378
订阅者
+324 小时
+227 天
+1530 天
帖子存档
378
اینجا انقدر از دست مامانش عصبی بود اگه کوچاری پیششون بود بهش میگفت مامانم بچت و فروخته😂😂😂
378
میمیرم برای نگاهاشون. عشق میبارههه
جابهجاشدن نگاه اروچ روی کل صورت النی؛ نگاه النی به چشماش🫠😭
378
نمیدونم آوا با چه زوری داشت خودشو مینداخت که بوراک با اون هیبت نتونست کنترلش کنه داشت میفتاد باهاش😂😂😂
