685
订阅者
-324 小时
+17 天
+2030 天
帖子存档
685
اگر جمهوری اسلامی نبود، با سهم ایران (حداقل ۲۰ درصد) در بستر دریای کاسپین به ثروتهای کلان زیر دست مییافتیم:
ذخایر عظیم انرژی: دسترسی انحصاری به ۴۸ میلیارد بشکه نفت و ۲۹۲ تریلیون فوت مکعب گاز در سومین حوضه بزرگ نفت و گاز جهان.
برداشت از ابرمیدانها: استخراج صدها میلیارد دلار گاز از میدان چالوس (معادل یکچهارم پارس جنوبی) و میدان سردار جنگل.
درآمد ترانزیت گاز: کسب سالانه میلیاردها دلار حق ترانزیت به دلیل عبور خطوط لوله انرژی همسایگان از خاک یا حریم ایران به سمت اروپا.
حل بحران داخلی: تأمین پایدار انرژی استانهای شمالی و پایان دادن به قطعی گاز زمستانه بدون نیاز به واردات.
تجارت شیلات و خاویار: حفظ انحصار صادرات گرانترین خاویار جهان با ثبت محدوده ماهیگیری وسیعتر.
+اما جمهوری اسلامی علاقه وافری به دزدی دریایی و باجگیری در تنگه هرمز دارد .
@NinaYevsky2
685
🔹🔹جزئیات متن اولیه طرح راهبردی مدیریت تنگه هرمز!
🔹سلیمی، عضو هیئترئیسه مجلس: متن اولیه طرح اقدام راهبردی تأمین امنیت و پیشرفت پایدار تنگۀ هرمز و خلیجفارس در کمیسیون امنیت ملی در دست بررسی است.
🔹️براساس این طرح، عبور شناورهای متعلق به آمریکا، رژیم صهیونیستی و سایر کشورهای متخاصم از تنگه هرمز ممنوع میشود!
🔹محمولههای مرتبط با رژیم صهیونیستی، اعم از نظامی و غیرنظامی، حق تردد از این منطقه را نخواهند داشت.
🔹شناورها یا محمولههایی که در اقدامات علیه جبهه مقاومت نقش داشته باشند نیز مشمول ممنوعیت خواهند بود.
🔹️کشورها و اشخاصی که به ایران خسارت وارد کردهاند، تا زمان جبران خسارت، مجوز عبور از تنگه هرمز و خلیج فارس را دریافت نخواهند کرد.
🔹برای قانونشکنان، جریمههای سنگین از جمله تا ۲۰ درصد ارزش محموله، پیشبینی شده است.
🔹دولت موظف خواهد شد با همکاری نیروهای مسلح، مسئولیتهایی مانند هدایت ناوبری، نظارت بر تردد شناورها و حفاظت از امنیت و محیط زیست خلیج فارس را برعهده بگیرد.
🔹این طرح همچنان در مرحله بررسی کارشناسی قرار دارد و مجلس از صاحبنظران خواسته پیشنهادهای خود را برای تکمیل آن ارائه کنند!
@NinaYevsky2
685
🔴ریاضت برای عوام،
رانت برای خواص
✍️صلاح الدین خدیو
در گفتوگوی دیشب پزشکیان، بحثی کوتاه درباره دمای اتاق و پنکه به میان آمد. رئیسجمهور با اشاره به اینکه «ما در بچگی پنکه نداشتیم»، این پرسش را پیش کشید که از نگاه ایشان، وسایل سرمایشی تا چه اندازه جزو نیازهای ضروری زندگی به شمار میآیند.
تکرار این مضمون از سوی رئیسجمهور شایسته تأمل است. پرسش این است: آیا وسایلی مانند پنکه و کولر هنوز کالاهایی تجملیاند یا در دنیای امروز به بخشی از حداقل استاندارد زندگی تبدیل شدهاند؟
بخش عمده دوران کودکی آقای پزشکیان در فاصله سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۵ سپری شد؛ دورانی که اقتصاد ایران بسیار کوچکتر از امروز بود و تولید انبوه لوازم خانگی و خودرو هنوز شکل نگرفته بود.
در آن سالها داشتن یخچال، تلویزیون، ماشین لباسشویی یا حتی پنکه، برای بسیاری از خانوادهها نشانهای از رفاه و منزلت اجتماعی به شمار میرفت.
اما از دهه ۱۳۵۰ به بعد، اوضاع دگرگون شد. گسترش تولید داخلی، افزایش درآمدهای نفتی و واردات گسترده کالاهای مصرفی، جامعه ایران را به سوی شکل تازهای از زندگی سوق داد. لوازم خانگی و خودرو به تدریج از کالاهای لوکس به نیازهای متعارف زندگی شهری تبدیل شدند. دیگر داشتن یخچال، ماشین لباسشویی یا وسایل سرمایشی، نماد تجمل نبود؛ بلکه فقدان آنها به معنای افت محسوس کیفیت زندگی تلقی میشد.
پس از انقلاب هم جهاد سازندگی و شرکتهای تعاون روستایی با بهایی نازل و نزدیک به رایگان، وسایل خانگی را به اعماق روستایی ایران بردند.
تحولی مشابه، حدود یک تا دو دهه زودتر، در اروپای غربی رخ داده بود. اروپا پس از جنگ جهانی دوم قارهای ویران بود، اما رونق اقتصادی دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، همراه با تولید انبوه کالاهای مصرفی، سبک زندگی مردم را دگرگون کرد. همانگونه که تونی جات در کتاب پس از جنگ نشان میدهد، گسترش لوازم خانگی، سوپرمارکتها، فروشگاههای مدرن و اتومبیل شخصی، نشانه گذار از اقتصاد ریاضتزده پس از جنگ به جامعه مصرفی و رفاه عمومی بود.
اکنون این پرسش مطرح میشود که آیا میتوان با معیارهای دوران کودکی، زمانی که بسیاری از لوازم خانگی کالایی لوکس محسوب میشدند، درباره نیازهای جامعه امروز داوری کرد؟
آن هم در روزگاری که به لطف تولید انبوه جهانی، بسیاری از این کالاها حتی در فقیرترین نقاط جهان نیز جزو ملزومات زندگی به شمار میآیند؛ در حالی که کشورهای همسایه ایران، علاوه بر خانهها، به خنکسازی فضاهای عمومی، خیابانها و استادیومها نیز روی آوردهاند.
ممکن است گفته شود که مقصود رئیسجمهور صرفاً دعوت مردم به قناعت در شرایط دشوار اقتصادی است. اما حتی در این صورت نیز پرسش اخلاقی پابرجاست: چگونه میتوان از مردم خواست بار ریاضت را بر دوش بکشند، در حالی که رانتخواران، انحصارگران، خصولتیها و بهرهمندان از اقتصاد تحریم هر روز ثروتمندتر میشوند؟
از سوی دیگر، اگر قرار است از مصرف برق کاسته شود، آیا نخست نباید به سراغ ساختارهای ناکارآمد، اتلاف گسترده انرژی، انحصار صنعت خودرو و سیاستهای نادرست اقتصادی رفت؟
چگونه میتوان میلیونها خودروی کمکیفیت و پرمصرف را بر جامعه تحمیل کرد، اما همزمان استفاده از وسایل سرمایشی را امری غیرضروری جلوه داد؟
مسئله اصلی پنکه یا کولر نیست؛ مسئله آن است که مفهوم رفاه در طول زمان تغییر میکند. همانگونه که امروز کسی یخچال، آب لولهکشی، برق، تلفن همراه یا اینترنت را کالایی تجملی نمیداند، پنکه و کولر نیز برای میلیونها ایرانی دیگر نماد اشرافیت نیستند، بلکه بخشی از حداقل استاندارد زندگیاند.
هنر سیاستگذاری آن نیست که جامعه را به معیارهای هفتاد سال پیش بازگرداند، بلکه آن است که با پذیرش تحولات تاریخی و فناوری، این استانداردها را با بیشترین عدالت و کمترین هزینه برای شهروندان تأمین کند.
@NinaYevsky2
