724
订阅者
+524 小时
+317 天
+10930 天
帖子存档
724
چائان تو مصاحبه رادیویی گفت که زمستون هم بودروم هستیم (یعنی سریال ادامه داره و فینال نمیشه ) این یک
دو اینکه بعد استوری اتا از سناریو قسمت ۱۵ و پست کارگردان معلوم بود که قسمت ۱۵ قسمت خوب و مهمیه که حالا یا به زوجا ربط داره یا رابطه اراس و تئو یا هرچیز دیگه
اینکه میاین میگین وای یه سری اطلاعات دارم (اکانتایی که تو توییتر اسپویل میدن و اتاق صدا میزارن😂)عمم تو ست کار میکنه، خالم تو ست چایی میده خیلی مزحکه ابجیا💋
724
+چه اتفاقاتی ممکنه برای لیلا بیفته؟
جرن:خب، همونطور که خودتون حدس میزنید، ممکنه اتفاقات بدی برای لیلا بیفته. امیدوارم خیلی ناراحتش نکنه.
724
«الان برای یک مجله اومدین و ظاهراً دارین عکاسی میکنین. چطور پیش میره؟ چقدر به استانبول رفتوآمد دارین؟
ـ راستش اصلاً فرصت نمیکنم بیام. بعضی وقتها برای یک روز میام و برمیگردم. مامان و بابامم خیلی ازم میپرسن کی میای استانبول تنگ میشه. منم بهشون میگم الان اومدم و دارم میرم 😄
ـ انتظار داشتی اینقدر محبوب بشی؟
ـ نه، اصلا انتظار نداشتم. فقط هدفم این بود که یک مسیر حرفهای خوب در بازیگری داشته باشم و در کنار معروف شدن کاری که انجام میدیم محبوبیت هم در کنارش به وجود اومد. برای همین، هم از طرف خودم و هم از طرف دوستام، واقعاً خیلی احساس غرور میکنم.
ـ موفقیت اینقدر زیاد سریال رو مدیون چی میدونی؟
ـ به نظرم ترکیبی از همهچیزه؛ هم اکیپ خیلی خوب با هم کار میکنه، هم بازیگرها تأثیر و هماهنگی خوبی دارن، همه از کاری که انجام میدن راضی هستن و هرکس کار خودش رو به بهترین شکل انجام میده.
ـ پارتنرت چاعان هم خیلی بهت میاد. رابطهتون چطوره؟ قبل از این سریال همدیگه رو میشناختین یا با این سریال فرصت کردین بیشتر همدیگه رو بشناسین؟
ـ نه، قبلش همدیگه رو نمیشناختیم. ولی واقعاً از اینکه با چاعان آشنا شدم خیلی خوشحالم. واقعاً به نظرم خیلی بااستعداده. بازیگر خیلی خوبیه، آدم خیلی سازگاریه و خیلی هم بامزهست. واقعاً خوشحالم که باهاش کار میکنم. خیلی خوب با هم کنار میایم.
ـ راستی مردم خیلی شما دوتا رو کنار هم دوست دارن و میگن خیلی به هم میاین. جواب تو به این حرفها چیه؟
ـ پس یعنی خیلی خوب نقش بازی میکنیم! 😄 (دیالوگ سریالش) من چاعان رو خیلی آدم موفقی میدونم و خیلی دوستای خوبی هستیم. ممنون.
خبرنگار: چائان، توی سریال لحظهای بوده که نتونی فراموشش کنی یا اتفاق متفاوتی افتاده باشه؟
جرن: ما خیلی میخندیم. چونکه چاعان گاهی وقتا ادای حالت عصبانی و روانی رو خیلی بامزه تو ست در میاره و ما به اون خیلی میخندیم . کلاً همه ست خودمون از هر چیزی یه چیز خندهدار درمیاریم.
اینجا یه خاطره ای رو تعریف میکنه ولی کات شده..
همه ست شروع کردن به خندیدن، از هر چیزی میتونه یه چیز خنده دار در بیاره
و خیلی آدم سرگرمکنندهایه که بنظرم بخاطر برج ایکیزلر (خردادی) بودنشه. از اینجا به همه ایکیزلرا سلام میکنم
خبرنگار: اولین باره یکی رو میبینم از برج ایکیزلر خوب تعریف میکنه😂
جرن: من میونم باهاشون خیلی خوبه.
خبرنگار: کامنت با من ازدواج میکنی ام میاد؟😂
جرن: آره پیام میدن که با من ازدواج میکنی منم آخر یه روز به یکی شون آره میگم😂😂
خبرنگار: تو رو خیلیا شبیه به سرنای میدونن. درباره این موضوع چی فکر میکنی؟
جرن: خب، طبیعتاً خیلی خوشحال میشم، ولی خودم اصلاً شباهتی بینمون نمیبینم. حس میکنم از نظر شخصیت، رفتار و عائورا خیلی با هم متفاوتیم. ولی خب، برای من باعث افتخاره.
خبرنگار: خب، توی بدروم مشغول فیلمبرداری سریالی. هنوز خیلی ندیدیمت که از تعطیلاتت لذت ببری. وقتت اونجا چطور میگذره؟ ته دلت برای تعطیلات نمیسوزه؟
جرن: چرا، صددرصد دلم میسوزه! 😂 ولی برای ما کار کردن خودش یه جور تعطیلاته. من دارم توی بدروم کار میکنم؛ آدم دیگه چی بیشتر از این میخواد؟ برای همین واقعاً خوشحالم که تابستون دارم کار میکنم. تابستون سال بعد میرم تعطیلات.
خبرنگار: خیلی ممنون!
خبرنگار: سلامت باشی، خیلی زیبایی.
جرن :خیلی ممنونم
724
«الان برای یک مجله اومدین و ظاهراً دارین عکاسی میکنین. چطور پیش میره؟ چقدر به استانبول رفتوآمد دارین؟
ـ راستش اصلاً فرصت نمیکنم بیام. بعضی وقتها برای یک روز میام و برمیگردم. مامان و بابامم خیلی ازم میپرسن کی میای استانبول تنگ میشه. منم بهشون میگم الان اومدم و دارم میرم 😄
ـ انتظار داشتی اینقدر محبوب بشی؟
ـ نه، اصلا انتظار نداشتم. فقط هدفم این بود که یک مسیر حرفهای خوب در بازیگری داشته باشم و در کنار معروف شدن کاری که انجام میدیم محبوبیت هم در کنارش به وجود اومد. برای همین، هم از طرف خودم و هم از طرف دوستام، واقعاً خیلی احساس غرور میکنم.
ـ موفقیت اینقدر زیاد سریال رو مدیون چی میدونی؟
ـ به نظرم ترکیبی از همهچیزه؛ هم اکیپ خیلی خوب با هم کار میکنه، هم بازیگرها تأثیر و هماهنگی خوبی دارن، همه از کاری که انجام میدن راضی هستن و هرکس کار خودش رو به بهترین شکل انجام میده.
ـ پارتنرت چاعان هم خیلی بهت میاد. رابطهتون چطوره؟ قبل از این سریال همدیگه رو میشناختین یا با این سریال فرصت کردین بیشتر همدیگه رو بشناسین؟
ـ نه، قبلش همدیگه رو نمیشناختیم. ولی واقعاً از اینکه با چاعان آشنا شدم خیلی خوشحالم. واقعاً به نظرم خیلی بااستعداده. بازیگر خیلی خوبیه، آدم خیلی سازگاریه و خیلی هم بامزهست. واقعاً خوشحالم که باهاش کار میکنم. خیلی خوب با هم کنار میایم.
ـ راستی مردم خیلی شما دوتا رو کنار هم دوست دارن و میگن خیلی به هم میاین. جواب تو به این حرفها چیه؟
ـ پس یعنی خیلی خوب نقش بازی میکنیم! 😄 (دیالوگ سریالش) من چاعان رو خیلی آدم موفقی میدونم و خیلی دوستای خوبی هستیم. ممنون.
خبرنگار: چائان، توی سریال لحظهای بوده که نتونی فراموشش کنی یا اتفاق متفاوتی افتاده باشه؟
جرن: ما خیلی میخندیم. چونکه چاعان گاهی وقتا ادای حالت عصبانی و روانی رو خیلی بامزه تو ست در میاره و ما به اون خیلی میخندیم . کلاً همه ست خودمون از هر چیزی یه چیز خندهدار درمیاریم.
اینجا یه خاطره ای رو تعریف میکنه ولی کات شده..
همه ست شروع کردن به خندیدن، از هر چیزی میتونه یه چیز خنده دار در بیاره
و خیلی آدم سرگرمکنندهایه که بنظرم بخاطر برج ایکیزلر (خردادی) بودنشه. از اینجا به همه ایکیزلرا سلام میکنم
خبرنگار: اولین باره یکی رو میبینم از برج ایکیزلر خوب تعریف میکنه😂
جرن: من میونم باهاشون خیلی خوبه.
خبرنگار: کامنت با من ازدواج میکنی ام میاد؟😂
جرن: آره پیام میدن که با من ازدواج میکنی منم آخر یه روز به یکی شون آره میگم😂😂
خبرنگار: تو رو خیلیا شبیه به سرنای میدونن. درباره این موضوع چی فکر میکنی؟
جرن: خب، طبیعتاً خیلی خوشحال میشم، ولی خودم اصلاً شباهتی بینمون نمیبینم. حس میکنم از نظر شخصیت، رفتار و عائورا خیلی با هم متفاوتیم. ولی خب، برای من باعث افتخاره.
خبرنگار: خب، توی بدروم مشغول فیلمبرداری سریالی. هنوز خیلی ندیدیمت که از تعطیلاتت لذت ببری. وقتت اونجا چطور میگذره؟ ته دلت برای تعطیلات نمیسوزه؟
جرن: چرا، صددرصد دلم میسوزه! 😂 ولی برای ما کار کردن خودش یه جور تعطیلاته. من دارم توی بدروم کار میکنم؛ آدم دیگه چی بیشتر از این میخواد؟ برای همین واقعاً خوشحالم که تابستون دارم کار میکنم. تابستون سال بعد میرم تعطیلات.
خبرنگار: خیلی ممنون!
خبرنگار: سلامت باشی، خیلی زیبایی.
جرن :خیلی ممنونم
