ققنوس «ایران آینده »
前往频道在 Telegram
🎁 https://ttt.tg/@GhoghnousIranAyandeh/gift . ققنوس ایران آینده ایران امروز را میخوانیم، تحولات را تحلیل میکنیم، و فردای ایران را به گفتوگو میگذاریم. سیاست | اقتصاد | جامعه | آینده
显示更多未指定国家未指定类别
268
订阅者
+224 小时
+17 天
+1730 天
帖子存档
نامه ذیل در کانال حجت السلام حاج آقا ناصر نقويان که در كپنهاك پايتخت دانمارك بستری است؛ منتشر شده. چنین متن واندیشه ای از یک روحانـی و واعظی بنام برایم جالب بود.....
مهراب عزیز. هنوز در بیمارستانم.
هر روز در عجبم که این چه سری است که نامسلمانان بی نماز چقدر انسانند و بیشتر در عجبم که چقدر مسلمانان سینه زن و روزه دار در تعریف بی خدایان میگنجند! امروز روز چهارم است بستریم. از بدو ورود چهره های خندان دیدم که گویا خدمت به همنوع را وظیفه غایی خود میدانند. این بیمارستان دولتی است با حقوق و دستمزد دولتی. امروز هوا گرمتر از روزهای دیگر بود. سه پرستار حوری صفت در سه ساعت متفاوت و بدون هماهنگی با دو حوله و یک دست لباس چون برف به اتاقم آمدند و گفتند یک دوش شاید تر و تازه ات کند! و اما دکتر. دیروز باید سی تی اسکن مغزی میشدم. دکتر خودش آمد و همراه با یک نفر از پورترهای بیمارستان تا اتاق اسکن آمد. بعد موقعی که داروی کنتراست وارد رگها میشد دست من را فشرد و آنجا ماند تا اسکن تمام شد و گفت که بعدا همراه با جواب اسکن بدیدارم خواهد آمد. تا آخر وقت صبر کردم اما نیامد. حدود ساعت ۱۱ و نیم شب که فشار خون میگرفتند بیدار شدم و دیدم دکتر در حال معاینه است و کلی هم معذرت خواست که بعلت یک بیمار اورژانسی نتوانسته زودتر بقولش وفا کرده و برای صحبت در مورد جواب اسکن بدیدارم بیاید.
این دکتر فوق تخصص بزرگوار، شش ماهه باردار است و علیرغم مرخصی با حقوق و مزایا که برای زائمان دارد، به مرخصی نرفته است. گفت جواب اسکن هیچ معضلی در مغز نشان نداده. من هم با خوشحالی پرسیدم که آیا میتوانم فردا مرخص شوم؟ اجازه نداد و گفت تا سلامت کامل باید بمانم. اینجا تلوزیون بزرگ نصب است و من از دیدن مسابقات فوتبال جام اروپا محروم نیستم. از پنجره اتاق که در طبقه پنجم است بیرون را نگاه میکنم، تا چشم کار میکند سبزی و طراوت و آرامش میبینم. بیمارستان از تمیزی برق میزند و حتی میشود پا برهنه از سرویس دستشویی استفاده کرد. امید، شادی، زندگی، عشق به همنوع از در و دیوار بیمارستان میبارد. دیشب نخ آلارم بالای سرم را کشیدم که بلافاصله پرستار جوانی که اصلیتا نروژیست، بالای سرم پدیدار شد. معذرت خواستم که نمیتوانم مسواکم را پیدا کنم و خواهش کردم کمکم کند (برای من کمی سخت بود که با وجود الکترودهایی که به سینه و شکمم وصل بود خم و راست شوم) لبخندی زد و رفت. فکر کردم که از خواهشم رنجیده، اما باز خوشحال شدم از اینکه حداقل به من خارجی چیزی نگفت و رفت. اما چند دقیقه بعد با یک مسواک نو و یک خمیردندان برگشت و با لبخند آنها را روی میز من گذاشت. باز هم از فکر ناصوابم شرمنده شدم. گفت که حالا من از تو یک خواهش دارم. گفتم که: از تو به یک اشاره، از ما بسر دویدن، در خدمتم. خواهشش این بود که لطفا برای کاری که وظیفه اوست، از او معذرت خواهی نکنم!!
من شرمنده از مسلمانی، شدم آنجا به گوشه ای پنهان!
عجب! نه ادعایی، نه منتی، نه پزی!
چهار روز است که دنبال پیدا کردن نقصی در بیمارستانم. به جان عزیزت قاصرم. بجای اينکه از اینهمه زیبایی و وظیفه شناسی لذت ببرم، چهار روز است که حرص میخورم. چرا ما که میراث داران خرد و تاریخی کهن به درازی تاریخ یونان و روم هستیم و همچنین مدعی مرحمت ائمه اطهار و مفتخر به زیبندگی به گوهر شریف اسلام، اما در مسلمانی به گرد این قوم غیر مسلمان نمیرسیم!!
بگویم که بی اختیار به یاد مرگ پدر عزیزم افتادم که روزهای آخر زندگیش را در بیمارستان رجایی کرج گذراند. پدر نازنینم در میان نکبت و کثافت بستری بود و بدلیل وضعیت وخیمش اجازه جابجاییش را نمیدادند. چهار ساعت در محوطه حیاط بیمارستان رجایی ایستادم. وقتی دکتر بیرون آمد، سلام دادم که اصلا جواب نداد.
از حال پدرم پرسیدم، از کنارم بدون جواب گذشت و به سمت ساختمان اصلی بیمارستان تند قدم زد. مجبور شدم در حال سوال از او کنارش مثل یک پادو بدوم. گفت غروب بیا مطب در چهارراه طالقانی. گفتم چشم. غروب رفتم مطب دکتر و به منشی گفتم. گفت باید ویزیت بدهید که البته دادم و بعد هم زیر میزی به خود دکتر دادم، یعنی خودش خواست و آخر هم به علت سهل انگاری کادر پزشکی، پدر نازنینم فوت شد و پزشکی قانونی هم آن را علیرغم شکایت من و اسناد انکار ناپذیر، نادیده گرفت.
مهراب عزیزم، در دوگانگی عجیبی مانده ام. آیا خدا اینجا نیست؟ آیا به واقع این قوم، برگزیدگان خدا نیستند؟ آیا ما واقعا اهل بهشتیم یا فقط اینچنین تصور میکنیم؟ آیا بعد از مرگ، ما را بلافاصله راهی دورخ نخواهند کرد و این قوم را راهی بهشت؟ اینجا هیچ زنی حجاب ندارد اما هیچ مردی هم به خود اجازه نمی دهد که نگاه چپ به یک زن بکند. مگر اینکه خود زن نیز بخواهد که رابطه ای ایجاد شود و بگویم که آنچه که من دیده ام، اینجا روابط جز بر پایه عشق نیست. آنچه که ما همیشه جسته ایم و نیافته ایم!
علنا و عملا قبح هر نوع فساد و رانت خوری ریخته.
یعنی طرف میدزده، لو میره، بازم میدزده
ملت اعتراض میکنن بازم میدزده،
دادگاهی میشه بازم میدزده
اونقدر میدزده که دیگه همه چیز عادی میشه
در چین معاون یه وزیر یه مبلغ جزئی اختلاس کرد اعدام شد
در ایران که ژاپن اسلامیه دزدها جایزه میگیرن
در ازای هر کشتی تراستیها ۴ میلیون دلار به جیب میزنند
سیاوش اردلان:
بر اساس توضیحات یاشار سلطانی از هر نفتکشی که ۹۰ میلیون دلار درآمد برای کشور تولید میکنه، ۴ میلیونش میره توی جیب کاسبان تحریم. ۴ میلیون دلار برای هر تفتکش که در نبود تحریمها و پیوستن ایران به اقتصاد جهانی به جیب این شبکه نخواهد رفت.
در سال های اخیر، اقتصاد ونزوئلا و سقوط ارزش پول این کشور، موجب مضحکه جهانیان شده بود و کلیپ هایی از حمل یک فرغون پول توسط مردم این کشور برای خرید یک فرغون کالا منتشر می شد،
متاسفانه همین اتفاق در کشور ماهم رخ داده،
لطفا این کلیپ را ملاحظه بفرمایید؛
ممکن است جدی جدی اینبار تحریمها نعمت شود!
✍️حامد پاک طینت
ایران ایر که از امروز رسما تحریم میشود با ۲۹ عدد هواپیما ۱۱ هزار نفر پرسنل و خط هوایی آسمان با ۹ هواپیما ۴۰۰۰ نفر پرسنل دارند! یعنی در شرکت آسمان برای هر هواپیما ۴۴۴ نفر به مردم شریف ایران خدمت رسانی میکنند!
در همین حوالی خط ترکیش با ۴۵۰ هواپیما ۶۵ هزار پرسنل دارد به عبارت ۱۴۴ نفر برای هر هواپیما!
اختلاف واقعی اینجا نیست!
اختلاف واقعی اینجاست که ترکیش ایر به ازای هر هواپیماها با این ۱۴۴ نفر ۱۹۰۰ ساعت پرواز سالانه به ۳۵۱ شهر دنیا در ۱۳۳ کشور جهان دارد
و خط ایرانی به ازای هر هواپیماها با بیش از ۳ برابر پرسنل ۴۰۰ ساعت یعنی کمتر از یک چهارم پرواز دارد
در مورد مقایسه کیفیت هواپیما و سرویس دهی هم اساسا سکوت اختیار می کنیم!
دقیقا همان هنرنمایی صنعت خودروسازی را در صنعت هوایی هم انجام میدهیم
خطوط هوایی ما اگر پایشان را از مرزهای ایران برای فعالیت واقعی بیرون می گذاشتند ۶ ماهه ورشکست میشدند
از این منظر تحریمها ممکن است اینبار نعمت شود و به حول و قوه الهی با یک تخریب خلاق سر و سامانی پیدا کنیم!
نقشِ خُرافه در زندگی
✍ دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
خرافه چون درختی است که شاخههای متعدّدی دارد. هر اندیشهی واهی، نامتحقّق، جزمی، مندرس و خارج از اندازه، همان نتیجه را به بار میآورد که خرافه. بشر چون میبیند که مرگ در کمینِ اوست، و دوران عمر کوتاه است، میخواهد این کوتاهی را از طریقِ کیفیّت جبران کند.
از اینرو به هر چاره یابیای روی میبَرَد، از جمله به خرافه. بزرگترین مسئلهی زندگی ناشی میشود از فاصلهی میانِ "جان" و "تن"؛ روان میتواند از طریقِ خیال تا بیانتها بپیماید، ولی تن از همقدمی با او ناتوان است. گویا سرنوشتِ بشر این بوده که با «ممکن» زندگی کند و «ناممکن» را بجوید، و از اینجا انتظار و اتّكائش به ناپیدا و غيب معطوف شده، و باز از همین جاست که خرافه، رُکنی از اندیشهی او گردیده!
باور به معجزه، به اعمالِ قهرمانیِ خارقالعاده از نوع هفتخانِ رستم در شاهنامه، و نیز سِحر و جادو، و اساطیر از همین معنا آب میخورد. رهایی از ثقلِ تن، همواره مورد توجّه آدمی بوده. خیّام میگوید:
بیباده، کشیدِ بارِ تن نتوانم!
و حافظ دارد:
حجاب چهرهی جان میشود غبار تنم
خوشا دمی که از این چهره پرده برفکنم.
هر نوع افراطگریِ نامعقول نیز با نوعی خرافه پیوند مییابد، از جمله حرصِ عنان گسیخته، آیا کسی که به جای یک اتومبیل، ده اتومبیل از نوعهای مختلف در پارکینگ خود نگاه میدارد، دستخوشِ نوعی خرافه نیست؟ ثروتهای افسانهای چطور؟ مگر یک خانواده و سلالهاش تا ده پشت، چقدر احتیاج به ثروت دارند؟ پس وقتی اندوختگی به یک میزانِ بیحساب رسید، و باز هم در افزایشش تکاپو شد، سر میزند به خرافه.
مصادیق دیگر هم هست. آیا کسی که در یک مقام مملکتی یا دانشگاهی است و پناه میبَرَد به فالگیر، و آیندهی خود را از او میپرسد و از او کمک میخواهد که ارتقاء مقام بیابد، چه نامی جز خرافه میتوان بر آن نهاد؟ آیا این خود در ردیفِ دعا گرفتن و حل کردن در آب و خوردن یا برای ورود به خانه، اوّل پای راست نهادن، یا وِرد خواندن و فوت کردن به خود و نظایر آنها قرار نمیگیرد؟
اگر به یاد آورده شود که اندیشهی خرافی موجدِ چه آثاری در تاریخ شده است، انسان حیرت میکند از بیپناهیِ روحیِ بشر. چه تعداد جنگهای بیهوده، ویرانی، قهر و آشتی، بر باد رفتنِ فرصتها... که در سایهی او صورت نگرفته باشد...
در دورانِ کنونی بر اثر رشدِ تفکّر علمی و بیداریِ مردم، خرافه در قالبِ دیگری روی مینماید؛ آیا تصوّرِ آن که همهی مسائلِ بشری به دستِ ابزار و فنّ، حل میشود، خود نوعی خرافه نیست؟
روسیه؛ از هراس اروپا تا واقعیت ژئوپلیتیک
✍#یدالله_کریمی_پور
این روزها هراس از هجوم تمامعیار روسیه به اروپا بالا گرفته است. برخی دولتهای اروپایی نیز برای سناریوهای سختتر آماده میشوند؛ هرچند گزارشهای اخیر بیشتر از تشدید تهدیدهای ترکیبی، سایبری و پهپادی حکایت دارد و نه نشانه قطعی آغاز جنگ مستقیم روسیه و ناتو.
کریمی پور در فضای کم هیاهو بس بهتر توانایی تفسیر ژئواستراتژیک این رویداد را دارد:
مسکو در سالهای اخیر در قفقاز با کاهش نفوذ روبهرو شده، در سوریه پس از فروپاشی بشار اسد و گریز تهران، یکی از مهمترین دستاوردهای ژیوپلیتیک ش را از دست داده و اکنون نیز پس از بیش از چهار سال جنگ، همچنان در اوکراین گرفتار جنگ فرسایشی است. حتی در روزهای اخیر، جنگ به حملات پهپادی اوکراین به عمق خاک روسیه و مسکو کشیده شده است.
اوکراین نیز کشوری است که بخش مهمی از تاریخ معاصر خود را در فضای سیاسی ـ امنیتی روسیه و شوروی گذرانده است. با این همه، روسیه هنوز نتوانسته کیف را به تسلیم وادارد. با این همه، چگونه میتوان تصور کرد که مسکو بتواند در یک جنگ کلاسیک، همزمان با ۳۲ کشور عضو ناتو درگیر شود؛ از ورشو و برلین گرفته تا پاریس و لندن؟
البته روسیه قدرت نظامی و هستهای بزرگی است و نباید آن را دستکم گرفت. ولی قدرت دفاعی با توان تهاجم گسترده یکی نیست. هست؟!
تجربه روسیه نشان داده که در دفاع از سرزمین و استفاده از ژرفای جغرافیایی و ظرفیتهای فرسایشی توانمندتر است؛ در حالی که عملیات تهاجمی گسترده و سریع، دستکم در اوکراین، با دشواری جدی روبهرو شده است.
حتی اگر جنگ از شکل کلاسیک خارج و به جنگ پهپادی، موشکی، سایبری و ترکیبی تبدیل شود، باز هم ناتو از نظر گستره اقتصادی، صنعتی، فناوری و ظرفیتهای نظامی جمعی، مجموعهای بسیار بزرگتر از روسیه است.
بنابراین، خطر اصلی شاید حمله تمامعیار روسیه به اروپا نباشد؛ بلکه لغزش تدریجی از جنگ ترکیبی و برخوردهای محدود به رویارویی مستقیم روسیه و ناتو باشد. این سناریو است که باید جدی گرفته شود.
علی قلهکی: آمریکا اصرار دارد ایران باید تا ۴۵ روز آینده وارد مذاکره شده و همه موارد را توافق کرده و امضا کند
دستاوردی هم که آمریکا برای ایران در نظر گرفته «رفع محاصره» و «آغاز نکردن جنگ جدید با خسارات زیرساختی بالا» است
«ایران با دشواریهایی در دور زدن محاصره در تنگه هرمز مواجه است. در زمین نیز صدها کامیون در مرزها گیر کردهاند.
ایران تلاش کرده بخش بزرگی از تجارت خود را به مسیرهای زمینی منتقل کند، اما این تلاش با مشکلات قابل توجهی روبهرو شده است. تحریم های جدید و سنگین امریکا که عواقب بسیاری برای هر کشور مشارکت کننده با ایران دارد عملا تجارت زمینی را به شدت محدود کرده است و صدها راننده ایرانی در مرزهای پاکستان، افغانستان، ترکمنستان و ترکیه گیر کردهاند؛ محمولهها، از جمله مواد غذایی و مواد اولیه، متوقف شدهاند و بخشی از کالاها شروع به فاسد شدن کرده است.بر اساس گزارش این نشریه، هزینه حملونقل زمینی بهشدت افزایش یافته تا چند ده هزار دلار برای هر کامیون افتاده است، و این امر فشار اضافی سنگینی بر اقتصاد ایران وارد میکند.»
-وال استریت ژورنال
لعنت بهتون که مدرسه رفتن بچه ها رو هم برای مادرپدرا زهر کردید، گرونی لوازم التحریر و شهریه مدرسه یه طرف، نگرانی جنگ و بمبارون یه طرف…
واقعا دردم می گیره از این درد، تماشای پر استرس و پر دردِ قد کشیدن جگر گوشهات…
بودجه سالیانه ۴۰/۰۰۰میلیارد تومانی( ۴۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ تومانی) حوزه علمیه، کجا هزینه می شود؛
پاسخ را از زبان یک طلبه بشنویم‼️
یکم تراپی ببینیم😇
+ حالا شما فکر کن مردم اسلحه داشته باشن چه بلایی سر این قاتلین میارن، احتمال سقوط جمهوریاسلامی در صورت مسلح شدن مردم ایران ۱۰۰۰ درصده!
کشوری که نفت داشت و فقیر شد | کارنامه آماری سوسیالیسم؛ از نفت و ثروت تا فقر و مهاجرت | کشوری که 94 درصد مردم فقیرند
گزارش انستیتو کیتو، ۲۷ سال «سوسیالیسم قرن بیستویکمی» ونزوئلا را دورهای از زوال اقتصادی و اقتدارگرایی توصیف میکند. چاویسم که هوگو چاوز در ۱۹۹۹ پایه گذاشت، باوجود برخورداری کشوری شامل تورمایر نفت جهان، میراثی شامل تو.رم، فقر، فـ.ساد و مهاجرت برجای گذاشت.
سلطه دولت بر بانک مرکزی، هزینههای کسری و کاهش پیوسته ارزش بولیوار، تو.رم را در سال ۲۰۱۸ به ۱۳۰ هزار درصد رساند. یازده صفر از پول ملی حذف و اقتصاد عملاً دلاریزه شد. بدهی عمومی نیز از ۳۱ درصد تولید ناخالص داخلی به اوج ۳۳۷ درصد رسید.
رونق نفتی ابتدا درآمد سرانه را افزایش داد و فقـ.ر را کاهش داد، اما فروپاشی مدل اقتصادی این دستاوردها را نابود کرد. در ۲۰۱۹، حدود ۹۴ درصد جمعیت فقیر و ۶۸ درصد دچار فـ.قر مطلق بودند؛ درآمد سرانه نیز به سطح چهار دهه پیش بازگشت.
سیاسیسازی شرکت نفت دولتی، اخراج کارکنان متخصص و مصرف منابع آن برای اهداف حکومتی، تولید روزانه را از بیش از سه میلـ.یون بشکه به زیر ۵۰۰ هزار بشکه در دوران کرونا رساند. گزارش، سوسیالیسم را عامل اصلی این سقوط میداند و نقش تحر.یمها را ثانویه ارزیابی میکند.
سرکوب سیاسی، فساد، ناامنی و کاهش آزادیها بحران را تشدید کرد؛ شمار زنـ.دانیان سیاسی در ۲۰۲۴ به ۱۷۹۴ نفر رسید و ونزوئلا در شاخص آزادی انسانی رتبه ۱۵۹ را گرفت. تا ۲۰۲۵ بیش از هشت میلـ.یون نفر، معادل بیش از یکچهارم جمعیت، کشور را ترک کردند./اقتصاد نیوز
🔻مجید جعفری تبار به جرم انجام علوم غریبه ی شیطانی و تجاوز به ۵ زن، به اعدام محکوم گردید.
♦️یک عمر عده ای کودن زنگ میزدن به این یارو و استخاره می گرفتند😁😁
عاشق آی دی تلگرام عرازشه هستم
ابو پشگل ۳۱۳
ابو قواد ۳۱۳
ابو ج.کش ۳۱۳
ابو کودن ۳۱۳
کار رژیم به کجا رسیده که بدنبال جانفدا نزد اراذل اوباش کلاه مخملی های کوچه خلوت رفته🤣🤣
بابا جانفدا😉
♡ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
