•𝑻𝒊𝒔𝒈𝒖𝒊𝒔𝒆•
前往频道在 Telegram
“از دلِ آتش تا آبیِ سکوت” @Bluetpbot : 🕊️ارتباط با پَریلا گپ اتاقِ آبی🫂 : @Familyblueroom
显示更多未指定国家未指定类别
653
订阅者
-124 小时
-97 天
-5530 天
帖子存档
654
عزیزکرده
فاصله هر شب میان واژههایم قد میکشد و من هنوز به امیدِ یک نشانه از تو ، چراغ دلم را خاموش نمیکنم.تو کمرنگتر شدهای در روزهایم اما من هنوز پررنگترین خیالِ شبهایم را از نام تو میسازم.
کاش گاهی دلت برای این آبیِ غمگین تنگ شود …
“پَریلا”
654
آدم بدبینی نبودم اما فهمیده بودم خیلی وقته منو با لقب مخصوص خودم صدا نمیزنی و سرمای صدات وقتی که اسممو خالی از هرچیزی صدا میکردی ، روحمو میلرزوند
تو هنوزم عاشقش بودی عزیزکرده و من فهمیده بودم جام شرابی که برای رسیدن بهش بارها خون خودمو خورده بودم ، رد لب های کسی دیگه رو با خودش داشت.
من به همه ی جزئیات تو دقت میکردم و میفهمیدم چجوری با گفتن اسمش،چشمای همیشه عریانت برای من ، براش جامه ی عشق به تن میکردند
عزیزکرده ات بود و من زخم زاده …
نمیتونستم وقتی دربارش حرف میزدی به چشمات نگاه کنم.نمیخواستم خاکستر چشمامو ببینی.نمیخواستم بهار چشمات رو ببینم
بهار چشمات برای کسی جز من ، فقط سرماست برای قلبم …
“پَریلا”
654
تو توی مِه پنهون شده بودی ، من میدیدمت
من روی مژه هات بودم
چجوری منو ندیدی عزیزکرده ؟…
“پَریلا”
654
دارم چی میگم،تو حتی چشمای منم یادت نمیاد…
Name : 𝒃𝒍𝒖𝒆 𝒔𝒖𝒏𝒔𝒆𝒕
Writer : “پَریلا”
Couple : VKooK
@TisguiseL
#Oneshot #bluesunset #fic #Vkook
654
بزار از تنم خون بیاد
روحمو نوازش کن عزیزکرده
دارم از بین میرم
دارم از بین دستات میرم
“پَریلا”
654
من استخوان های شکسته و کوهی از ناامیدی و چاله های سیاه زیر چشم و یه قلب پر از زخمم
هنوزم حاضری بغلم کنی عزیزکرده؟
“پَریلا”
