𐙚 ᴘɪɴᴋ ᴍᴇᴍᴏʀɪᴇꜱ ˚₊
前往频道在 Telegram
10YearsWithBLACKPINK🖤💗
显示更多未指定国家未指定类别
449
订阅者
无数据24 小时
+1207 天
+14730 天
帖子存档
🐰: ولی دوستش دارم، چون خیلی از نظرات باعث میشن بگم: "آه، راست میگه!" همهی نظراتتون واقعا خوشآمدن~~!
🐰: شاید اینجا و اونجا یه چیزایی کم داشته باشم... ولی ببینید چقدر خوبه که هنوز فرصت دارم رشد کنم! میخوام از این بهعنوان فرصتی استفاده کنم تا پیشرفتم رو بهتون نشون بدم(?) ههههه
👤: به جیسو که همیشه داره پیشرفت میکنه تبریک میگم 🥰
🐰: وقتی ازتون تعریف میشنوم واقعاً خیلی خوشحال میشم!!
🐰: دالگوم، خیلی وقته ندیدمت!! هیهی 🐶
👤: این دالگومه، مگه نه؟
🐰: جواب درست!
🐰 اون عروسک کوچولویی که کنار دالگومه، از وقتی دالگوم یه توله بوده کنارش بوده!! اونم یه بلینکه ههههه؛ همون "بلینگ" که توی بلینک داریم.
🐰: دالگوم دیگه حسابی پیر شده... خیلی سالم نیست، ولی هنوز همیشه لبخند میزنه و یه سگ کوچولوی شاده ههه.
🐰: الان با پدر و مادرم روزهاشو با خوشحالی میگذرونه و کلی محبت دریافت میکنه! ههه
🐰: هر روز عکساش رو دریافت میکنم و همیشه نگاشون میکنم.... دالگوم~~ میخوام فقط لحظههای خوبش رو بهتون نشون بدم، به همون اندازهای که همه دوستش دارن! پس حتی اگه دلتون براش تنگ شده، طاقت بیارید! ههههه
🐰: خلاصه که بعد از مدتها یه آپدیت از دالگوم دادم ههههه. کیم باندالگوم.
👤: حالا که نگاه میکنم، واقعاً شده یه پدربزرگ کوچولو! امیدوارم دالگوم سالهای سال سالم و سلامت زندگی کنه!
🐰: حالا دیگه شده پدربزرگ دالگوم! یهو بزرگ شد و از منم پیرتر شد! سلامتی همیشه از همهچی مهمتره، برای همه!! ههه
👤: دالگوم همیشه کنار جیسو میمونه 🥹
🐰:معلومه که همینطوره ههه، درست مثل رابطهی ما...
🐰: مالاتانگ بخورم یا نه؟
🐰: الان دیگه تقریبا وقتشه، مگه نه؟
👤: نیویورک مالاتانگ داره؟!
🐰: هی، من کرهام! 😂
👤: هرچی دلت میخواد بخور!
🐰: من که قبلش بُورینکل هم خورده بودم ㅠ
👤: وقتی اوني مالاتانگ میخوره، معمولا چی کنارش میخوره؟
🐰: گوآباورُو خیلی خوب بود.
🐰: امروز آلبوم رو گرفتم! 💿
🐰: ههه، اووووه! 🥹 خوشتون اومد خیلی هیجانزدهام، قلبم داره تند میزنه.
🐰: این روزا دارم سعی میکنم به یه حد متوسطی از لاغری برسم، حتی اگه در حد "پوست و استخون" نباشم...
🐰: باید به همین حد متوسط برسم ㅠ
👤: بیشتر ورزش کن.
🐰: ولی برای لاغرتر شدن، بالاخره باید رژیم هم بگیرم و من نمیتونم ㅠ
👤: اوني من همیشه خیلی لاغر بوده.
🐰: هههههه. راستش من هیچوقت خیلی لاغر نبودم... لاغرترین دورهی زندگیم زمان لاو سيك گرلز بود.
🐰: اینهمه غذای خوشمزه توی دنیا هست، مگه نه؟ 🥹 من هر روز از صبح تا شب فقط به غذا فکر میکنم. اصلا نمیتونم لاغر بشم.
🐰: واقعا من برنج رو خیلی دوست دارم ㅠ برنج!! برنج بهترینه ㅠ
👤: فکر کنم جیسو الان لاغرتر به نظر میاد.
🐰: ههههه، اون کلیپ!!!! من... اون موقع لاغر بودم؟ فکر کنم حدود مارس یا آوریل بود.
👤: جیسو همیشه خیلی لاغر بوده.
🐰: مرسی! ههه. ولی راستش حتی اگه لاغر نباشم هم کاملا اوکیه!! (?) فقط میخوام قبل از پوشیدن لباسام یه کم لاغرتر بشم، در حد "لاغری متوسط" سایز L!! ههههه
👤: جیسوی نابغه داره بدن سالمی رو حفظ میکنه!
🐰: وقتی میگی نابغهام، اعتمادبهنفسم میره بالا. پس برم مالاتانگ بخورم؟!؟! 😂
👤: جیسو وقتی میخواد وزن کم کنه ورزش میکنه؟
🐰: من تقریبا هر روز ورزش میکنم و مقدار غذایی که میخورم رو هم کم میکنم. یا مانگا میخونم... وقتی به یه چیزی گیر میدم، آخرش درست غذا نمیخورم چون تمام وقتمو صرف اون میکنم ههه.
👤: دیروز موهامو روشن کردم، ولی واقعا روشن کردن مو خیلی سخته 😭
🐰 آره، ههه. برای روشن کردن موهات باید آماده باشی که آخرش مجبور شی همهشو کوتاه کنی... ولی خب مو دوباره رشد میکنه.
👤: الان داری چه مانگایی میخونی؟
🐰: این روزا دوباره کونان رو میبینم. همهی قسمتهاشو میبینم و بعدش مستقیم میرم سراغ مانگا.
👤: تا حالا کدوم رنگ مو رو بیشتر از همه دوست داشتی؟
🐰: قرمز!!!!
👤: بالاخره کی قراره هویت کونان لو بره... ههههه
🐰: کونان خودش فقط کونانه... انگار قراره تا ابد زنده بمونه..!
🐰: یکی ازم پرسیده بود شخصیت موردعلاقهم توی کونان کیه! هههه. معلومه که شینیچی رو دوست دارم و آی رو هم دوست دارم! ههه
🐰: من حسودیم میشه به مرز چیزایی که نمیتونم انجام بدم و تازه میگن وقتی بچه بودم یه تکنیک عجیبغریب یاد گرفته بودم؟ "نابغه؟" "نابغه؟" اگه قراره نابغه باشه، پس جیسوعه!
👤: جیسو، دیگه بنفش رو دوست نداری؟ 💜 الان رنگ موی موردعلاقهت قرمزه؟
🐰: بنفش رو هم دوست دارم، ولی ناراحت شدم چون درست درآوردنش خیلی سخت بود! قرمز بهتر شد، ههه.
👤: تازه شروع کردم کرهای یاد بگیرم، ولی هرچی میگذره سختتر میشه 😢😢
🐰: ههههه، آره واقعا یاد گرفتن یه زبان خارجی سخته ㅠ ولی همین که داری یاد میگیری خودش خیلی عالیه 👏
👤: بهجز بنفش، رنگ دیگهای هم دوست داری؟
🐰: خاکستری رو هم دوست دارم! خاکستری!
👤: اونی، الان نصفهشب چیزی داری میخوری؟
🐰: این موضوع الان واقعا شده یه دغدغهی بزرگ. اگه امشب خودمو کنترل نکنم، فکر کنم از این به بعد هر شب دلم بخواد بخورمش. نامنام.
👤: فکر میکنی بعدش عذاب وجدان بگیری؟ ههههه
🐰: نه! فقط میگم: "وای، خوشمزه بود ههه."
👤: به هیچی فکر نکن، اول بخورش!
🐰: میتونم... واقعا میتونم..؟
👤: اونی، من بعضی وقتا وقتی حالم بده، شب با یه غذای خوشمزه خودمو آروم میکنم. تو هم یه بار امتحانش کن!
🐰 من وقتی حالم بده، کلا هی میخوابم. وقتی حالم خوب باشه، انگار مدت زیادی بیدار میمونم!! بعدش هم میخورم و همینجوری ریلکس میچرخم و میگردم.
👤: اونی من توی ساختن تیکتاک خیلی خوبه. واقعا یه نابغهست!
🐰: هههههههه 😭😭 دارم برای تیکتاک کلی ایده به ذهنم میرسونم. بهتون نشونشون میدم. رسما به تیکتاک معتاد شدم.
👤: اونی، این روزا دیگه توی ضبط تیکتاک خیلی حرفهای شدی؛ واقعاً یه نابغهای!
🐰 هههههههه T_T برای بعدی(?) دارم کلی ایده برای تیکتاک جمع میکنم، ههه. بهتون نشونشون میدم~ رسما آبسسد تیک تاکم~
👤: چرا انقدر مهربونی؟ واقعاً خیلی خوب به حرفای فنها گوش میدی... با اینکه بعضیامون اینهمه درخواست ازت داریم، حتی خجالت میکشم 😭
🐰 نه نه! اینطوری نیست! خودم یه جورایی فیلترشون میکنم(?) ههههه و انتخاب میکنم! بالاخره من نابغهام~! 😂
لیسا همچنین درباره سالی که اعضای بلکپینک از هم فاصله داشتن، قبل از اینکه دوباره بهعنوان بلکپینک برگردن، با Variety صحبت کرد.
🗣: یک سال آزادی از اون محدودیتهایی که کمپانی براتون گذاشته بود چه حسی داشت؟ به نظر میرسید واقعاً از این آزادی لذت میبری.
🌟: ما با بلکپینک بدون وقفه کار میکنیم و پشت سر هم از یه تور میریم سراغ تور بعدی. دلیل اینکه یه وقفه گرفتیم این بود که وقتی برای مدت طولانی مدام یه کار رو انجام میدی، بالاخره به یه نقطهای میرسی که دیگه از نظر جسمی و ذهنی خسته میشی؛ همون فرسودگی و برناوت. فقط من نبودم، همهمون احساس میکردیم به یه نفس تازه و یه استراحت نیاز داریم.
اون وقفه میتونست اینطوری باشه که هیچ کاری نکنیم و بریم دور دنیا رو بگردیم—که اتفاقاً کاملاً باب میل منه! 😂—ولی من تصمیم گرفتم چند ماه فقط استراحت کنم. اما خیلی زود با خودم گفتم: «بیشتر میخوام! میخوام خودمو به چالش بکشم.»
من عاشق اینم که همیشه خودمو به چالش بکشم و ببینم به تنهایی از پس چه کارهایی برمیام و چه تواناییهایی دارم. و همین شد که اون سال دیوونهوار و پرماجرا رقم خورد.
🗣: به نظر میرسه اون سالی که از کنترلهایی که کمپانیتون، وایجی، روی زندگی و مسیر حرفهایتون داشت آزاد شدی، واقعاً احساس رهایی میکردی. یه جمله توی فیلم هست که خیلی تو ذهنم موند: «جرئت نمیکردم حرف بزنم یا افکارم رو بیان کنم و از ۱۴ سالگی همینطوری زندگی کرده بودم.» واقعاً زندگی سختیه. پس تحت اون میزان از کنترل بودن چه حسی داشت؟ توی فیلم میگی که حرکاتت رو زیر نظر میگرفتن، اجازه نداشتی مشروب بخوری، اجازه نداشتی وارد رابطه بشی، حتی اجازه نداشتی گواهینامه بگیری و نمیذاشتن برای دیدن دوستات بیرون بری.
🐥: اون موقع من فقط تمرکزم روی تمرین کردن بود؛ رقص، آواز، رپ و حتی یاد گرفتن زبان. یه جورایی مثل مدرسه شبانهروزی بود. هر شب باید توی خوابگاه میخوابیدی—
🗣: بیشتر شبیه آکادمی نظامی به نظر میاد.
🐥: نه، انقدرها هم بد نبود! 😂 بیشتر شبیه خوابگاه بود؛ انگار با یه عالمه دوست همسنوسالت میری مدرسه شبانهروزی. هر روز میرفتیم دفتر—همون کمپانی—تا آموزش ببینیم، بعد برمیگشتیم خوابگاه و میخوابیدیم. کل زندگیمون همین روال بود و اون موقع تنها چیزی که میخواستیم این بود که بهعنوان یه آرتیست و خواننده دبیو کنیم. کاملاً روی همین هدف متمرکز بودیم و به هیچ چیز دیگهای فکر نمیکردیم. فکر میکنم دلیل اینکه اجازه نوشیدن الکل رو هم نمیدادن این بود که هنوز کمسنوسال بودیم و میخواستن ازمون محافظت کنن.
لیسا در مصاحبه با Variety:
🌟: حتی اگه ۵۰ سالم هم بشه، بازم میخوام عضو بلکپینک باشم! 🥹🖤💗
تازه تورمون رو تموم کردیم و درباره این حرف زدیم که یه استراحت کوچیک داشته باشیم؛ درست مثل دو سال پیش که یه مدت استراحت کردم. ولی ما همیشه کنار هم میمونیم. حالا دوباره برگشتیم به دوران فعالیتهای سولومون. 🖤💗
لیلی دیشب در لیسینینگ پارتی آلبوم جدیدش حضور داشت و با فنا به آلبوم گوش کردن و براشون اجرا هم کرده
فنایی که اونجا بودن گفتن لیسا همشون رو دو بار بغل کرده و با تک تکشون عکس گرفته، چون نوشیدنی خورده بودن و مست بودن همش حواسش بوده که اتفافی برای کسی نیوفته و مشکلی پیش نیاد
لیلی ناز دیشب تو لسنینگ پارتی آلبومش تو تایلند حضور داشت و با فن ها به آهنگ های آلبومش گوش کردن و بصورت لایو براشون اجرا کرده
