بَعدِ سکوت؛
前往频道在 Telegram
در برابر بیمهری سرنوشت سکوت اختیار کرده بود. https://t.me/HarfChatBot?start=67c2fff79a8e
显示更多未指定国家未指定类别
556
订阅者
-124 小时
-247 天
+3930 天
帖子存档
556
پارسال، همین روز
به خندههای امروزم ایمان داشتم.
گفته بودم این آخرین تولدِ غمگینه،
این درد بالاخره تموم میشه.
اما امسال
سنگینتر از قبل ایستادم…
و هدیهی تولدم باز هم اشک بود
نه برای خودم،
برای ایران. 🖤🇮🇷
556
من واقعا غمگینم، معاشرت میکنم، بازی میکنم، آهنگ میخونم، به خودم میرسم ولی جونم غمگینه.
556
موقعی که باید ناراحتیمو نشون میدادم، خندیدم.
موقعی که باید میرفتم، یه دلیل برای موندن پیدا کردم.
موقعی که باید جا میزدم، گفتم حتی خسته هم نشدم.
موقعی که نیاز به کمک داشتم وانمود کردم همه چیز روبه راهه.
موقعی که داشتم تو بدبختیام دست و پا میزدم از کسی کمک نخواستم.
و در نهایت آدما فراموش کردن که منم قلب دارم.
556
چه بسا مرگ تنها با توقف نبض حاصل نشود، زیرا انتظار، مرگ است. دلزدگی، مرگ است. نومیدی، مرگ است و تاریکی آینده نامعلوم هم در حکم مرگ است.
556
مارا چه شد؟ خندههای از ته دلمان کجا رفت؟ امیدها و آرزوهایمان چه شدند؟ و در این میان خود ما چه شدیم؟
