405
订阅者
+124 小时
-57 天
-530 天
帖子存档
406
زنده باد عکس هایی که پست نکردیم؛ خاطراتی که تعریف نکردیم؛ و لحظه هایی که هیچکس نمیدونه اتفاق افتاده.
406
دیگه اینطوری شدم که از نظر بقیه مغرور و عصبی هستم، اما از نظر خودم به یه بغل نیاز دارم که توش گریه کنم.
406
اندوه. اندوه. اندوه. اندوهِ خیلی خیلی زیاد. اندوهِ بیپایان. اندوهی که ولکن نیست. اندوهی که انگار ته نداره. اندوهی که از در میندازی بیرون از پنجره بر میگرده. اندوهی که هر روز یهذره بیشتر میشه.
406
بزرگترین ایرادم اینه که به محض اینکه از چیزی دلخور بشم، دیگه توضیح نمیدم فقط ساکت میشم و دور میشم.
