678
订阅者
+1224 小时
+347 天
+9330 天
帖子存档
678
+1
آراس رو یه جایی حبس کرده بودن و دستهاشو بسته بودن، ولی صبح فرار کرده و نجات پیدا کرده. به احتمال زیاد یه خبری بهش رسیده و اومده مدرسه، اونجا هم فهمیده که تئومان و لیلا قراره برن.شبنم بچهها رو میبره، ولی آراس هم دنبالشونه. میگفتن قراره تصادف بشه؛ شاید اصلاً خودِ شبنم باعث تصادف بشه.
678
فکر نمیکنید کاراکتر «ابی» که باعث شد همهچیزو از کیف آراس بردارن، توی پلیس و حتی داخل دولت آدم داره، دربارهٔ آککایاها همهچی رو میدونه و کلی برگ برنده دستشه، از نقشهشون برای فرار به خارج از کشور خبر نداشته باشه، ؟ ابی اجازهٔ همچین کاری رو بهشون نمیده و نمیتونن فرار کنن
678
همه به فکر پرش زمانی ان، من به فکر اینکه تو این مدت که لیلا و تئو نیستن احتمالا، اراس و دنیز بهم نزدیک نشن💀
اردن = عذاب اخروی
اراس از بودروم خارج شو لطفا 👐
678
«من شخصاً فکر میکنم قراره یه پرش زمانی داشته باشیم. الان آراس وارد دورهی انتقامش شده، ولی با این وضعیت چطوری میخواد انتقام بگیره؟ هنوز به زور تونسته برادرش رو پیدا کنه. واسه همین فکر میکنم یه پرش زمانیِ چندماهه بزنن؛ لیلا و تئومان برگردن، آراس هم دوباره با قدرت برگرده و مثلاً یه عده آدم پشتش باشن و اینا.»
678
همون شد پس لیلا و تئو اومدن مدرسه واسه خداحافظی ، اراس از ویلا اککایا فرار میکنه میاد مدرسه که این صحنه بوجود میاد
678
«حتی وقتی لیلا توضیح میده، باز هم نمیخواد آراس خسته بشه. چون میدونه که اون خستهست و از مشکلاتش خبر داره. لیلا حتی وقتی دلخوره هم خیلی با درکه 🥲»
678
در حد تئوری و حدسه که احتمال زیاد شبنم بچها رو برمیداره فرار میکنه از شهر میرن ، شایدم هاکانو فروخته به ابی
صحنه مدرسه هم تئو و لیلا با همین لباس بودن احتمالا اومده بودن خداحافظی از دوستاشون
اراسم احتمالا هاکان یجا زندانیش کرده
678
- مواظب باش، دستت رو میبُری. + مراقبم. - غذا خوردی؟ + نه، گرسنه نیستم. - گرسنه نیستی، نخوابیدی. اینا بدون اینکه نگران هم باشن و حواسشون به هم باشه، نمیتونن سر کنن ،خیلی قشنگین 💘
