[نارنگی شیشم]
前往频道在 Telegram
351
订阅者
-224 小时
无数据7 天
+2130 天
帖子存档
چشماش، چشماش، چشماش، خنده اش، چشماش، چشماش، چشماش، چشماش، چشماش، چشماش، چشماش، خنده اش، چشماش، چشماش...
اون دوتا اون بغل که اون یکی تو بغل اون یکی خوابش برده، اون دوتا هم که عاشق همن همدیگه رو بغل کردن و اون یکی به دلیل کمبود جا له شده، اون یکی از افتادن تو آب متنفره و دستشو گرفته به لبه تا نپزه، اون دوتا هم دارن مثل دوتا کبوتر عاشق با هم خلوت میکنن و از پشت اون یکی اون یکیو بغل کرده، اون یکی منگل جمعه که یهو میخنده دست هاشو تکون میده بچه ی گُلیه، اون یکی داره فکر میکنه اون دوتا بغلیش چه نسبتی با هم دارن، اون وسطی هم بین یه عالمه سیب زمینی گیر افتاده و عصبیه.
