سفارش بدم. ولی یهویی یکی از استفهای پارهوقت گفت "اگه الان سفارشتون رو ثبت کنید، حدود ۳۰ دقیقه باید منتظر بمونین" برای همین یکم احساس شرمندگی کردم... با این حال، من و خانوادهام از قهوهها لذت بردیم. بیشتر از ۲۰ نفر بودیم، بنابراین مجبور شدم بیشتر از ۲۰ لیوان قهوه سفارش بدم که عملاً اونجا یک بحران به وجود آورد... برای همین میخوام از استفهای اونجا عذرخواهی کنم!
🍯” باید به نویسندههای رادیو هم بگی "عمو/دایی، لطفاً بهم پول توجیبی بده!" 😂
🐥” *به نویسندهها نگاه میکنه* اوه... من توی دردسر بزرگی افتادم. نمیدونم اصلاً اونا عمو شدن یا نه... هاهاها...
🍯” ظاهراً به خواهرزادههات برای چوسوک پول توجیبی دادی، کنجکاوم بدونم چه واکنشی نشون دادن! احتمالاً گفتن "دایی تهره بهترینه!" چه کیوت~ دایی تهره، به منم پول توجیبی بده!
🐥” اوه، باید بهت پول توجیبی بدم؟ پس منو "دایی تهره" صدا کن! خواهرزادههام معمولاً زیاد بهم سر میزنن، ولی این بار فقط یکیشون اومده بود. یک دختر کوچولو بود. حتی هانبوک قشنگ پوشیده بود و وقتی دیدم برای دایی تهره ناز و ادا درمیاره، دلم نیومد و بهش پول توجیبی دادم. اونم خیلی آروم پول رو گرفت و گذاشتش توی پاکت پولش. خیلی کیوت بود 🥹
— هفته پیش از تِلدی پرسیدن که توی تولد یکسالگیش چی برداشته و گفت که موز برداشته، اما این هفته اومد و گفت که خاله و دخترخالش بهش گفتن که موز نبوده 😭
🍯” تِلدی توی دولجابی [مراسم اولین تولد نوزاد که در اون، وسیلهای که بچه برای اولین بار انتخاب میکنه، بهطور سنتی نماد مسیر یا آیندهش در نظر گرفته میشه] چی برداشته بود؟
🐥” موز بود...؟
🌹” موز روی میز بود...؟
🐥” آره، موز روی میز بود... صداتون رو میشنوم! هر چی میگین رو میشنوم. فکر کنم یک موز برداشتم... یک چیز زردرنگ بود و تا جایی که یادمه، موز بود. شاید این یک جور نشونه بوده که از قبل بهم بگه تهنینی واقعاً وجود داره. واقعاً برام سواله چرا اصلاً اون رو اونجا گذاشته بودن...
🐥” اون موز نبود. چی بود؟ ظاهراً یک چیزی شبیه نخ پنبهای برداشته بودم. خالهم و دخترخالهم هم میگفتن "اصلاً اونجا موزی نبود، پس چرا گفتی موز برداشتی؟"... خودمم نمیدونم این موز دیگه از کجا سر و کلهش پیدا شده بود!
🍯” امیدوارم یک روزی صدای تِلدی رو توی ost یک موزیکال بشنوم
🐥” منم امیدوارم بتونم صداش رو بشنوم! امیدوارم تِلدی یک روزی توی یک موزیکال بازی کنه. ممنون بابت حرفهای قشنگت!
🍯” نه، ولی وقتی آلارمت رو اینقدر بلند میذاری، از صداش با ترس از خواب نمیپری؟ تِلدی، قلبت اوکیه؟ 😭
🐥” فکر نکنم هیچوقت از خواب پریده باشم. من کلاً صبحها خیلی سخت نمیگیرم. فقط با خودم میگم "آه، خب، انگار باید برم بیرون" و بعد از جام بلند میشم، صورتم رو میشورم، لباس میپوشم و دوش میگیرم. فکر کنم به خاطر اینه که شغلم این شکلیه. البته فکر میکنم این چیز خوبیه. اینکه عادت داشته باشی صبحها بلافاصله بیدار یشی و دوباره نخوابی، خوبه!
🍯” صدای آلارم تِلدی چیه؟ کنجکاوم بدونم!
🐥” آلارمم صدای بوق موتوره. برای بیدار شدن به یک صدای شدید و محکم نیاز دارم، برای همین... میپرسی چه وایبی داره؟ در واقع فقط صدای بوقه که "بیپ بیپ!" میکنه! آره، صدای موتور هم درمیاد. میدونی وقتی موتورسیکلتها بیرون صدای خیلی بلندی ایجاد میکنن، صداشون رو خیلی واضح میشنوی؟ منم آلارمم رو همونطوری تنظیم کردم و راستش خیلی بهم کمک کرده...
🍯” تِلدی وقتی کار سخت میشه، چطوری ادامه میده؟
🐥” من وقتی کار برام سخت میشه، یک رستورانی که مدتهاست دلم میخواد برم رو رزرو میکنم. به خودم یک جایزه کوچولو میدم، از یه غذای خوشمزه لذت میبرم و استرسم رو خالی میکنم. فکر کنم اینطوری میتونم از پسش بربیام...
