314
订阅者
+324 小时
无数据7 天
+230 天
帖子存档
313
Repost from couldn't tell you.
اگه ازت دربارهی من پرسیدن بگو:
لجباز بود، کل دنیا بهش گفتن من براش سم ام ولی بیخیالم نمیشد. فقط خوبیامو میدید.
خیلی حسود بود از هرکی که دورم بود بدش میومد.
بگو همیشه به سمتم میومد، انگار تمام راه ها به من ختم میشد.
بگو اولین و آخرین عشقش بودم یهجوری عاشقم بود که خودمم باور نمیکردم. بگو بیشتر از هرکسی تو دنیا منو دوست داشت.
بگو انقدر نگرانم بود که حتی دلش نمیومد یه باد سرد به صورتم بخوره که مبادا سرما نخورم. بگو براش بیشتر از هرکسی امن بودم، بگو هر گوهی میخوردم بازم به چشمش پاک بودم.
بگو به اندازهای که دوسم داشت اذیتش کردم و اشکشو دراوردم.
بگو خیلی حساس بود و قلبش با کوچیکترین بدی زود میشکست، منم با اینکه میدونستم بدترین کارارو کردم.
بگو مطمئن بودم سر وفاداریش با هرکی ببندم نمیبازم.
بگو واسه بقیه تروما بود، واسه من بهترین زن دنیا.
بگو بهم میگفت کاش اگه قراره یه روز از دستت بدم، روز قبلش بمیرم.
بگو با همه بخاطرم جنگید و ازم جلوشون دفاع کرد بعد من یکاری کردم جلوی همونا سرش بیاد پایین.
بگو خیلی ناامیدش کردم خیلی خیلی خیلی.
بگو بد اخلاقیاش مال بقیه بود و عشق و مهربونیش مال من.
از چشمامم بگو براشون که فقط برای خودت برق میزد و تو چجوری برقشونو گرفتی. همه چیو بگو.
