ᴅᴇʟ ɴᴇᴠᴇsʜᴛᴇ
前往频道在 Telegram
«اینجا، حرفهایی نفس میکشن که هیچوقت گفته نشدن… 🕊️» https://www.instagram.com/delnveshteh_txt1
显示更多未指定国家未指定类别
437
订阅者
-224 小时
-37 天
-1130 天
帖子存档
438
تو منو داری؛
واسه همه روزای سخت،
واسه همه اون روزایی که گلوت پر بغض بود، برای روزایی که فکر میکنی حواس هیچکس بهت نیست، برای روزایی که فکرو خیالات دارن میخورنت بدون که تو منو داری. مهم نیست این راه چقدر سخته، مهم نیست قراره چه اتفاقی برامون بیوفته، اینم مهم نیست قراره چقدر درد بکشیم فقط کافیه کنار هم باشیم همین،بهت قول میدم از پسش بر بیایم
@delnveshteh_text
438
چقدر من این روزها کافکا رو درک میکنم وقتی تو یکی از نامههاش مینويسه:
«خوب نیستم، با تلاشی که الان میکنم که به زندگی بچسبم، میتونستم اهرام مصر رو بسازم.»
همینقدر دقیق
@delnveshteh_text
438
فقط خواستم بهت بگم که؛
مرسی که به جای همه هستی،
مرسی که به اندازهی یه دنیا میارزی،
مرسی که اومدی و شدی قشنگترین قسمت من،
مرسی که بودنت خودش دلگرمیه،
مرسی که اومدی و شدی دلیل لبخندام،
مرسی که یه تنه حواست به همه چی هست،
مرسی که اومدی و شدی همه چیزم،
مرسی که نمیذاری نبودنِ بقیه حس بشه،
درکل مرسی برای “بودنت”
@delnveshteh_text
438
او دیگر زیاد جدی نمیگرفت.
نه زندگی را، نه آدمها را، نه حتی خودش را.
مثل کسی بود که از پشت پردهای چرک و ضخیم
به دنیا نگاه میکرد:
صداها گَنگ، تصویرها تار، معناها پوچ.
آدمها دهان میجنباندند، لبخند میزدند،
میآمدند، میرفتند،
و او فقط فکر میکرد چقدر همهچیز بیاهمیت است.
هیچکس را دشمن نمیدانست، هیچکس را دوست هم نداشت.
حرفها برایش سبک شده بودند،
قولها بیوزن و نگاهها خالی
@delnveshteh_text
438
توی دنیایی که پیدا کردن آدم امن و پناه تقریباً ناممکن شده،
عمیقاً خوشحالم که تو رو پیدا کردم
@delnveshteh_text
438
6037691612036061
دوستان تا الان ۱۵۰۰ جمع شده هرکی دوست داره هرمبلغ حتی شده ۲۰ تومنم کمک کنید تا جمعه فرصت هست بعد ما میریم برای خرید
پرروزی باشید🤍
@delnveshteh_text
438
درمورد همه چی باهم حرف بزنیم؛ از رویاهای دورمون تا اتفاقای کوچیک روزمره، از چیزایی که خوشحالمون میکنن تا غصههایی که توی دلمون نگه داشتیم، از آرزوهایی که داریم تا حرفایی که هیچوقت به کسی نگفتیم. من بهت گوش میدم
@delnveshteh_text
