-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
前往频道在 Telegram
497
订阅者
+524 小时
+337 天
+7630 天
帖子存档
497
میدونید که اهل تبلیغ نیستم و این پیامم هم تبلیغ نیست✨
آنلاین شاپِ دوستِ پرتلاشم هست🥹🌸
دوس داشتید یه سر بزنید🩷
497
Repost from kimia.bracelet
+1
و اماااااا
🌱گردنبند های پاپیونی🎀💅🏼
•در رنگ نقرهای
•استیل و رنگ ثابت
•دارای زنجیر تنظیم برای بلند و کوتاه کردن به حد دلخواهتون
بها با احترام:
195t
497
جیهان، تو مردی هستی که محکومی به دوست داشتنِ چیزی که از دست میدی:)))🙂❤️🩹- به آلیا میگفت من دوست نداشتم رو یاد گرفتم، چون آدم چیزی که دوست داره رو از دست میده و من از، از دست دادن میترسم :)... علیرغم همهی اینها کنارِ آلیا ترسهاش رو کنار گذاشت، عاشق شد، چقدر قشنگ عاشق شد، ثانیهای عشقش رو از آلیا محروم نکرد...اما از دستش داد🙂. اگر فصل سه، سرد بود یا از اطرافیانش دور شد نباید تعجب کنیم چرا که اینبار خیلی خوب بهش ثابت شد که آدم چیزی که دوست داره رو از دست میده😭. برای همین ترجیح میده از دور دوستشون داشته باشه تا دوباره از دستشون نده :)❤️🩹 #cihal #edit
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽
497
- بازی این مرد واقعاً یه چیز دیگهست. تو خیلی از صحنهها انقدر قوی ظاهر میشه که آدم میخکوب میمونه. دو ساله جوری محو تماشاش شدم که انگار طلسمم کرده.
راهزنان در دنیا حکومت نمیکنند(EDHO) رو هم چند بار دیدم؛ اونجا هم فوقالعاده بود. اینجا هم یه مرد عاشقه، بار سنگینی که روی دوششه رو انقدر واقعی بازی میکنه که کاملاً حسش میکنی. واقعاً یه بازیگر بزرگه🙂..
این دیگه چه بازیگریه واقعاً!🔥 فقط نگاه میکنه و تو همهچیز رو حس میکنی، نگاه عاشقانه، نگاه درمانده، نگاه پر از درد و حالا هم اون نگاهِ سرد و بیروح… نمیدونم چی بگم؛ بازی نمیکنه، زندگیش میکنه:)))))❤️🔥#tweet
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽
497
بچهها ناشناسایی که امروز گذاشتید رو دیدم(مخصوصا ۸صبحیا ک پاشدین همرو خوندین😏😂)
ولی بیرونم شارژر هم باهام نیس شارژ ندارم🚶🏻♀️💔
یا امشب میزارم یا فرداشب(من که دیگه به ناشناس گذاشتن عادت کردم💆🏻♀️)
497
قسمت۳۳بهمون اسپویل داستانِ عشقِ جیهال رو دادن، دقیقاً همونطوری که جیهان داستانِ دستبندِ دیجلهوفرات رو گفت:)❤️🩹- رودِ دجله و فرات نمادِ آلیا و جیهانه، دجله نمادِ آلیا، رودی که از مسیر طولانی اومده و جریان تندی داره اشاره به جسارت، شجاعت و بیتاب بودنِ آلیا و فرات نمادِ جیهان، رودی که عمیقتره اما جریانش آرومه، با صبر و فکر قدم برمیداره:)🙂 از دو مسیر کاملاً متفاوت میان، اما در نقطهای قبل از دریا باهم یکی میشن:) گاهی بینشون کوهها قرار میگیره، مانعهایِ بزرگی قرار میگیره و از هم جداشون میکنه. اما سرنوشت همیشه اونهارو بهم میرسونه؛ چون این دو رود متعلق به هم هستن:)❤️🔥 «کوهها بینمون قرار بگیره، جادهها قرار بگیره، اصلاً تو بری اون طرف دنیا زندگی کنی؛ توزنِمنیآلیا:)✨» دقیقاً همون جملهای که قسمت ۵۱ آلیا گفت:«اگر من دانشجوی رشتهی پزشکی بودم و تو برای کار به کانادا اومده بودی بازم تو ۵ ثانیه عاشقم میشدی:)🙂» - راه، مسیر و سرنوشتشون جوری بهم گره خورده که ناخودآگاه سرِ راه هم قرار میگیرن؛ چرا که بندبندِ وجودشون به هم پیوند خورده، نفسشون درهم آمیخته شده و سرنوشتشون متعلق به همه:)🫀
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽
