ㅤLights Are On
前往频道在 Telegram
311
订阅者
无数据24 小时
+97 天
+2730 天
帖子存档
این دونفر واقعا به وجود هم عادت دارن و من خوشحالم که بعد از مدتها تونستن با عطر هم بخوابن :(
روتین صبحشون و اینکه پووین همیشه کراواتهای پوند رو میبسته هم یک عادت تدریجیعه که توی این دوازدهسال شکل گرفته 🙂↔️
کلا این دوتا به طرز عجیبی باهم وقف پیدا کردن و طوری همدیگه رو بلدن که دیگه هیچکس اینطوری نخواهد بود براشون
یادم رفت منشن کنم که تاتا یک ...خودم رو واسه جزئیات وجودش که دربارش توضیح داده شد میکشم .واقعی . میخوام جیغ بکشم و حتی اون لحظه اینجوری بودم که جدی (=؟ تشدسجصوثنجص اااااااااا
خب سلام مجدد پارت دوم رو هم خوندم و پر از احساسات مختلفم(: و نمیدونم از کجا شروع کنم . اولش که اون احساسی که پووین از حضور تو کتاب خونه یا استودیو سابق تجربه کرد و وقتی وسط اتاق ایستاده بود . . واقعا اون لحظه حس کردم دارم همچین چیزی رو تجربه میکنم (: . و بعد ورود مادرش و شروع صحبت هاش و سرزنش کردن پووین از جانب انتخابش و اشاره به اینکه اولین باری نیست که چنین حرفی میزنه . و اتفاقی که واسه پووین افتاده با اینکه کامل مطلع نیستیم و نمیدونیم ولی اینکه پووین پوند رو مقصر نمیدونه و اونجاییکه برگشت گفت مقصر نیست میخواستم دستببرم تو موهام و فریاد بکشم 😭 و بعد خدایِ من؟ خانواده نوراویت؟ فکر کنم یه پرش خیلی بلند از جام داشتم و از هیجانش چندین و چند بار همون قسمت رو خوندممممم . وای اصلا اصلا ... ببین. حتی ترکیب حضور پوپو و جم ..خودم رو میکشم جدی 😭 بعدم که فهمیدم جفت داره دیگه بدتر پوپو و جمفورث قطعا شاهکاره برام (: . و اون واکنش پووین به مادرش؟ حرفاش درمورد انتخاب کردن پوند؟(: اشکهام رو جاری کرد ازینکه با وجود تنشبینشون همینقدر عاشقانه از انتخابش صحبت میکنه و جلویِ مادرش میایسته(: میدونم بیربطه و ربطی به دعواشون نداره منظورم اشاره کردن به اون حرفهاشه که اومد از عشق پاک و صادقی که داره دفاع کرد . و بعد خدایِ من(:؟ منم داشتم با پووین اشک میریختم و لحظه ای که وایولت واکنشی نداد تا بلکه تنش بدن فرزندش رو کم کنه (: . بلکه خشک شاهدش شد . و ورود پوند به اتاق ...تصور اینکه بخشی از اون مکالمه رو شاید شاااید شنیده باشه میدونم که تو خط داستان اشاره شد مطلع نیست(": وای واقعا قلبم . خیلی علاقهمندم به کیچن نمیدونم چجوری بگم . و بعد اون بغل؟ اینکه باز هم پووین به پوند پناه آورد؟ حس میکنم هنوز نمیتونم درست واکنش بدم و حرفام ربطیبهم ندارن ولی باز میام که صحبت بکنم الان درگیر احساسات زیادیم و واسه این پارت و میخوام خودم رو بکشم😭. قسمت ویلیام است عزیزم . مکالمه بینشون و دلجویی کوتاه و صادق است از بابت کارش وای است یک عوضی دوستداشتنی هستش واقعی . خیلی دوستش دارم و بی صبرانه منتظرمبیشتر بشناسمش . و ویلیام بامزه و دوست داشتنی و تعجبش بخاطر فهمیدن اینکه صاحب برند پوند و استن(": .
و اشاره کنم اون قسمت که است برگشتگفت اسپانیاییصحبت بکنم ؟ جشاسمچشوسچشنشچچش؟
من عاشق و ماشق این جزئیات کوچیک تو این پارت و کل کیچنم. و روندش رو خیلی دوست دارم خسته نباشی بهت و دست و بالت که انقدر قشنگ و با احساسه این پارت(: ^^.
سلام به آدری ناز و دوست داشتنی ): اولین باره اصلا میخوام نظر بدم و امیدوارم توش ضعیف نباشم . اول از همه فعلا پارت اول رو خوندم و میخوام برم سراغ پارت بعدی . تا اینجا اون توجه به اینکه پووین نازمون بعداز مدتها تونسته کنار حضور همسرش استراحت کنه و بخوابه خیلی نکته زیبایی بود که بهش اشاره شد و بعداز اون عادت پووین برایِ بستن کراوات مرد (: و اون بوسه؟ میتونم تا ساعت ها همون بند رو هی بخونم و بخونم و بخونم تا تو حسش کشته بشم . وای نگم از لحظه ای که پا گذاشت تو اتاق بچها و اون حس خوب رو به آغوش کشید حتی من هم اون امنیتی که تکسلولی هاش حس کردن رو حس کردم (": . و بعد مکالمه تو آشپز خونه (:؟ وای من میتونم خودم رو واسه جزئیات تو کیچن بکشم . و است . لطفا دلم میخواد بگیرم فشارش بدم از بس بامزست این بشر ): و وجود تاتا جیغ کشیدم از بابتش اگر راستش رو بخوای چندین و چند بار بخاطر اون لحظه از اول خوندم .تا اینجا انقدر خوب از دست پخت پووین صحبت کردی منم همراه سانتا و است عزیز خودم رو کشتم و فخر فروختن پوند تا پوست استخونم نفوذ کرد آدری(((= لطفا الان من دلم میخواد که همین جمع مهمون دستپخت همسر پوند (((((((((= .
ممنونم از شما که خوندیش و اینقدر پر انرژی نظر دادی :(💞
خوشحالم که دوستش داشتیییی و کلی ذوق کردم با حرفات 😭😂
بوس روی کله نازت
کسی که از پوند خوشگلتر و پولدارتر بود یهو مثل لپ لپ اومد 😞😂
وای منمممم از مثلث عشقی متنفرممممم واقعا نمیتونم چطور توضیح بدم.
ولی جدی موافقم خیلی جذابن دوتایی کنارهم🤭
