"BlinkMoment
前往频道在 Telegram
عجیب خوشبختند؛ عاشقانی که معشوقِ معشوق شان هستند
显示更多未指定国家未指定类别
303
订阅者
-124 小时
-47 天
-2930 天
帖子存档
303
گاهی آدم لبخند میزند،
فقط برای اینکه هیچکس نفهمد
که او چقدر در خفا دارد با خودش جنگ میکند ..
303
لطفا با کسی کاری نکنید که طرف با چشمای پر از خون بره جلو آینه بگه من چی از بقیه کم تر داشتم که اینجوری با حرفاش زد تو گوشم.
303
میدانی،
گاهی آدمی میماند بين ماندن و رفتن،
بماند و از بیتوجهی بسوزد،
يا اينكه برود و از دلتنگی بميرد..
303
هیچکس متوجهٔ نمیشود که بعضی انسانها چه رنجی را تحمل میکنند تا آرام و خونسرد به نظر برسند .
303
من از نبود کسی ناراحت نمیشم؛ فقط بابت اعتمادی که از بین رفت و احساسی که حیف شد غمگین میشم.
303
یکی از باگ های موهای صاف اینکه میری حموم میای خشکش میکنی قشنگ وایمیسته،فردا صبحش بازم موهات چربه😊
303
ای که باانتخاب غمگینید
ذاتتان می دهد بوی مرداب
وَرنه ما پای هر غمی مُردیم
تو بگی دی،جنوب یا میناب
303
این وطن، این سرزمینم، دردپرور بوده است
روزگاری از تمام کشوران، سر بوده است
از شمال و غرب و مشرق تا جنوب میهنم
هر کجایش را ببینی، جای خنجر بوده است.
-فردوس نوروزی.
303
حتی اگر همهجا آتش گرفت، تو ققنوس باش، از دل خاکستر زاده شو.
ققنوس افسانه است. اگر همهجا آتش بگیرد، من شاید بتوانم فقط یک درخت باشم. درختی که در دل جنگلی آتشگرفته روییده و نه دلش میخواهد بسوزد، نه میتواند بیخیال ریشههایش شود، خودش را از ساقه قطع کند و بگریزد... و راستی کدام واقعاً بدتر است؟ ماندن و سوختن، یا رفتن، قطع شدن، خونریزی کردن و تماشا کردن سوختن ریشهها...؟
