_ مستاجر پلاک ۱۱ _
前往频道在 Telegram
_آدمکی فرو رفته در غم.غریبه با آدمها و دوست درخت ها. برگهای خیس. سینما و کیارستمیِ عزیز .قهوه. مه و ماه. شجریانِ جان. یک صندلی خالی. هزار فکرِ ناتمام. داستایفسکی. شب. غنچهی مخملی. پری با بالهای توری.کتابهای فراوان.تا همیشه آبی. زندگی و کمی دیوانگی!
显示更多未指定国家未指定类别
373
订阅者
-224 小时
-67 天
-2630 天
帖子存档
«سیر تا پیازِ زندگی را با چند پاکت سیگار میتوان دوام آورد؟!»
با چند شعر که هیچوقت چاپ نمیشوند و فقط لای دفترهای کهنه خودشان را تکرار میکنند،
بیآنکه کسی جز خودمان آنها را بخواند.
با چند آهِ بیصدا که از شیشهی دلمان بیرون میلغزند
و کسی حتی متوجه بخارشان هم نمیشود.
با چند نفسِ عمیق که همیشه نیمهکاره میمانند
و هر بار، چیزی از جان را با خود میبرند.
با چند مرگِ کوچکِ روزانه؛
مرگِ رؤیا، مرگِ آرزو، مرگِ دوست داشتن.
سیر تا پیازِ زندگی را با چند فنجان قهوهی تلخ،
با چند «خوبم»ِ دروغی،
با چند خندهی تمرینی
میشود سر کرد؟
با چند بوسه
که یا دیر میرسند
یا زود
تمام می شوند.
اینکه هنوز خوشحال نیستی رو خیلی خوب میفهمم
چون بدترین چیزا رو دیدیم و تجربه کردیم
اما دخترم بیا نذاریم روحمونو بُکشن
ما هنوز زنده ایم
و هنوز زندگی ادامه داره
تا همینجا ادامه دادیم
راستش این خیلیه..
از کجا معلوم تا کی تو این مملکت زنده ایم؟:)
اگه خوشحال نیستی اون قدر
من بازم بهت میگم
( به خونه خوش اومدی)
دلخوشی کوچیک امروزمون:)
به عسل گفتم حس برگشتن به خونه رو دارم.
ولی نمیدونم چرا خوشحال نیستم.
شاید چون هر بار برگشتنم به اینجا یادم میاره که دی ماه بر ما چی گذشت.
ما خیلی هارو از دست دادیم.
آدمایی که شوق زندگی داشتن .
غمگینم...
شاید چون امیدوار بودم این دفعه که میام خیلی چیزا تغییر کرده باشه.
اما تنها چیزایی ک عوض شد
من بودم
ما بودیم
ما غمگین تر از قبل شدیم.
شاید چون هنوز التیامی برای زخممون نمیبینیم.
شاید چون هنوز "خونه" بوی غم میده.
شاید چون هنوز "وطن" بوی خون میده!
عزیز من،
از امیدوار شدن میترسم.
حقیقت این است که از امیدواریهایم
بیش از ناامیدیها رنج کشیدم.
زندگی هنوز درجریانه جانِ من
نگا کن
کاغد هست
قلم هست
نوشتن هست
مینویسم تا دیوونه نشم
مینویسم تا خوب باشم
باید خوب باشم نه؟
به طرز خنده داری همیشه باید خوب باشیم
Repost from le vent nous portera
دیگر بس است مردنِ با لبخند
کافیست این شکنجه و خاموشی
من انتقامِ حرکتِ تاریخم
دیگر نه بخششی، نه فراموشی!
فردا که روز حتمی آزادیست
فردا که روز خنده و خوشحالیست
تو در منی، کنار منی امّا
جای تو در تمام جهان خالیست
مهدی موسوی
بچه ها لینک ناشناس تو بیو چنل هست
اگر صحبتی داشتین
یا حتی نیاز به یه گوش شنوا
میشنومتون:)🕯🫶🏻
بزن باران که دین را دام کردند شکار خلق و صید خام کردند بزن باران خدا بازیچه ای شد که با آن کسب ننگ و نام کردند
