149
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-1230 天
帖子存档
149
چقدر احمق به نظر میرسیدم وقتی اون میتونست تموم روز رو بدون صحبت کردن با من بگذرونه، در حالی که من هر دو دقیقه یک بار تلفنم رو چک میکردم تا ببینم به من پیام داده یا نه.
149
نمیدونم میتونم منظورمو برسونم یا نه؛
ولی من اصلا حد وسط ندارم،
یا یکیو انقد دوست دارم که رو کوچک ترین کارش حساسم؛
یا اصلا زنده مرده طرف برام اهمیتی نداره.
149
داشتم تورو دلداری میدادم، در حالی که خون از بازوهام میچکید و چشمهام از شدت اشک و خستگی سرخ شده بود. وفاداریم و هیچوقت زیر سوال نبر.
