𝑼𝒏𝒔𝒂𝒊𝒅💔
前往频道在 Telegram
显示更多
未指定国家未指定类别
467
订阅者
+324 小时
+157 天
+8130 天
帖子存档
471
شاید عشق هیچوقت بد نبود… این آدمها بودن که اسمِ هر چیزی رو عشق گذاشتن و آخرش معنیِ عشق رو هم با خودشون خراب کردن.
یکی خیانت کرد و گفت «اشتباه بود»… یکی دروغ گفت و گفت «نمیخواستم ناراحتت کنم»… یکی رفت و گفت «قسمت نبود»… یکی موند، ولی دیگه دلش اونجا نبود… و یکی هم اونقدر قشنگ قول داد که آدم یادش رفت بعضی قولها فقط برای همون لحظهان.
بعد از یه جایی، آدم میمونه و یه عالمه سؤال: اگه عشق واقعیه، چرا اینهمه آدم ازش زخم خوردن؟ چرا هرکی بیشتر دوست داشت، بیشتر شکست؟ چرا بعضیا با یه قلبِ پر از محبت وارد رابطه شدن و با یه قلبِ پر از بیاعتمادی بیرون اومدن؟
من هنوز فکر میکنم عشق قشنگه… خیلی هم قشنگه. فقط دیگه به هر کسی که گفت «دوستت دارم» باور نمیکنم.
چون دوست داشتن فقط گفتن نیست. عشق یعنی وقتی میتونی بری، بمونی. یعنی وقتی ناراحتی، تحقیر نکنی. یعنی وقتی یکی قلبش رو گذاشت کف دستت، باهاش بازی نکنی. یعنی حتی وقتی رابطه تموم شد، حرمتِ چیزی که یه روز برات مقدس بود رو نگه داری.
و شاید تلخترین نوع عشق، عشقِ غیرممکنه…
نه لزوماً عشقی که یکی نمیخوادت؛ گاهی عشقیه که دو نفر همدیگه رو میخوان، اما زندگی، زمان، فاصله، خانواده، شرایط… دست به دست هم میدن که هیچوقت «ما» نشه.
اونجاست که میفهمی گاهی دوست داشتنِ یک نفر به معنی داشتنش نیست.
گاهی باید کسی رو با تمام قلبت دوست داشته باشی و با تمام همون قلب، قبول کنی که قرار نیست سهم تو از اون آدم، «داشتنش» باشه.
و چه دردناکه وقتی هنوز دوستش داری، ولی دیگه نمیتونی برگردی… نه چون احساست تموم شده، چون فهمیدی بعضی راهها رو اگر دوباره بری، فقط خودت رو دوباره گم میکنی.
کاش آدمها قبل از اینکه وارد قلب همدیگه بشن، بدونن قلب جای آزمون و خطا نیست.
کاش کسی رو فقط برای اینکه تنهاییاش پر بشه، انتخاب نکنیم. کاش وقتی نمیتونیم بمونیم، امیدِ موندن ندیم. کاش وقتی دیگه دوست نداریم، خیانت نکنیم. کاش بلد باشیم تموم کنیم، بدون اینکه نابود کنیم.
چون عشق، اون چیزی نیست که توی فیلمها با یه «دوستت دارم» شروع بشه و با بوسه و خوشبختی تموم بشه…
عشق گاهی یعنی شبهایی که دلت برای کسی تنگ میشه و بهش پیام نمیدی. یعنی دیدن اسمش و وانمود کردن که برات مهم نیست. یعنی هنوز تهِ دلت براش آرزوی خوب کنی، حتی وقتی دیگه جایی توی زندگیت نداره.
و شاید عشق واقعی همین باشه؛ اینکه با وجود تمام آدمهایی که معنای عشق رو با خیانت و دروغ و بیوفایی خراب کردن، هنوز تهِ قلبت باور داشته باشی یک جایی، برای یک نفر، عشق میتونه امن باشه.
فقط شاید… عشقِ واقعی همیشه به «رسیدن» ختم نشه.
بعضی عشقها قرار نیست صاحب قصهی زندگیمون بشن؛ قرارِ بعضیها فقط اینه که بیان، عمیقترین جای قلبمون رو لمس کنن، یه تکه از ما رو با خودشون ببرن، و بعد برن…
و ما بمونیم با یک مشت خاطره، یک عالمه «کاش»، و قلبی که هنوز، با وجود همهی اینها، جرئت میکنه عشق رو دوست داشته باشه.
شاید عشق مقصر نبود… ما آدمها بلد نبودیم با چیز مقدسی که بهمون سپرده شده بود، درست رفتار کنیم.
471
اون لحظه ای که تصمیم میگیرید جلو اسمش قلب بزارید و چتشو پین کنید و صدای نوتیفشو عوض کنید، کاش با چماق بالا سرتون باشم.
471
اگه با حذف کردن من حس میکنی زندگی بهتری میتونی داشته باشی پس این کارو بکن، اما وقتی فهمیدی مشکلت من نبودم، هیچ وقت سعی نکن برگردی.
471
اگ بخوام عشق رو توصیف کنم به نظرم عشق فقط اون حس شدیدِ دلتنگی و هیجان نیست.
عشق یعنی یه نفر برات مهم بشه، اما نه فقط وقتی همهچیز قشنگ و خوبه؛ وقتی سخت میشه هم حرمتش رو نگه داری.
یعنی خوشحالیش واقعاً خوشحالت کنه، ناراحتیش برات بیتفاوت نباشه، و در عین دوست داشتنش، بخوای خودش باشه؛ نه چیزی که تو میخوای ازش بسازی.
عشق یعنی امنیت، احترام، صداقت و انتخاب کردنِ دوبارهی همدیگه؛ نه کنترل کردن، نه ترسوندن، نه بازی دادن.
و شاید قشنگترین قسمت عشق این باشه که: کنار کسی باشی چون انتخابش کردی، نه چون از تنها موندن میترسی.
بعضی وقتا هم عشق واقعی موندن نیست؛
گاهی دوست داشتن یعنی بفهمی چیزی سالم نیست و با وجود تمام احساست، به خودت و اون آدم اجازه بدی راه خودشون رو برن.
خلاصه اگر بخوام توی یه جمله بگم:
عشق یعنی «دوستت دارم» فقط یه احساس نباشه؛ تبدیل بشه به رفتاری که هر روز به اون آدم میگه: من حرمتت رو میفهمم. ❤️
471
من اینجوریام که؛ پیام میدم، فالو میکنم، زنگ میزنم، انقدر که پشیمونم کنه، ذوقمو کور کنه، قلبمو بشکنه و در نهایت از چشمم بیوفته. چون اینجوری راحتتر میذارمش کنار.
