پناهِ بیپناهྀི
前往频道在 Telegram
«بیپناه بودم؛ تا رسیدی و بیآنکه قولی بدهی، شبیه پناه شدی.» برای شنیدنتون @Panah_e_tobot
显示更多未指定国家未指定类别
293
订阅者
-524 小时
-17 天
+2630 天
帖子存档
جایی را ترک کردم که در آن خوشحال نبودم و ترک آن نیز مرا خوشحال نکرد؛ اما میدانستم انسان در مکانی که بیمار شده است هرگز درمان نمیشود.
رولان بارت
و شاید تقدیرش چنین بود که
لحظهای از عمرش را با تو همدل باشد.
شبهای روشن_داستایفسکی
منتظر بودم که بگشاید به رویم آسمانِ تار دیدگانِ صبحِ سیمین را تا بنوشم از لبِ خورشیدِ نورافشان شهدِ سوزان هزاران بوسهٔ تبدار و شیرین رافروغفرخزاد
توی این دنیا چیزهای بیشتری هست که نیازی به تلاش ندارن. مثل اینکه من عاشقت شدم، وقتی تو هیچ تلاشی نکردی.
دیالوگ
غلط است هر که گوید که به دل، ره است دل را دل من ز غصه خون شد، دل او خبر نداردوحشی بافقی
زندگی، بدون روزهای بد نمیشود؛ بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم.
اما روزهای بد همچون برگهای پاییزی باورکن که شتابان فرو میریزند و در زیر پاهای تو اگر بخواهی استخوان میشکنند و درخت، استوار و مقاوم برجای میماند.
عزیز من؛
برگهای پاییزی بیشک در تداوم بخشیدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت سهمی از یادنرفتنی دارند.
نادر ابراهیمی
بودنت مانند سایهای بود در دل شب، که هرگز از تاریکیام نکاست. رفتنت همچون باد سردی بود که در یادم هیچ ردپایی بر جا نگذاشت.بهار
