ch
Feedback
TBD's tweet

TBD's tweet

前往频道在 Telegram

http://t.me/HidenChat_Bot?start=8841724586

显示更多
未指定国家未指定类别
1 122
订阅者
+124 小时
+127 天
+4130 天
帖子存档
راستی بچه ها یچیزی

ببخشید ولی کل این داستانم تقصیر تئومانه واقعا چونکه دنیز خب کلا داره میرینه به تئو ولی داداش تو که با یه دختری اوکی نیستی چرا رابطه رو باهاش ادامه میدی و اذیتش میکنی؟

بعد دوباره کوتای همون زر زراشو راه میندازه که آره دنیز مثل مامانشه

اگه بازم شرایطشون همین باشه خب هرکی از بیرون بیاد اینا رو ببینه میگه دارن خیانت میکنن

الان همون تئودن تو فراگ رسما دیت بود

بالاخره همه اینارو بعنوان پارتنر هم میشناسن

وای نه این اصلا توجیهش نمیکنه

جدارو که قطعا باید بشن منم موافقم ولی اخه سیلا و تئومان شبیه دوتا دوستن بیشتر تا شبیه دو نفری که تو رابطن از اولشم اینجوری بودن یعنی چیزی نبود که با پررنگ شدن دنیز توی زندگی تئومان اتفاق بیوفته

ایناعم یادشون رفته اصلا سیلایی وجود داره

چون سیلای بدبخت که بی آزاره یه گوشه نشسته نون و ماستشو میخوره

تا اینجا من اصلا حس اینو نگرفتم که بخوان جداشون کنن واقعا

من نمیفهمم واقعا با وجود سیلا چجوری انقد ذوق میکنن برای تئودن کاش حداقل بیان یه صحنه جدایی برای اینا بنویسن بعد عاشق شدن تئومان و دنیز رو نشون بدن

بعد این سکانسایی که لیلا میاد اینا رو میبینه رو میبینم قشنگ حس میکنم تا ته خیانت میخوان برن

تازه علاوه بر این سیلاعم هست هنوز😭

فقط من فکر می کنم حالا که دنیز دمیر بودن تئو رو فهمید عاشق شدنشون/ش لای در جرزم نمیخوره دیگه؟ اصلش این نبود که با وجود تئومان بودنش باشه؟،،

من داشتم واسه اومدن دنیز نابود میشدم یهو تئو اومد خواستم برای اون نابود بشم یهو آراس اومد

وای دنیز و لیلا تو فراگ اصلا نابودم کرد😭😭😭

sticker.webp0.10 KB