ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

ضمایم

ضمایم

前往频道在 Telegram

ادبیات و جامعه شناسی

显示更多
未指定国家未指定类别
286
订阅者
无数据24 小时
-17 天
+330 天

正在加载数据

相似频道
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
10月 '26
十月 '26
+14
在1个频道中
九月 '26
+22
在3个频道中
Get PRO
八月 '26
+31
在1个频道中
Get PRO
七月 '26
+115
在5个频道中
Get PRO
六月 '260
在5个频道中
Get PRO
五月 '26
+163
在9个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
30 十月0
29 十月0
28 十月+1
27 十月0
26 十月0
25 十月0
24 十月0
23 十月+1
22 十月0
21 十月0
20 十月0
19 十月0
18 十月0
17 十月0
16 十月+1
15 十月+1
14 十月0
13 十月0
12 十月0
11 十月+1
10 十月+1
09 十月+1
08 十月+3
07 十月+2
06 十月0
05 十月0
04 十月0
03 十月0
02 十月+1
01 十月+1
频道帖子
کتیبه ی گور کوروش اریستوبولوس ادامه می دهد که در آرامگاه کوروش این کتیبه نقر شده بود. ای آدم. من کوروش هستم که برای پارسیان ش
+1
کتیبه ی گور کوروش اریستوبولوس ادامه می دهد که در آرامگاه کوروش این کتیبه نقر شده بود. ای آدم. من کوروش هستم که برای پارسیان شاهنشاهی برپا کردم و شاه آسیا شدم. پس بر آرامگاه من حسد مبر. اما اونیسکریتوس می گوید که برجی ده طبقه داشت و جسد کوروش در بالاترین طبقات بود و کتیبه ای به زبان یونانی داشت که با الفبای پارسی نوشته شده بود و میگفت: من که در اینجا خفته ام کوروش شاه شاهانم. "جغرافیای استرابو ترجمه هوشنگ صنعتی زاده صفحه ۳۲۰_۳۲۱ پ.ن: این کتاب که حاصل چشم دید و اطلاعات استرابو از جغرافی نویسان قبل از خودش است در سال هفتم یا به قولی در سال هژدهم میلادی( دو هزار و شش سال قبل از امروز) نوشته شده است. استرابو جغرافی نویس یونانی بود که در سال ۶۳ قبل از میلاد تولد و در سال ۲۴ پس از میلاد در گذشته است.

2
تمام ترس من از آن است که لیاقت تحمل رنج هایم را نداشته باشم. "فیودور داستایوفسکی"
50
3
جنایت و مکافات را در سال سال ۱۳۹۹ با ترجمه اصغر رستگار خوانده بودم اما از آنجا که رستگار کتاب را از روی برگردان انگلیسی ترجمه
جنایت و مکافات را در سال سال ۱۳۹۹ با ترجمه اصغر رستگار خوانده بودم اما از آنجا که رستگار کتاب را از روی برگردان انگلیسی ترجمه کرده بود امروز ترجمه مهری آهی از این شاهکار را بدست آوردم که بهترین ترجمه از این کتاب است.
51
4
رفیق جدید ‌ و تازه نفس📕🐈+1
رفیق جدید ‌ و تازه نفس📕🐈
4
5
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه انی رایت دهرا من هجرک القیامه دارم من از فراقش در دیده صد علامت لیست دموع عینی هذا لنا العلامه هر چند کآزمودم از وی نبود سودم من جرب المجرب حلت به الندامه پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا فی بعدها عذاب فی قربها السلامه گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم و الله ما راینا حبا بلا ملامه حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین حتی یذوق منه کاسا من الکرامه "حافظ"
56
6
از کارهای که پس از سفر حالم را خوب می کند دیدن کتاب هایم است.
از کارهای که پس از سفر حالم را خوب می کند دیدن کتاب هایم است.
51
7
برای رفع خستگی سفر بدخشان
برای رفع خستگی سفر بدخشان
70
8
اینکه گفته می شود حق یک راه دارد و باطل هزار راه! یک فکر فلسفی است. ممکن است در ظاهر، جزم اندیشی باشد و نشان از عدم تفکر پولورالیستی داشته باشد اما این" حق یک راه دارد و باطل هزار راه" از نظر افلاطونی میاید. افلاطون باور داشت که راه های زیاد وجود دارند تا ما را از راه اصلی بدور کند برای همین در نظریه "مثل" او باورمند است هنر،موسیقی نمی تواند به راه مثل ختم شود. او گزینه های دیگر را وسوسه یی برای انحراف کردن از راه اصلی می داند. در حقیقت، زندگی هست یا نیست؟ " نیست. چنین نیست که انسان دو انتخاب در وصف یک چیز داشته باشد مثلا گفته شود شیر سیاه است یا سفید. اگر شیر سفید باشد سیاه بوده نمی تواند اما اگر سیاه باشد سفید بوده نمی‌ تواند! زندگی یا این یا آن را ندارد یا "هست یا نیست"را ندارد زندگی می تواند گاهی خوب باشد گاهی بد. گاهی بد باشد و گاهی خوب. گاهی هم این باشد و هم آن. چنین نیست که ر این باشد الزاما نمی تواند "آن"باشد.
220
9
没有文字...
76
10
در بیست و پنج روز که در بدخشان بودم فرصت دیدن کشم،ارگو، درایم، بهارک، وردوج، جرم، اشکاشم، شغنان، خاش و فیض آباد را داشتم. این شهر را با خاطرات خوب ترک کردم. امیدوارم در فرصت های دیگر نیز این شهر را ببینم.
73
11
چون مهر دیدم رای او، افتادم اندر پای او گفتم نباشم در جهان گر تو نباشی یار من! جلال الدین محمد بلخی خطیبی بکری محمدبن محمد بن
چون مهر دیدم رای او، افتادم اندر پای او گفتم نباشم در جهان گر تو نباشی یار من! جلال الدین محمد بلخی خطیبی بکری محمدبن محمد بن حسین ملقب به جلال الدین خطیبی شغل پدری اوست. بکری هم برای نسب اش به ابوبکر صدیق عکس از خانقاه محمد بن حسین خطیبی بکری ملقب به بهاءالدین ولد/بلخ
26
12
تا خرد باقی‌ست صحرای جنون دامن‌ از آلایش ما می‌کشد "بیدل"
100
13
بر سنگ قبر نیکوس کازانتزاکیس نوشته است ؛ نه آرزویی دارم نه می ترسم. من آزادم. کازانتزاکیس در زوربای یونانی بطوری از زبان زوربا بیان می کند که:برای مرگ جز ویرانه چیزی باقی نگذار. یعنی آنطور زندگی کن که هیچ‌ آرزویی و هیچ چیزی از زندگی باقی نماند و به دست مرگ از زندگی هیچ چیزی نرسد. نقل قولی به چارلی چاپلین منسوب است که می گوید:زندگی شاید محفلی که دلت می خواست نباشد اما حالا که دعوت شدی با شکم گرسنه از این محفل بیرون نشو تا می توانی غذا بخور؛ یا به تعبیری تا می توانی برقص.
103
14
بر سنگ قبر نیکوس کازانتزاکیس نوشته است ؛ نه آرزویی دارم نه می ترسم. من آزادم. کازانتزاکیس در زوربای یونانی بطوری از زبان زوربا بیان می کند که:برای مرگ جز ویرانه چیزی باقی نگذار. یعنی آنطور زندگی کن که هیچ‌ آرزویی و هیچ چیزی از زندگی باقی نماند و به دست مرگ از زندگی هیچ چیزی نرسد. نقل قولی به چارلی چاپلین منسوب است که می گوید:زندگی شاید محفلی که دلت می خواست نباشد اما حالا که دعوت شدی شکم گرسنه از این محفل بیرون نشو تا می توانی غذا بخور؛ یا به تعبیری تا می توانی برقص.
1
15
ای بوسه ات شراب و ، از هر شراب خوش تر ساقی اگر تو باشی ، حالم خراب خوش تر بی تو چه زندگانی ؟ گر خود همه جوانی ای با تو پیر گشتن ، از هر شباب خوش تر جز طرح چشم مستت ، بر صفحه ی امیدم خطی اگر کشیدم ، نقش بر آب خوش تر خورشید گو نخندد ، صبحی تتق نبندد ای برق خنده هایت ، از آفتاب خوش تر هر فصل از آن جهانی است ، هر برگ داستانی ای دفتر تن تو ، از هر کتاب خوش تر چون پرسم از پناهی ، پشتی و تکیه گاهی آغوش مهربانت ، از هر جواب خوش تر خامش نشسته شعرم ، در پیش دیدگانت ای شیوه ی نگاهت ، از شعر ناب خوش تر "حسین منزوی"
96
16
کوتل شهرستان بدخشان
کوتل شهرستان بدخشان
87
17
کودکان شعر آشنای بلخ و امیر عرب از اولین شعر پارسی (پارسی نو) شعری است که طبری در جلد نهم تاریخش در صفحه ۴۰۸۱ آن را از زبان کودکان بلخ در هجو اسد بن عبدالله قسری آورده است. اسد بن عبدالله در سال ۱۰۸ هجری به جنگ مردمان ختلان( شهری در تاجیکستان کنونی) رفت اما با شکست و خواری دوباره از جیحون عبور کرده به بلخ آمد. کودکان بلخ می گفتند: از ختلان آمذی برو تباه آمذی بیدل فراز آمذی این قطعه را طبری دوبار در تاریخ خود یاد کرده است؛ بار نخست گفته که از زبان کودکان بلخ خوانده شده است و بار دوم که این شعر را میاورد می گوید مردمان بلخ می گفتند. اسد بن عبدالله از این شکست و استقبال کودکان بلخی آنقدر عصبانی شد که تقصیر شکست را بر گردن فرماندهانش انداخت و نصر بن سیار، عبدالرحمن بن نعیم  بارقی، سوره بن ابی بحر  و حسین بن ابی درهم را برهنه کرده به هر کدام یکصد تازیانه زده و ریش‌شان را تراشیده به بند کرد. اسد بن عبدالله بر منبر بلخ سخن کرد و ضمن سخنان خویش گفت : ای مردم بلخ! مرا زاغ لقب داده اید، به خدا انحراف از دلهاتان می برم. هشام چون شکایت مردم از اسد بن عبدالله را شنید او را برکنار کرد. در سال ۱۱۷ اسد بن عبدالله باز فرمان امارت خراسان را دریافت می کند. در سال ۱۱۹ هجری خواهان آن است که باز به ختلان لشکر بکشد و بی آبرویی را که دفعه قبل کسب کرده بود از خود دور کند. از بخت بد او اینبار نیز بدون دستاورد و با شکست به بلخ می گردد. به سخن طبری در صفحه ۴۱۹۰ در جلد دهم تاریخ طبری، کودکان بلخ باز او استقبال می کنند و خطاب به او می خوانند: از ختلان آمذی برو تباه آمذی ابار باز آمذی خشک نزار آمذی.
95
18
به موسی مهربان نوشتم چند مدت استراحت کن و چیزی ننویس برای ما هم خوبست برای خودت هم! یک سر و تن تلاش دارد تا ما را مطمین از هذیان‌گو بودن خودش کند.
73
19
یکی از شعرا پیش امیر دزدان رفت و ثنایی برو بگفت. فرمود تا جامه ازو برکنند و از ده بدر کنند. مسکین برهنه به سرما همی رفت، سگان در قفای وی افتادند خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند در زمین یخ گرفته بود عاجز شد. گفت این چه حرامزاده مردمانند سگ را گشاده اند و سنگ را بسته. امیر از غرفه بدید و بشنید و بخندید گفت ای حکیم از من چیزی بخواه. گفت جامه خود می خواهم اگر انعام فرمایی رضینا مِن نوالِکَ بالرَحیلِ. امیدوار بود آدمی به خیر کسان مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان سالار دزدان را برو رحمت آمد و جامه باز فرمود و قبا پوستینی برو مزید کرد و درمی چند. 📕گلستان سعدی
96
20
آسمان ار طفل بودی بلخ کردی دایگیش "انوری"
آسمان ار طفل بودی بلخ کردی دایگیش "انوری"
90