MIND CHAT
前往频道在 Telegram
یک پزشک که دوست داشت کفاش باشد 👞 محتوای غیرِ پزشکی؛ با تاکید روی «غیر» رزیدنتِ رشتهی خیالی ❤️💍
显示更多未指定国家未指定类别
404
订阅者
-424 小时
+247 天
+6730 天
帖子存档
404
متاسفانه گوشی من دچار ارست قلبی تنفسی شد
بلافاصله کد ۹۹ اعلام شد و تیم احیا و درمان در سریع ترین زمان ممکن بالای سرش حاضر شدند؛ cpr شروع شد؛ الکتروشوک دریافت کرد و درمان با با نوراپی نفرین شروع شد؛ اینتوبه گردید؛ گوشی بنده برگشت و در حال حاضر تحت دریپ نور و همچنان اینتوبه میباشد
404
مثلا ما میدونیم که خیلی موقعها یدفگی کسالت پیش میاد و سریع میاید بیمارستان، ولی یادتون باشه که اگر بیمار دارویی مصرف میکنه، به همراه داشتن اون داروها یا حداقل دونستن اسم و دوز و نحوه مصرف داروها برای ما خیلی مهمه
ایشالا که هیچ موقع نیاید بیمارستان؛ ولی اگه گذرتون به دواخانه افتاد، حتما دواهاتون رو هم همراهتون بیمارید؛ ممنون 🖐🏻
404
مثلا وقتی پزشک میاد بالاسرتون برای ویزیت، دیگه با تلفن صحبت نکنید و تلفنتون رو قطع کنید
وسط یه عالمه شلوغی و کار، میری بالاسر مریض که ویزیتش کنی و بیمار وسط تلفن صحبت کردنش یه سلام بهت میکنه و به صحبتش ادامه میده
آقا من اومدم با توووو صحبت کنم اونوقت تو داری با تلفن صحبتی میکنی؟ 😭😂
404
ایشالا که هیچ موقع گذرتون به درمانگاه و بیمارستان نیفته؛ ولی خدایی نکرده اگه کسالتی پیش اومد و اومدید لطفاً یه سری چیزا رو رعایت کنیدددددددد 🤬😂
مثلا؟
404
اسد پسر گلیه
اثبات شدست
با اصرار بچهها قبول کرد که شماره کارت بده بهمون
توی این شرایط سخت، باید پشت همو داشته باشیم؛ بسمالله
404
Repost from N/a
اسد یا آقای رنگو رو می شناسین
متاسفانه مبتلا به آسیب شنوایی هست و نیاز به سمعک داره.
کمترین هزینه یک جفت سمعک معمولی 180- 200میلیون هست..
شاید بخواد بره سرکار، یا دوباره کنکور بده، یا هرچیز دیگه ای... میدونم که درک میکنید زندگی بدون شنیدن چقدر سخته!
بیاید کنارهم جمع بشیم، بتونیم به این دوست عزیزمون کمک کنیم، هرچند کم، اما بتونیم حداقل کمک هزینه ای باشیم براش...
هر چقدر که در توانتون هست کمک کنید
، نگید این مبالغ کمه و به درد نمیخوره، به لطف خدا همه چیز درست میشه ان شاءالله...
بسم الله...
5022291591206659
و شبا بانک پاسارگاد
540570077700010807926001
بانک پاسارگاد- اسدالله اسماعیلی
اگر شماره کارت بالا مشکل داشت و محدودیت خورده بود به این واریز کنید:
6219861981656340
بلو بانک_اسدالله اسماعیلی (روی شماره کارت بزنید کپی میشه)
اگر بازهم محدودیت داشت به شبای بلو بانک انتقال بدید:
IR160560611828005843529101
بلوبانک_اسدالله اسماعیلی (روی شماره شبا بزنید کپی میشه)
مدارک برای کسانی که میخوان مطمئن بشن
ای که دستت میرسد، کاری بکن...
404
درحالیکه یکسال قبل دانشآموز من بود، در وبیناری که مختص دانشآموزای اردوی نوروز بود، از رتبهبرتر های خفن سه سال اخیرش دعوت کرده بود و اتفاقا گفتگو با چگالی بالا بوده و در پایان لطف کرده و به کل دانشآموزای کشور تقدیمش کرده
«توی چشات زل میزنن و حقتو میخورن»
404
درمورد مشاوره هم همینطور؛ حق شماست که از سطح اون کسی که میخواد شما رو راهنمایی کنه و ازتون پول بگیره آگاه بشید؛ هرمشاوری هم که بهش برخورد و گارد گرفت، یه ریگی توی کفششه و شما میتونید سه تا فحش درست و حسابی بهش بدید و بعد با خیال آسوده خداروشکر کنید که گیر یه شیاد نیفتادید و برید سراغ یه آدم مناسبتر
اتفاقا در زمینه کنکور چیزی که خیلییی زیاد داریم شیاده؛ توی این سالها به اندازهی موهای سرم دزدهایی رو دیدم که بدون هیچ مدرکی و رتبه کنکوری، به اسم رتبه برتر مشاوره میدادن!
یه مثال واضح بزنم؛ یه دختر خانمی دانشآموز من بود و کنکور داد و بعدش دیگه هیچوقت ندیدمش؛ تا اینکه پارسال دیدم روی پروفایلش عکس گوشی پزشکی گذاشته و این مسخرهبازیا؛ توی بیو کانالش لینک یه کانال مشاوره بود و واردش شدم و دیدم ماشالا ممبر هم داره!
من با خودم گفتم بابا این در سطح قبولی پزشکی نبود! توی کانالش هم هیچ مدرکی از پزشکی خوندن پیدا نکردم! بهش پیام دادم گفتم خانم فلانی مبارک باشه! کی پزشکی قبول شدید و ما خبردار نشدیم؟ ایشونم با اعتمادبهنفس گفت من ترم فلان پزشکی فلان دانشگاهم! گفتم بسیارخب کارت دانشجوییتو نشون بده؛ اولش شاخ و شونه کشید که به تو ربطی نداره و فکر کردی کی هستی و این حرفا! بهش گفتم من هیچکی نیستم ولی تا یه ساعت دیگه اسم و فامیل و آیدی کانالت رو میذارم توی کانالم و تا یه ساعت بعدم کل تلگرام از کلاهبرداریت پر میشه!
تهش چی شد؟ با پررویی تمام گفت مگه هرکس میخواد مشاور خوبی باشه باید حتما پزشکی بخونه؟ من پزشکی قبول نشدم و دانشجو نیستم ولی خودم میدونم که از ده تا مشاور دیگه کارم بهتره! به خودم ایمان دارم و با قدرت به کارم ادامه میدم /:
یادتونه گفتم توی روز روشن توی چشات زل میزنن و حق شما رو ضایه میکنن؟ این احمق فکر میکرد بحث سر کیفیت مشاورست! بحث سر دروغی بود که به دانشآموز میگفت و خودش رو جای دانشجوی پزشکی جا میزد! با اعتمادبهنفس کامل حق خودش میدونست که دروغ بگه و ذرهای هم احساس بدی نداشت
پن: میتونم اسم و فامیلش رو بگم؛ چون بنظرم شیاد و کلاهبردار لایق باآبرو بودن نیست
404
خطاب به دانشآموزایی که به زودی به شکل گستردهتری وارد جامعه میشن یه نکته بگم
بچهها توی این جامعه و دنیای بزرگسالی، اگر برای گرفتن حقتون خجالت کشیدید، با شرایطی روبرو میشید که قطعا احساس احمق بودن خواهید کرد؛ توی دنیای بیرون از خونه و مدرسه با آدمهایی روبرو میشید که به معنای واقعی کلمه میخوان «حق» شما رو از شما بگیرن؛ نه به شکل پنهانی و زیرپوستی، بلکه توی روز روشن تو چشات زل میزنن و حقتو میخورن
من نمیگم با عینک بدبینی به آدمها نگاه کنید؛ فقط میگم حق و حقوقتون رو بشناسید و ذرهای ازش به کسی نبخشید؛ هرکس خواست به هر شکلی حق شما رو ضایه کنه، سفت و محکم توی روش وایسید؛ نه حق کسیو بخورید و نه اصلا اجازه بدید کسی حق شما رو بخوره
یه نکتهی مهم دیگه هم وجود داره
وقتی یه نفر داره حق شما رو ضایه میکنه و شما بهش اعتراض میکنی، معمولا اون فرد جوری واکنش نشون میده که انگار شما زیادی حساسی و اتفاق خاصی نیفتاده و تو شک میکنی که نکنه موضوع مهمی نبود و نباید حقخواهی میکردم؛ نه آقا! خود اون فردی که داره به شما اینو میگه، در موقعیت مقابل، خشتک شما رو به کلتون خواهد کشید
پس با خیال راحت حقتون رو طلب کنید
با زبون نرم و منطقی
با مدارا
با پافشاری
با خشم
با بد و بیراه
404
چندشب پیش یه دانشآموز برای رزرو مشاوره باهام تماس گرفت؛ صحبت کرد و سوالاشو پرسید و آخرای تماسمون بود دیدم هی مِنمِن میکنه؛ پرسیدم سوالی مونده که نپرسیده باشی؟!
- نه نه
+ چیزی هست که بخوای بگی؟
- نه آقای دکتر خیلی ممنون
+ پس چرا یه جوری بنظر میرسی که انگار سوال داری و نمیپرسی
- حقیقتا روم نمیشه؛ از اول تماس میخوام بپرسم که شما مدرک تحصیلیتون چیه و اگه امکانش هست عکسی از مدرک تحصیلیتون نشونم بدید
چیزی که واسم عجیب بود این بود که چرا اینقدر خجالت میکشید؟ مگه چیز عجیبی میخواست؟ چرا برای گفتن چیزی که حقش بود اینقدر مردد بود؟
404
سلام به عزیزای دلی که تازه وارد کانال شدن؛ یدفگی کانال رو چک کردم و از دیدنتون خیلی خوشحال شدم :] ♥️
مثل اینکه یکی از دانشآموزای سابقم، لطف کرده و من رو به عنوان مشاور توی کانال یه شخص عزیزی معرفی کرده؛ اول اینکه از لطف دانشآموز و شخصِ عزیز ممنونم 👾🖐🏻
خدمتتون عرض کنم که اینجا بیشتر برای صحبت درمورد روزمرگیهاست و محتوای کنکوری نداره؛ من تاسیسکنندهی گروه گلدان بودم و امسال نهمین ساله که مشاور کنکورم؛ اما کار مشاورهی من، هم محدودتر از سالهای قبل شده و هم کمتر دانشآموز قبول میکنم؛ اگه اینجا تشریف آوردید، لطفا من رو به عنوان غیرِ مشاور و کانال رو به عنوان غیرِ کنکوری بپذیرید و دوست داشته باشید 🥲🤝♥️
البته هرجا نیاز به کمک داشته باشید
میتونید روی من حساب کنید 🙌🏻⚡
404
به کنکوریای که چند وقت بعد قراره در دوراهی پزشکی و کنکور قرار بگیره و یا دانشآموز تجربیای که یکی از هدفهاش میتونه قبول شدن در رشتهی پزشکی باشه، توصیه میکنم که این پیام و پیامهایی که در ادامه نوشته شده رو مطالعه کنن
این نوشتههای دکتر سیاهنمایی نیست و صرفا واقعیتی هست که وجود داره؛ هیچ اشکالی نداره اگر تو از این دست حقیقتها رو درمورد این رشته بدونی و بعد انتخابش کنی! این میشه انتخاب آگاهانه؛ ولی بد به حال روزی که دانشآموز با تصورهایی خلاف این واقعیتها این رشته رو انتخاب کنه :]
404
اصلا یک مسئولت جدیدی توی دوستهای من تعریف شده بود و اون بیدار کردن من قبل از امتحانا بود؛ خوابم زیاد و سنگین شده بود و اصلا به راحتی بیدار نمیشدم؛ گوشیمم همیشه میوت بود؛ وقتی صبح امتحان داشتیم و از یه تایمی به بعد خبری ازم نمیشد، بچهها میومدن در خونم و با کلید و سنگ و غیره میزدن به پنجرهی به سمت کوچه و به زور بیدارم میکردن میبردن سر جلسه امتحان
404
یادش بخیر
حدود دو سال پیش که هنوز استاجر بودم
اختلال خواب پیدا کرده بودم
و دکتر برام ترانکوپین تجویز کرد
من در حالت عادی مثلا حتی اگه ساعت ۶ صبح هم بخوابم، قطعا ساعت ۱۰-۱۱ بیدار میشم چون همیشه یه استرس درونی دارم که کارام عقبه و با استرس از خواب بیدار میشم؛ اصلا تاحالا توی عمرم تجربه نکرده بودم که مثلاً شب بخوابم و ساعت ۱ ظهر بیدار بشم
من ترانکوپین رو شروع کردم
دنیام عوض شده بود
مثلا یه شب ساعت ۹ خوابم برد
بعد بیدار شدم دیدم عع هنوز شبه که؛
با خودم گفتم جالبه؛ خیلی خوابم کیفیت داشته؛ انگار چند ساعت بیشتر نخوابیدم ولی خیلی خوابه بهم چسبیده
دست کردم زیر بالشتم گوشی رو کشیدم بیرون دیدم ساعت ۱۸:۳۰ هست
گیج شده بودم؛ میگفتم ساعت چرا اشتباست
بلند شده بودم روی تشک نشسته بودم به اطراف نگاه میکردم؛ دنبال یک نشونهای بودم که ببینم واقعا الان نصف شبه یا سر شبه؛ تکوتنها زندگی میکردم و تو خونهی مجردی من هیچ نشانهای پیدا نشد؛ از پنجره توی خیابون رو نگاه کردم دیدم رفت و آمده؛ با خودم گفتم نصف شب که نباید رفتوآمد باشه
از ساعت ۱۸:۳۰ تا ۱۰ - ۱۱ شب داشتم فکر میکردم که چجوری بیشتر از ۲۰ ساعت خوابیدم؛ حدود ساعت ۱۰ دوباره قرص خوردم خوابیدم
404
خدا رحم کنه
پاییز داره از راه میرسه
لامصب پاییز خواب ظهر یه جور دیگه میچسبه
ظهر میخوابی وقتی بیدار میشی شب شده و هرچی فکر میکنی یادت نمیاد اینجا کجاست ساعت چنده اصلا من کیم
