『 بَعدِ آدمها 』
前往频道在 Telegram
3 436
订阅者
-924 小时
+4157 天
+61330 天
帖子存档
3 436
*زندگی، قبل از هرچیز زندگی است
گل میخواهد، موسیقی میخواهد،
زیبایی میخواهد زندگی حتی اگر
یکسره جنگیدن هم باشد، خستگی
در کردن میخواهد، عطر شمعدانی ها
را بوییدن میخواهد.
3 436
این آهنگ قشنگترین توصیف برای رابطهای هست که سرد شده و داره تموم میشه، اون حس بد قبل تموم شدنو به بهترین شکل بیان کرده.
3 436
Repost from N/a
گاهی اوقات تو زندگی دلم یه آدمی میخواد که وقتی فقط بگم «خستم»، بهجای اینکه بپرسه «چرا؟»، آروم بگه:
«بیا بشین، یه لیوان چای برات بریزم.»
«بریم قدم بزنیم؟!»
«دلت میخواد بریم یه دور بیهدف بچرخیم؟»
«بیا فقط چند دقیقه سرتو بذار رو شونهم، شاید حالت بهتر شد.»
«میخوای برات آهنگ بذارم؟»
«میخوای فیلم ببینیم؟»
«میخوای فقط سکوت کنیم؟»
« اصلأ هرچی تو بگی :) »
دلم کسی رو میخواد که بفهمه بعضی وقتها آدم دنبال راهحل نیست؛ فقط دلش میخواد یکی حواسش بهش باشه. یکی که قبل از اینکه خودم بگم چی لازم دارم، با یه سؤال ساده یا یه توجه کوچیک، خستگیِ دلم رو سبکتر کنه:)
3 436
یکی از سختترین چیزهایی که به عنوان یک فرد بالغ باید هضم کنیم اینه که لزوما "دل به دل راه نداره" و علیرغم احساس مثبت ما به یک نفر، میتونه علاقهای به ما نداشته باشه! احترام گذاشتن به این عدم علاقه، یکی از بزرگترین قدمهای رشده به نظرم.
3 436
من از تو جدا میشوم، اما همیشه تو را با خودم میبرم. هیچچیز نمیتواند آنچه را که بینِ ما بود، از بین ببرد؛ حتی اگر فاصلهها بینِ ما زیاد شوند. حتی اگر زمان بگذرد، همیشه تو در جایی از من خواهی بود؛ شاید در یادم، شاید در قلبم.
3 436
بزرگترین درس زندگیمو امروز یه جوون ۲۰ساله بهم داد
دوربینای مغازه خراب شده بود زنگ زدم بهش گفتم بیا درستشون کن؛ اومد ۵ دقیقهای درستش کرد.
گفتم چقدر میشه؟ گفت هیچی؛ چون فقط فیشات دراومده بود برات جا زدم.
گفتم خب بالاخره زحمت کشیدی باید پولشو بگیری؛ همینجور که داشت از در میرفت بیرون گفت بابام همیشه میگفت اگه بابت کارای ساده پول بگیری به مفتخوری عادت میکنی؛ هروقت عرق ریختی بابتش پول بگیر.
این بچه رفت و من اومدم بشینم پشت دخل که به حرف سنگینی که زده بود فکر کنم، دیدم تو همون ۵ دقیقه دوتا صد دلاری از تو دخل برداشته.
ای من به قبر پدرت ریدم.
3 436
بعضی وقتها تنهایی انتخاب نیست؛
پناهگاهه.
وقتی آدمها خستهات میکنن،
وقتی رابطهها آرامشت رو میگیرن،
تنهایی تبدیل میشه به تنها پناهگاهی که
کسی بهت آسیب نمیزنه.
3 436
من از این دنیا رنجیده و خستهام؛
آنقدر که تمامِ احساساتم را به خاک سپردم.
دیگر به فکرِ از بین بردنِ غمهایم نیستم؛
حالا بیشتر به دنبالِ پیدا کردنِ شادیِ کوچکی هستم در کنارِ همین غمهایم.
از من لبخند میبینی، اما عمقِ جانم پریشان است.
3 436
آدما هيچوقت اولين اتفاقاى زندگيشون رو يادشون نميره، هيچکس عشق اولش رو يادش نميره، اولين معلمش، اولين بارى كه دست يک نفر رو عاشقانه گرفت، اولين بوسه، اولين رفيق، اولين قرار، اولين جدايى، اين اَولينا تا آخرين روز زندگی باهاتن؛ حواست باشه كه چيو، ميخواى واسه خودت براى اولينبار خاطره كنى، اولين خاطرهها، تاريخ انقضا ندارند.
3 436
من احترامِ عمیقی برای آدمهایی قائلم
که با وجودِ تمامِ تواناییها و مهارتهایشان،
هنوز فروتن میمانند.
آدمهایی که یاد میدهند، راهنمایی میکنند
و هیچوقت باعث نمیشوند دیگران
احساسِ کوچک بودن کنند.
این یعنی حرفهای بودنِ واقعی.
3 436
بزرگ ترین ایرادی که دارم،
اینه که به محض اینکه باهام خوب برخورد میکنن
یادم میره قبلش چقدر اذیتم کردن.
3 436
هایده و ویگن؛برای تویی که بی دلیل غمگینی ؛ برای روزهایی که هیشکی حالش خوب نیست برای تو ، برای اینکه بگم تنها نیستی.
3 436
از دادنِ کتابی به دیگری،
که زیرِ جملههایش خط کشیدهام،
خجالت میکشم.
گویی زخمهایم را به دیگری داده باشم؛
انگار که بگویم:
«ببین… این قسمت از زخمهایم خیلی درد میکند.»
