تَبَسُـم
前往频道在 Telegram
دلتنگِلبخندِآقایِشهیدم دنیا پر از رنج است؛ با اینحال درختانِگیلاس شکوفه میدهند. https://t.me/HarfChatBot?start=a2f8e8a7e5b7
显示更多未指定国家未指定类别
280
订阅者
-424 小时
-97 天
-730 天
帖子存档
280
آره...
میشد با دیدن این دعوت نامه ها از خوشحالی پرواز کرد
اما حالا چی؟
من دعوت شدم روضه های بیت؟
بدون شما؟
ینی الان که داریم میایم اونجا شما نیستید؟
ناتوانم از این غم
زبونم قاصره
غمی که تو دلم پیدا شده رو نمیدونم با کدوم کلمات میتونم توصیف کنم
نمیشه تموم اینا یه خواب باشه؟
نمیشه برسم اونجا و ببینم شما نشستید روی صندلی نشستید و دارید با روضهی قمر بنی هاشم، ماه ام البنین اشک میریزید؟
آخ!
امشب شب تاسوعاست
امشب قراره تو بیت به نیت دوتا علمدار با بغض بخونیم
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد...
تَبَسُم
280
تو روضه ها که میشینم
وقتی روضه ها تموم میشه
همش منتظرم
منتظرم که اسم شمارو بیارن
منتظرم که از شما بخونن
آخه وقتی یه داغی رو دلت باشه،
به غمی تو سینت باشه،
یه بغضی تو گلوت باشه،
تا وقتی خودتو واسش خالی نکنی، آروم نمیشی...
روضه تموم شده، گریه ها تموم شده
اما من هنوز منتظرم که گریه کنم
منتظرم که روضه خون بیاد بگه
یادتونه همین پارسال مُحَرَمی،
آقامون تو مجلس روضهی بیت میشست رو صندلیش،
دستشو میگرفت جلوی صورتش،
آروم آروم با امام خودش نجوا میکرد و اشک میریخت؟
منتظرم روضه خون بیاد بگه
دیدید چجوری بیچارمون کردن؟
دیدید چجوری یتیم شدیم؟
دیدید چجوری جیگرامون خون شد؟
دیدید حسرت دیدن دوبارهی لبخند آقامون به دلمون موند؟
آره آقا!
تو روضه ها
همش منتظر اینام
و امان از وقتی که تو مجلس، روضه خون به انتظارهای من پایان بده... :)
تَبَسُم
