1 418
订阅者
无数据24 小时
-47 天
+1 00830 天
帖子存档
1 418
گرچه همه چیز را پذیرفته ام و کنار آمده ام ، اما از اعماق قلبم میخواستم همه چیز طور دیگری بود.
1 418
در پی آن همه خون؛که بر این خاک چکید ننگمان باد این جان،شرممان باد این نان،ما نشستیم و تماشا کردیم.
1 418
پناه بردن به حیوانات، از دوست نداشتن انسانها نیست. از خسته شدن از زخمهایی است که فقط انسانها بلدند به هم بزنند.
1 418
موجود عجیب و مضحکی شدهام،
شعورم درست کار میکند، ولی احساسم، چطور بگویم؟ کند شده؛
نه آرزویی دارم و نه به چیزی دلبستهام و نه به کسی علاقهمند.
-اتوان بخخوف.
