351
订阅者
-224 小时
-47 天
+7930 天
帖子存档
351
But I do know one thing though
Bitches they come they go
Saturday through Sunday, Monday
Monday through Sunday
Maybe I'll love you one day
Maybe we'll someday grow
'Til then just sit your drunk ass on that fuckin runway.
351
شاید شب، اجتماع سایههایی باشد که از صاحبانشان خسته شدهاند و میخواهند اندکی با هم ادغام شوند و تعهدشان به بدنهایی که به آن متصل بودهاند را از یاد ببرند. شاید به همین خاطر است که شب، شاعرانگی بیشتری دارد و تمنای بیشتری برای همآغوش شدن.
-تکه هایی از یک کل منسجم
351
آن دختر، آن دختر ضعیف و دردمند که برای کمک و برای عشق التماس میکرد، منم.
اگر او اینگونه نبود امروز منی وجود نداشت، هنوز هم ممکن است تحت تاثیر ترس هایم باشم و شاید هنوز هم امیدهایی به دریافت عشق داشته باشم، اما دیگر اثری از آثار ضعف در وجودم نیست.
-ناتوان
