خودمونی چنل ماه عشیره
前往频道在 Telegram
157
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-830 天
帖子存档
روز و شب خواندم برایش تا بفهمد عاشقم ،
کف زد و گفتا که ایول پس شماهم شاعری .
-؛
گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی
صبر کن پیدا شود گوهرشناس قابلی
-صائبتبریزی
تو را خبر ز دل بیقرار باید و نیست
غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست
اسیر گریهٔ بیاختیار خویشتنم
فغان که در کف من اختیار باید و نیست
-رهیمعیری
بگشای چـــــاک سینه که بر منکران حشر
روشن شود که صبح قیامت دمیدنی است
-صائبتبریزی
میگن عشق واقعی همیشه بر میگرده،
اما عشق واقعی هیچوقت نمیره!
-فئودورداستایفسکی
«یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن؛
چشم ها بیشتر از حنجر ها میفهمند»
-کاظمبهمنی
غم، سایهای نیست که از آن بگریزی؛
بخشی از جان توست که باید با آن زندگی کنی.
-لئوتولستوی
با خدا میگویم آنچه بر سرم آورد عشق
جان نصفه نیمهای بود و ، دوبار از من گرفت
با گلی که بوسههای آبدار از من گرفت
روزگاری داشتم که روزگار از من گرفت
من که اینطوری نبودم ، ساقههایم برگ داشت
میهمانی لانه کرد و برگ و بار از من گرفت
حامد عسگری
یه جا نوشته بود، هیچ اتفاقی فراموش نمیشه. بالاخره یه روز، تو یه خیابون یا وسط یه آهنگ یا موقع خوندن یه کتاب یا دیدن یه فیلم، یهو همه چیز یادت میاد.
