197
订阅者
无数据24 小时
-47 天
-1130 天
帖子存档
حس میکردم که این دنیا برای من نبود؛
برای یک دستهآدم های بی حیا،پررو گدامنش ،نامرد و چشم دل گرسنه بود.
صادق هدایت ؛ بوف کور
من در حال تقریب زدن فرجه و چینش آزمون های نوبت دوم
با توجه به برنامه ی فیک امروز ، برنامه ای که قبل از عید برای نهایی ها پخش شد و برنامه امتحانات نهایی پارسال. 🤓(هنوز به نتیجه ای نرسیدم )
شاید تلخ باشد، ولی ما بین آدمهای حسودی زندگی میکنیم که چهرههای صمیمی به صورتشان زدهاند.
اوریانا فلاچی
من یاد گرفتهام که هیچ فرقی نمیکند چهقدر خوب و وفادار باشم زیرا همیشه کسانی هستند که لیاقتش را ندارند.
“قبلا فکر میکردم چون با هیچکس مشکلی ندارم طبیعتاً کسی هم با من مشکلی نخواهد داشت.امسال نود و نه درصدآدمهای دورم رو حذف کردم به خاطر اینکه در این باره اشتباه میکردم🤦🏻♀️”
عیبی نداره که امروز بداخلاق و خسته بودی؛ به نظر من گاهی لازمه از بعضی چیزها ناراحت بشیم و واکنش نشون بدیم. این حق طبیعی هر آدمیه که گاهی خوب نباشه.
جین وبستر
احساسم شبیه کسی بود که وسطِ گشتن پیِ چیزی، فهمیده یادش رفته دنبال چی بوده.
پینبال، هاروکی موراکامی
نوستالژی فقط دلتنگی برای گذشته نیست؛ گاهی دلتنگی برای نسخهای از خودمان است که دیگر وجود ندارد. برای آدمی که سادهتر خوشحال میشد، کمتر میترسید، و هنوز جهان را کاملاً از پشتِ دیوارِ خستگی و اضطراب نگاه نمیکرد.
نوستالژی شاید تلاشِ ذهن برای نجات دادنِ تکههایی از انسانیت باشد؛ تکههایی که نمیخواهیم زیر فشارِ زمان گم شوند. با این حال، زیباییِ نوستالژی در این نیست که ما را در گذشته زندانی کند؛ در این است که یادمان بیاورد هنوز توانِ احساس کردن داریم. اینکه هنوز آهنگی، عکسی یا خاطرهای میتواند قلبِ ما را برای چند ثانیه متوقف کند، یعنی چیزی درونِ ما هنوز زنده است. شاید انسان، در نهایت، موجودی باشد که با خاطرهها دوام میآورد؛ با لحظههایی که گذشتهاند اما هنوز، بیصدا، درونِ ما نفس میکشند.
در میان جادههای پر پیچوخمِ زندگی، انسان در نهایت با خودش روبهرو میشود؛ و این ترسناکترین ملاقاتِ ممکن است.
جرئت کردن، یعنی از دست دادن تعادل برای لحظهای؛ اما جرئت نکردن، یعنی از دست دادن خود برای همیشه.
سورنکییرکگور
