خودمونی چنل ماه عشیره
前往频道在 Telegram
157
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-830 天
帖子存档
اما نیرویی او را وا میداشت بگریزد؛ به گوشهای کنجی جایی دور از شهر جایی دور از آدمها.
-سمفونی مردگان ؛ عباس معروفی
شاید افسرده، بیپول، بیآینده و بی انگیزه باشم ولی حداقل پلیلیست موزیک خوبی دارم.
یه کار کردم برات ننه بابات نکردن
جورتو هیشکی نکشید با مرام بودم فق من
هم قد من نیستی رو این ترازو ها رفیق
منی که پنج ساله یه شب خونه آقام نرفتم
-حسینتیام
در انتظار تو میمیرم و در این دم آخر
دلم خوشست که دیدم به خواب گاه به گاهت
-شهریار
انسان میتواند همزمان که دارد برای زندگی تلاش میکند و میجنگد، به رفتن و گم و گور شدن هم فکر کند.
-داستایفسکی
توسرم ترکید دینامیت یهو تموم شد سن بیخیالیم کم اومد انرژیم بیار لین فق دارم یه رفیق سیاهی کسل گیج بیحالی با چش خیس بیداری؛ 00:37
غروب میناب غم دیگری دارد... خورشید که آرام پشت افق پنهان میشود، انگار داغ کودکانی را به دوش میکشد که بیگناه پر کشیدند. یادشان در آسمان این شهر جاودانه است؛ فرشتههای کوچکی که غروب میناب را برای همیشه رنگی دیگر بخشیدند. 🕊️💔
روابطخیلیطبیعیانسانیکههمهدوسشدارنوبهشمشتاقن
بهقدریآزاردهندسبرامکهدارمبهانسانبودنخودمشکمیکنم
نهاصراریبهزندگیدارم
نهاصراریبهمرگ
یعنی
اگرگلولهایبهسمتمشلیکشودسرمراخمنمیکنم
یعنی
اگربرایبریدناینرگتیغدرخانهنباشدتامغازهنخواهمرفت
کمکم
نمنم
آهستهآهسته
آرامآرام
خفهمیشویموفکرمیکنندآسانجاندادیم..💔🪔
كاش يك لحظه شوم كودك وخوابم ببرد
فـــارغ از هر چه... بهگهواره لالايی تــــــــو
-حسینمنزوی
