ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

`Elixir`

`Elixir`

前往频道在 Telegram

باشرف باشید؛ مدت زیادی در این تن نخواهیم ماند. عاشق ایران؛ حرفی سخنی نقدی در خدمتم https://t.me/HarfChatBot?start=045695f0ffc7

显示更多
未指定国家未指定类别
214
订阅者
-124 小时
-47 天
-4530 天
帖子存档
پس چرا زودتر خلاص نمیشی چیه که جلوتو میگیره نمیخوای به آینده حتی نگاه کمی بندازی

برای هیچی بود

خب باشه خودتو بکش، این همه چیزو تحمل کردی که بعدا نتونی طعم خوشبختی نسبی رو بچشی؟ همه این دووم آوردنا برای هیچی بود؟

نگران غصه خوردن خودشون

نگران دلتنگ شدن

همه نگران نداشتنن

که اگه بودن میگفتن خلاص کن خودتو دیگه

کسی نگران خود من نیست

دوستام همه میگن زنده بمون

از سکه کندم از خودنمایی کندم هم پستم هم بلندم هم طعمه هم کمندم رهایی یه گره کور زد به بند بندم بهای نوره مرگ مشعل تو بورانِ سردم هنوز رود عمر نریخته به دریای پایان روح صداقت نمی‌بازه به زبانِ نادان هنوز می‌تونم پاشم چه بد چه خوب و شادان طلوع می‌کنه خورشید از دل غمگساران وقتی رسیدن وهمه ولی مسیر سبزه چشم بدوز به افق و مرزش همین بسه هیچ گنجی نیست جز درون و قناعت به درد مگر به آتیش محبت ببازه فصل سردت....

هرکی پی قدرته ظاهر فریب نهان زشت قدرت محبت قطرست که یاور کِشت بود عصر سریع رسیدن به مقصدِ جهیدن یه زندونه که زنده‌ها توش میله‌ای ندیدن و هرکی مرد آسوده بود و میراثش جاودان

چاره چیه تنومندم به غرور نرفتن..

من چه سود بود برام از این همه شکستن ؟

فکرم بیدار شد تموم تنم خواب رفت اشک اَ رخم بار بست به وطن باد رفت هرکی تو قبرستون دلم خودشو جا کرد دنبال من نگشت دنبال خودش و پاش رفت

تفرق یه عادته تو وجودم، نه استثنا هرچی شعر نوشتم تو عمرم بوده استفراغ نه از خاکستر دلم که سوخته اثریه نه اسید تنفر تو معدم جای غلطیه غلط منم که خودمو فروختم.

این ریتم یه باتلاقه که منو می‌کِشه تو خودش تا غروب، صدای رُفت و روب کفِ جمجمه یه تیکه دیگه هم ازم مُرد، چال شد تو خودش چالش کن تو خودت احمق، رو پُله جفت‌پات که نه مُردی نه زنده، فقط کندی خود رو اَ خودت یه ت مونده که تک و تنهاست و ترسو تمام حقیقتش اینه که باشه جنگجو چه دست و پا زدنی وقتی تمومش مسخرست کش اومدن این زجر طلسم عقربه‌ست...

انگار نوک شمشیر تا دم دسته رفته تو افقی جر داده شکمم پاره یجور که کف دستم شده تخت خواب روده‌هام سرپام تا گلو غرق خون، گوشم از زوزه‌ها سیر از اضطراب ، طرد شدن از اجتماع انسان و معمای سیاهچالِ انتها بی‌باور و کم‌سواد، دست به دستِ باد یه مستانه رقصه قاتل انظباط

فکر کنم باید تیکه‌هامو اَ خودم بکنم تا خودی نمونه که بخوام به هواش بپرم هیچی قند نمی‌شه واسه این کام پر زهر وقتی گم می‌شم تو خودم اَ خودم گم‌تر

Fasle Sarma - Bamdad.mp311.35 MB

17 مهر ؛ ب یاد فرزند ایران محمد حسینی 🕊
به یاد تو که نامت اسم رمز ماست