نِدایمآه.
前往频道在 Telegram
کلَمآت اُستآدِ دَردِ تیغ هآ هستند ! (کپی کردن از روی متن ها؟راضی نیستم،فور کنی زیباتره عزیزِدل)
显示更多未指定国家未指定类别
224
订阅者
-324 小时
无数据7 天
+630 天
帖子存档
224
غمگینم ...
اما،
نه به اندازهی زینب.
نه به اندازهی آن بانو که حسین در هر مکانی میرفت او هم بود ؛ نه به اندازهی آن بانو که آخرین مکان، دیدار خداحافظی در قتلگاه بود ...
224
این دفعه کربلا بیام بر نمیگردم ...
حسین
منم چجوری دلت میاد نرم:)
اگه قهری با من باشه
رفاقت که سر جاشه
رویامه
خونهی بابامه
به همه میگم که حسین اقامه
یه کنج از حرم
بهم جا بده
دلم تنگته خدا شاهده
حسین غریب مادر
سلام آقا که الان روبروتونم:) 🖤
224
یک مشک، یک غیرت که از آن رو به رو آمد
طفلی صدا زد بچه ها گویا عمو آمد
باید به استقبال آب و آبرویش رفت
وقتی عمو از جنگ آب و آبرو آمد
ای بچه ها اول عمو تشنه ست؛ پس باید
اول بنوشد آب؛ وقتی که سبو آمد
شش ماهه را دور سرش باید بگردانیم
وقتی که بر رخسار اصغر رنگ و رو آمد
دیگر عمو را بعد از این، سقا نمی خوانیم
دیدید خواندیم و چه اشکی از عمو آمد
حالا زمین کربلا چشمان تر دارد
حالا پس از این خیمه های در به در دارد
دستان او را از سر زینب بُریدند
حالا بگو که خیمه آیا بال و پر دارد؟
عباس را از علقمه آقا نیاورده
آوردنش تا خیمه گویا دردسر دارد
حتی ز جسم «إربًا إربا»ی علی اکبر
جسمی زِ هم پاشیده و آشفته تر دارد
در پیش چشمان حسین ای قوم نگذارید
هر نیزه ای یک تکه از عباس بردارد
دارد لباسش را به غارت می برد این قوم
حالا دگر ام البنین حالی دگر دارد.
میان روضه نشستیم و عاشقی می گفت
بخوان دعای فرج را؛ دعا اثر دارد
کسی که داغ برادر کشیده، می داند
که روی قوّتِ زانوی او اثر دارد
چقدر روضه ی ناگفته در گلو داریم
بیا به مجلسمان، روضه ی عمو داریم.
رحمان نوازنی
224
برای عباس تنها میتوان گفت که ، غیرتش داستانی جدا دارد و دستهایش آن را بازگو کردند .❤️🩹
