ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

Leila.Psychotherapist

Leila.Psychotherapist

前往频道在 Telegram

لیلا ثابت روان‌درمانگر،مشاور تخصصی رابطه‌عاطفی،زوج، خانواده،رفتارباکودک،رشد و توسعه فردی پروانه اشتغال تخصصی عضو انجمن روانشناسی ایران و آمریکا آشنایی بیشتر با من : https://ghahremanedaroon.ir/consultant/3 ارتباط با من : ‎@Leila7560

显示更多
未指定国家未指定类别
2 731
订阅者
-224 小时
-307 天
-15330 天
帖子存档
این جملات پما چدرن تسکینی است برای روزهای سخت: وقتی گریزی از درد نیست… لحظه‌ای دست نگه دار. ببین چطور می‌توانی فقط با خودت مهربان‌تر باشی ــ بی‌آنکه توقعی از تمام شدن غم داشته باشی. ‌ التیام، گاهی این نیست که رنج‌ها حل شوند یا همه‌چیز دوباره سرجایش قرار بگیرد. التیام زمانی حاصل می‌شود که درون خودمان برای همه‌ی این‌ها جا باز کنیم: جا برای اندوه، جا برای تسکین، جا برای رنج و حتی اندک خوشی. ‌ در روزهای سخت، غم‌واندوهت را سرکوب نکن. مراقب خودت و اطرافیانت باش. نفس بکش. به خودت مهربانی کن. همین بیشتر از کافی است. @LeilaPsychotherapist

ما اسمش را «زندگی» گذاشته‌ایم... اما در اینجا باور داریم که بسیاری از ما در سکوت، ساعت‌های تکرارنشدنی زندگی‌مان را معامله می‌کنیم؛ فقط برای اینکه روی آب بمانیم و غرق نشویم. هر دو هفته یا هر ماه، بهترین بخش انرژی، زمان و حضورمان را با پولی معاوضه می‌کنیم که اغلب فقط کفاف زنده ماندن تا واریز بعدی را می‌دهد. به خودمان می‌گوییم: «فعلاً همین‌طور است...» «فقط باید این دوره را پشت سر بگذارم...» «بعداً وقت زندگی کردن پیدا می‌کنم...» اما آن «بعداً» برای خیلی‌ها هرگز از راه نمی‌رسد. چرخه ادامه پیدا می‌کند؛ کار، خستگی، پرداخت قبض‌ها، نگرانی‌ها، و دوباره از اول... و هزینه‌ی واقعی این چرخه فقط پولی نیست که خرج می‌کنیم. هزینه‌ی واقعی، رابطه‌هایی است که کم‌کم از آن‌ها فاصله می‌گیریم. علاقه‌ها و رؤیاهایی است که مدام به آینده موکول می‌شوند. استعدادهایی است که هرگز فرصت شکوفا شدن پیدا نمی‌کنند. و نسخه‌ای از خودمان که می‌توانستیم به آن تبدیل شویم، اما هیچ‌وقت فرصت کافی برای ساختنش نداشتیم. گاهی آن‌قدر درگیر دوام آوردن می‌شویم که فراموش می‌کنیم قرار نبود فقط دوام بیاوریم. قرار بود زندگی کنیم. قرار بود لحظه‌هایی داشته باشیم که صرفاً برای درآمد، بهره‌وری یا انجام وظیفه نباشند. قرار بود فرصت داشته باشیم که عشق بورزیم، خلق کنیم، یاد بگیریم، اشتباه کنیم، رشد کنیم و معنایی شخصی برای زندگی‌مان بسازیم. اما بسیاری از ما آن‌قدر به دویدن روی تردمیلِ بقا عادت کرده‌ایم که حتی متوجه نمی‌شویم چه زمانی «زندگی کردن» را با «فقط ادامه دادن» اشتباه گرفته‌ایم. حقیقت تلخ این است که گاهی زندان‌های زندگی دیوار ندارند. آن‌ها از عادت‌ها، ترس‌ها، تعهدات، فشارهای اقتصادی و باورهایی ساخته شده‌اند که به ما می‌گویند: «همین است که هست.» و کم‌کم ارزش خودمان را نه با میزان رضایت، آرامش یا معنا، بلکه با توانایی‌مان در ادامه دادن این چرخه اندازه می‌گیریم. اما شاید یکی از مهم‌ترین پرسش‌های زندگی این باشد: اگر تمام نیازهای مالی‌ات برای مدتی تأمین بود، آیا باز هم همین زندگی را انتخاب می‌کردی؟ اگر پاسخ منفی است، شاید زمان آن رسیده باشد که از خودت بپرسی: در میان تمام تلاش‌هایت برای زنده ماندن، چقدر برای زندگی کردن جا باقی گذاشته‌ای؟ زندگی فقط پرداخت قبض‌ها و عبور از روزها نیست. زندگی جایی آغاز می‌شود که دوباره با خودِ واقعی‌مان، آرزوهایمان و چیزهایی که به بودنمان معنا می‌دهند، ارتباط برقرار می‌کنیم. شاید نتوانیم یک‌شبه از این چرخه خارج شویم، اما می‌توانیم هر روز قدم کوچکی برداریم تا فقط «باقی نمانیم»؛ بلکه واقعاً زندگی کنیم. @LeilaPsychotherapist

این پست اسلایدی که در پیج اینستاگرام گذاشتم رو از دست ندید ، به ساده‌ترین شکل توضیح دادم که تعامل بین دو فرد با دلبستگی اضطرا
این پست اسلایدی که در پیج اینستاگرام گذاشتم رو از دست ندید ، به ساده‌ترین شکل توضیح دادم که تعامل بین دو فرد با دلبستگی اضطرابی و اجتنابی چجوری باشه که کم اصطکاک بشه و سوء‌تفاهم‌ها برطرف بشه ، ... ما باید در رابطه تفاوت‌هامون رو به رسمیت بشناسیم و یاد بگیریم تفاوت‌های همدیگه رو بفهمیم و درک کنیم ، ... https://www.instagram.com/p/DaPDw2hDJvi/?igsh=MTN6dnAzYmgyM3M5dA==

واقعیت این است، خلق زندگی دلخواه‌تان شاید کمی ترسناک به نظر برسد. اما می‌دانید چه چیزی از آن هم ترسناک‌تر خواهد بود؟ پشیمانی. روزی که در حال کشیدن نفس‌های آخرمان هستیم و دیگر هیچ‌یک از نظرهای دیگران و ترس‌هایمان اهمیتی ندارند، فقط این مهم خواهد بود که چطور زیسته‌ایم. از کسی که دوست ندارید موعظه‌تان کند، انتقاد نشنوید. اگر قضاوت‌های ناعادلانه درباره‌ی خودتان را نادیده نگیرید، هرگز پتانسیل واقعی خود را کشف نخواهید کرد. اجازه ندهید انتظار و نظر دیگران، زندگی شما را هدایت کند یا به نابودی بکشاند.  دوست داشتن، عشق ورزیدن یا احترام گذاشتن به من، وظیفه‌ی شما نیست؛ وظیفه‌ی خودم است... @LeilaPsychotherapist

واقعیتِ سوگ با آنچه دیگران از بیرون می‌بینند بسیار متفاوت است. دردی در این دنیا وجود دارد که نمی‌توانید با شادی از تنتان بیرون کنید. به راه‌حل نیاز ندارید. نیاز ندارید سوگتان را پشت سر بگذارید. شما به کسی نیاز دارید که سوگتان را بفهمد و بپذیرد. به کسی نیاز دارید که وقتی، درمیانِ وحشتِ سوسوزننده ایستاده‌اید و به حفره‌ای خیره می‌مانید که زمانی زندگیِ شما بوده است، دست‌هایتان را محکم بگیرد. بعضی چیزها را نمی‌توان درمان کرد؛ فقط باید آن‌ها را به دوش کشید. #مگان_دیواین @LeilaPsychotherapist

بعضی خستگی‌ها با خوابیدن برطرف نمی‌شوند... گاهی آدم ساعت‌ها می‌خوابد، چند روز استراحت می‌کند، حتی کارهایش را کمتر می‌کند؛ اما باز هم احساس می‌کند انرژی‌اش ته کشیده است. چون همه خستگی‌ها از کار زیاد نمی‌آیند. بعضی خستگی‌ها حاصل سال‌ها در حالت بقا زندگی کردن‌اند. وقتی مدام مراقب خطر بوده‌ای... وقتی همیشه تلاش کرده‌ای دیگران را راضی نگه داری... وقتی احساساتت را قورت داده‌ای تا دردسر درست نشود... وقتی ترس، اضطراب یا شرم را هر روز با خودت حمل کرده‌ای... بدن و روان برای زنده ماندن، انرژی عظیمی مصرف می‌کنند. تروما فقط یک خاطره دردناک نیست؛ گاهی یک فشار پنهان و مداوم است که در پس‌زمینه ذهن و بدن فعال می‌ماند. فشاری که ممکن است خودش را به شکل خستگی مزمن، بی‌خوابی، دردهای جسمی، اضطراب، نشخوار فکری یا احساس جداافتادگی از خود نشان دهد. اگر این روزها خسته‌ای، شاید مشکل این نیست که «به اندازه کافی قوی نیستی». شاید سال‌هاست بارهایی را حمل می‌کنی که هرگز قرار نبوده به تنهایی به دوش بکشی. شفا همیشه با تلاش بیشتر شروع نمی‌شود... گاهی با دیدن زخم‌هایی آغاز می‌شود که مدت‌ها نادیده گرفته شده‌اند. گاهی آنچه به آن نیاز داریم، نه سخت‌تر جنگیدن؛ بلکه احساس امنیتی است که به ما اجازه دهد برای لحظه‌ای دست از جنگیدن برداریم. @LeilaPsychotherapist

بعضی خستگی‌ها با خوابیدن رفع نمی‌شن @LeilaPsychotherapist
بعضی خستگی‌ها با خوابیدن رفع نمی‌شن @LeilaPsychotherapist

‌ در کنار ساحل قدم می زدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. ‌ نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم، در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است، ‌ ولی آیا اگر به سمت آن شیء بی ارزش نمیرفتم، واقعا می فهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم. #پائولو_کوئلیو @LeilaPsychotherapist

این پست اسلایدی رو در پیج اینستاگرام من ببینید و کپشن رو هم بخوانید لطفا ، ... برای شفای کودک درون‌مون ، برای اصلاح سبک دلبست
این پست اسلایدی رو در پیج اینستاگرام من ببینید و کپشن رو هم بخوانید لطفا ، ... برای شفای کودک درون‌مون ، برای اصلاح سبک دلبستگی‌مون در رابطه عاطفی و برای زخم نزدن به کودک‌مون ، ... https://www.instagram.com/p/DaHZMq-DCNn/?igsh=MXdxeXUwM2I4ajYzeA==

آموختم نیاز واقعی من،دوست داشتنِ خودم است. کسی که به راستی و با دلی گشوده خودش را دوست دارد ، هرگز همه ی انرژی اش را صرف نمی کند. دیدم لازم است برای همه ی مواقعی که به جای استراحت،به گفت و گوی کاری پرداخته ام،خودم را ببخشم؛ همه ی دفعاتی که وسط بازی تنیسِ پسرم ،برای دیگران پیامک فرستادم،یا مواقعی که شام نخوردم تا بتوانم یک کلاس از راه دور را اداره کنم. به منظور بخشایش خودم لازم بود به دوست داشتنِ خودم متعهد شوم،تعهدی که هنوز نداشتم. @LeilaPsychotherapist

همه‌ی رابطه‌ها با فریاد از هم نمی‌پاشند... گاهی پایان یک رابطه، از سکوت‌هایی شروع می‌شود که هیچ‌وقت درباره‌شان حرف زده نشد. از جمله‌هایی که باید گفته می‌شد، اما هرگز گفته نشد. و از کلماتی که نباید گفته می‌شد، اما با خشم بر زبان آمد. وقتی کلمات به سلاح تبدیل می‌شوند، زخم‌هایی به جا می‌گذارند که همیشه دیده نمی‌شوند. کم‌کم احترام رنگ می‌بازد. مرزهای سالم از بین می‌روند. و دو نفر، به جای اینکه در برابر مسئله کنار هم بایستند، مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. شاید بعد از هر دعوا با خودت بگویی: «فقط یک بحث بود...» اما گاهی چیزی که در یک دعوا از دست می‌رود، خودِ دعوا نیست. گرمای رابطه است. احساس امنیت است. اعتماد است. و آن لطافتی که باعث می‌شد کنار هم احساس آرامش کنید. آسیب فقط در فریاد زدن نیست... در سکوت سردی است که بعد از آن می‌آید. در نگاه‌هایی است که دیگر مهربانی در آن‌ها نیست. در فاصله‌ای است که هر روز، بی‌صدا، بین دو قلب بیشتر می‌شود. بی‌احترامی همیشه پر سر و صدا نیست. گاهی با یک طعنه آغاز می‌شود. گاهی با نادیده گرفتن احساسات طرف تعامل. گاهی با چشم‌غره‌ای که می‌گوید: «حرفت برای من اهمیتی ندارد.» و همین زخم‌های کوچک، اگر بارها تکرار شوند، می‌توانند رابطه‌ای را که روزی سرشار از عشق بود، آرام‌آرام فرسوده کنند. از نگاه روان‌شناسی، کیفیت یک رابطه را تعداد دعواها تعیین نمی‌کند؛ بلکه شیوه‌ی رفتار دو نفر در هنگام تعارض است. رابطه‌های سالم هم اختلاف دارند. اما در میانه‌ی اختلاف، کرامت یکدیگر را حفظ می‌کنند. به جای حمله به شخصیت، درباره‌ی مسئله حرف می‌زنند. به جای تحقیر، تلاش می‌کنند یکدیگر را بفهمند. اگر امروز خودت را میان تکه‌های یک رابطه‌ی آسیب‌دیده پیدا کرده‌ای، قبل از هر چیز، دوباره به خودت برگرد. همان مهربانی‌ای را به خودت هدیه بده که همیشه منتظر بودی از دیگری دریافت کنی. مرزهای سالمت را بدون احساس گناه حفظ کن. احساساتت را سرکوب نکن. اگر لازم است گریه کن. قدم بزن. با کسی حرف بزن که بدون قضاوت، شنونده‌ی تو باشد. و اگر زخم‌ها عمیق‌تر از آن هستند که به تنهایی از پسشان بربیایی، کمک گرفتن از یک درمانگر، نشانه‌ی ضعف نیست؛ نشانه‌ی احترام گذاشتن به خودت و سلامت رابطه‌هایت است. یادت باشد... رابطه‌ها معمولاً در یک روز ساخته نمی‌شوند، و در یک روز هم از بین نمی‌روند. آن‌ها یا با احترام، همدلی و گفت‌وگو، هر روز کمی عمیق‌تر می‌شوند... یا با بی‌توجهی، تحقیر و زخم‌های درمان‌نشده، هر روز کمی بیشتر فرو می‌ریزند. انتخابی که هر روز انجام می‌دهیم، آینده‌ی رابطه‌هایمان را می‌سازد. @LeilaPsychotherapist

رابطه‌ها یک شبه خراب نمی‌شوند. @LeilaPsychotherapist

پسرک گفت: «نمی‌تونم هیچ راهی رو پیشِ روم ببینم.» موش کور گفت: «می‌تونی قدم بعدی‌ت رو ببینی؟» «آره.» «پس همون یه قدم رو بردار.
پسرک گفت: «نمی‌تونم هیچ راهی رو پیشِ روم ببینم.» موش کور گفت: «می‌تونی قدم بعدی‌ت رو ببینی؟» «آره.» «پس همون یه قدم رو بردار.» @LeilaPsychotherapist

داد زدنِ والدین لزوماً آسیب‌زننده نیست —اگر بعدش ترمیم کنید. همه‌ی ما گاهی عصبانی می‌شویم یا واکنش تند نشان می‌دهیم. در این لحظات، پیوندِ عاطفی برای کوتاه‌مدتی قطع می‌شود. اما خودِ داد زدن لزوماً عامل اصلیِ آسیب نیست؛ آنچه مهم است، کارِ بعد از آن است. اگر سکوت کنید، قهر کنید، قیافه بگیرید، گریه کنید یا تقصیر را گردنِ همسر یا فرزندتان بیندازید («تقصیرِ تو بود؛ تو مرا عصبانی کردی»)، کودک‌تان احساس ناامنی و تنهایی می‌کند. اما اگر رابطه را ترمیم کنید، فرزندتان از اشتباهات شما لزوماً آسیب نمی‌بیند؛ از شما می‌آموزد و قوی‌تر می‌شود. ترمیم وقتی رخ می‌دهد که شما با صداقت بگویید: «ببخشید داد زدم؛ می‌دانم ممکن است ترسیده باشی.» مسئولیتِ رفتار خود را بپذیرید، دوباره ارتباط برقرار کنید و نشان دهید رابطه امن است، و با هم تمرین کنید بارِ بعد خشم و ناکامی را چگونه مدیریت کنید. این چرخه‌ی گسست و ترمیم به کودک‌تان می‌آموزد که رابطه می‌تواند بعد از دعوا هم ادامه پیدا کند، احساساتِ سخت قابلِ تحمل و آرام‌شدنی‌اند، و اعتماد می‌تواند دوباره ساخته شود. این ترمیم‌ها تاب‌آوری را در کودک می‌سازد. ❌ یادمان باشد: چرخه‌ی «گسست و ترمیم» به معنای عادی‌سازیِ پرخاشگریِ مداوم نیست. ترمیم برای اشتباه‌های گاهی است، نه برای الگوهای مخرب. فریاد و دعوای مداوم مثل زخمی است که هر روز باز می‌شود؛ حتی اگر بعدش ترمیمی انجام شود، زخم فرصتِ التیام نمی‌یابد. ترمیم فقط وقتی سازنده است که رفتارهای تند و اشتباه استثنا باشند، نه قاعده‌ی همیشگی. اگر هر روز جیغ و دعوا تکرار شود، کودک دچار اضطراب، نگرانی دائمی و حتی احساسِ بی‌ارزشی می‌شود. ترمیمِ واقعی یعنی هم پذیرشِ اشتباه و هم تغییرِ رفتار. امروز می‌دانیم: اشتباه اجتناب‌ناپذیر است، اما ترمیم بعد از آن، کلید دلبستگی ایمن و رشد سالم کودک است. @LeilaPsychotherapist

‌ برای ساختن فرزندان، باید نخست خویش را بسازی. در غیر این صورت، فرزندان را برای نیازهای حیوانی، فرار از تنهایی یا پر کردن چاله‌های وجودت پدید آورده‌ای. وظیفه‌ تو به‌عنوان یک والد، تنها ساختن خودی دیگر نیست، بلکه چیزی برتر است. چیزی همانند آفریدن یک آفریننده. #اروین_د_یالوم @LeilaPsychotherapist

این پست اسلایدی رو در پیج اینستاگرام من ببینید و کپشن رو هم بخوانید لطفا ، ... برای شفای کودک درون‌مون ، برای اصلاح سبک دلبست
این پست اسلایدی رو در پیج اینستاگرام من ببینید و کپشن رو هم بخوانید لطفا ، ... برای شفای کودک درون‌مون ، برای اصلاح سبک دلبستگی‌مون در رابطه عاطفی و برای زخم نزدن به کودک‌مون ، ... https://www.instagram.com/p/DaAVr87DsLt/?igsh=MW5oY2ptYmVlYmExZg==

این پست اسلایدی رو در پیج اینستاگرام من ببینید و کپشن رو هم بخوانید لطفا ، ... برای شفای کودک درون‌مون ، برای اصلاح سبک دلبست
این پست اسلایدی رو در پیج اینستاگرام من ببینید و کپشن رو هم بخوانید لطفا ، ... برای شفای کودک درون‌مون ، برای اصلاح سبک دلبستگی‌مون در رابطه عاطفی و برای زخم نزدن به کودک‌مون ، ... https://www.instagram.com/p/DaAVr87DsLt/?igsh=MW5oY2ptYmVlYmExZg==

شخصی که واقعاً برای خودش ارزش قائل باشد، هرگز نمی‌گوید: «من انسان ارزشمندی‌ هستم؛ چون فلان کار و بهمان کار از دستم برمی‌آد»؛ بلکه می‌گوید: «من انسان ارزشمندی هستم؛ فارغ از اینکه بتونم فلان کار و بهمان کار رو انجام بدم یا نه.» @LeilaPsychotherapist

اضطراب سلامت به اشتغال ذهنی مداوم درباره ابتلا به بیماری‌های جدی، توجه بیش از حد به علائم بدنی و نیاز مکرر به اطمینان‌خواهی یا انجام بررسی‌های پزشکی اشاره دارد. ۱. چرخه اضطراب سلامت را بشناسید 🔹 احساسی در بدن ایجاد می‌شود؛ مانند تپش قلب، سردرد یا خستگی. 🔹 ذهن این احساس را به یک بیماری خطرناک نسبت می‌دهد. 🔹 اضطراب افزایش پیدا می‌کند. 🔹 فرد شروع به جست‌وجوی علائم در اینترنت، وارسی بدن یا مراجعه مکرر به پزشک می‌کند. 🔹 آرامش موقتی ایجاد می‌شود. 🔹 دوباره شک و نگرانی بازمی‌گردد. هرچه بیشتر به دنبال اطمینان باشید، اضطراب سلامت قوی‌تر و پایدارتر می‌شود. ۲. افکار فاجعه‌آمیز را به چالش بکشید به جای اینکه بپرسید: اگر این علامت نشانه سرطان باشد چه؟ از خود بپرسید: ✅ چه شواهدی این فرض را تأیید می‌کند؟ ✅ چه توضیح‌های معمول‌تر و محتمل‌تری وجود دارد؟ ✅ اگر دوست من چنین علامتی داشت، چه برداشتی می‌کردم؟ ۳. وارسی و اطمینان‌خواهی را کاهش دهید رفتارهایی که اضطراب را حفظ می‌کنند عبارت‌اند از: جست‌وجوی مکرر علائم در اینترنت اندازه‌گیری مکرر فشار خون یا ضربان قلب معاینه مکرر بدن پرسیدن مداوم از اطرافیان یا پزشکان برای کسب اطمینان هر بار که در برابر این رفتارها مقاومت می‌کنید، به مغز خود می‌آموزید که عدم قطعیت را بهتر تحمل کند. ۴. عدم قطعیت را بپذیرید هیچ‌کس نمی‌تواند صددرصد مطمئن باشد که هرگز بیمار نخواهد شد. هدف، رسیدن به یقین کامل نیست؛ بلکه توانایی زندگی کردن با میزان طبیعی عدم قطعیت است. به خود یادآوری کنید: ممکن است این علامت مهم باشد و ممکن است نباشد. در حال حاضر شواهد کافی برای یک نتیجه‌گیری فاجعه‌آمیز وجود ندارد. ۵. توجه خود را از بدن به زندگی برگردانید اضطراب سلامت باعث می‌شود فرد دائماً بدن خود را زیر نظر بگیرد به جای آن: روی فعالیت‌های روزانه تمرکز کنید. فعالیت‌های لذت‌بخش و ارزشمند را ادامه دهید. ورزش منظم، خواب کافی و ارتباط با دیگران را حفظ کنید. ۶. زمان مشخصی برای نگرانی تعیین کنید به جای اینکه تمام روز درگیر افکار مربوط به بیماری باشید: روزانه ۱۵ تا ۲۰ دقیقه را به نگرانی اختصاص دهید. اگر در طول روز فکر نگران‌کننده‌ای به ذهن رسید، آن را یادداشت کنید و رسیدگی به آن را به زمان تعیین‌شده موکول کنید. ۷. با احساسات بدنی طبیعی آشنا شوید بسیاری از علائم بدنی مانند: تپش قلب سرگیجه گزگز دست‌ها احساس خستگی دردهای گذرا می‌توانند ناشی از اضطراب، استرس، کم‌خوابی یا خستگی باشند و الزاماً نشانه یک بیماری خطرناک نیستند @LeilaPsychotherapist

اولین قدم برای یاد گرفتن شنا، نترسیدن از آب و رها شدن است!! مربی همیشه میگوید: بپر، خودتو رها کن، زیر آب چشماتو باز کن، بعد خودت آروم آروم برمی گردی به سطح آب ... شرط اول، همان دست و پا نزدن است؛ گاهی باید واقعا بیخیال شد و رفت گوشه ای نشست ... باید بیخیالِ دست و پا زدن شد؛ گاهی باید بگذاریم زندگی کارش را بکند ... «شاید بعدش آرام آرام برگشتیم به سطح آب، به زندگی، بی خفگی» @LeilaPsychotherapist