-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
前往频道在 Telegram
465
订阅者
+324 小时
+197 天
+9130 天
帖子存档
464
- از طرف دیگه، ناره..
عشقش رو از دست داد؛ شاهینی که سپرِ جیهان شد:)
و جیهان نمیتونه از عذابوجدانش فرار کنه چرا که تصور میکنه اون باعث و بانی فقدان نارهست، مسبب این حالِ نارهست؛ انگار یه مرز و دیواری بین ناره و جیهان وجود داره:))😭
میخواد دنیز و آلیا رو کنار خودش نگه داره، از هر دوشون محافظت کنه و اجازه نده هیچکس بهشون آسیب بزنه🙂…
باید مقابل اجمل بایسته،
باید حواسش به خانوادهش باشه،
باید ناره رو از این حال بیرون بیاره،
باید از دنیز محافظت کنه،
باید برای آلیا بجنگه:)❤️🔥
و بین تمومِ این بایدها، فقط یک خواستهی ساده تهِ دلش مونده:
یک بار دیگه آلیا رو در آغوش بگیره، نوازشش کنه و مطمئن بشه هنوز میتونه خونهی امنِ آلیا باشه😭😭.
یا سوالهایی که تو ذهنش میچرخه🙂:
- چطور دوباره اعتماد آلیا رو به دست بیاره؟
- چطور ببخشه که روز عروسی ترکش کرد؟
- چطور از زخمی که خودش از اون روز به بعد با خودش حمل کرده عبور کنه؟
- چجوری خشمش رو کنار بذاره؟
و دردناکترین قسمت ماجرا اینه که همه از جیهان انتظار دارن قوی باشه، مراقب همه باشه، همهچیز رو درست کنه🙂؛
اما کمتر کسی میپرسه خودِ جیهان وقتی دیگه توان ادامه دادن نداره، چه کسی قراره دستش رو بگیره؟😭😭😭😭❤️🩹
464
- دو سال از این سکانس گذشته..
دو سال گذشته، اما انگار دغدغههایِ جیهان نهتنها تموم نشدن، بلکه هر کدوم یه بارِ تازهای روی شونههاش گذاشتن و بیشتر زیر بارِ همهچیز خم شده🙂❤️🩹..
جیهان هنوز همون آدمیه که بیشتر از خودش، نگران بقیهست؛
نگران اینکه کسی از خانوادهش آسیب نبینه، کسی ناراحت نمونه، کسی رو از دست نده و آلیا!...
- دغدغهی اینکه دوباره آلیا کنارش باشه،
نگرانِ اینکه آیا آلیا هنوز مثلِ قبل دوستش داره:)😭؟
میتونه بدونِ اینکه ترسِ از دست دادنش جلوی نفسش رو بگیره، عشق بورزه:)))؟
و برای جیهان هیچچیز سختتر از این نباشه که دردِ زنی رو که دوستش داره ببینه و نتونه کاری براش بکنه🙂..
میدونه آلیا حالش خوب نیست اما نمیتونه بفهمه چیشده، نمیتونه کنارش باشه:)💔
464
- شما دستبهدست هم دادین و این مرد رو دوباره برگردوندین به همون جیهانی که وقتی احساس تنهایی میکرد، از پدرِ فوتشدهش کمک میخواست🙂..
از هر طرف تحت فشاره، هر کاری از دستش برمیاد انجام میده، ولی بازم نمیتونه رضایت هیچکس رو جلب کنه و نمیتونه همون آدمی باشه که بقیه انتظار دارن.
واقعا اگه یکی فقط دستش رو بگیره و یه کم کمکش کنه، چی میشه خببب؟🙂🫂
#tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
464
- باز هم وقتی داره جواب همه رو میده و سر جاشون مینشونتشون، جلوی برادرش حتی یه کلمه هم حرف نمیزنه. به نظرم کاملاً میفهمه که جیهان هم مثل خودش زخمیه و دیگه نمیخواد روی زخم برادرش دست بذاره و بیشتر دردش بیاره🙂🙂🙂...
یه سکانس بین این خواهر و برادر که واقعاً با هم حرف بزنن، سعی کنن همدیگه رو بفهمن و احساساتشون رو به زبون بیارن، دیگه فقط یه خواسته نیست؛ نیازه👌🏼
#tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
464
- چه دارویی رو شروع کرده؟ برای آنوریسمه:)؟🙂
وقتی آلیا بیاد عمارت، دوباره جیهان رو درک میکنه:)؟
اگه فقط میتونستیم حال و روز آلیا رو هم بفهمیم، همهچی حل میشد! مثلاً چرا اینطوری شده؟ نکنه واقعاً بچه رو از دست داده؟:)))❤️🩹
جیهان هم از همین الان به یه چیزایی شک کرده؛ مدام میپرسه: «چیزیشده؟ خوبی؟»😭
#tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
464
از یه زاویهی دیگه ببینیم:)❤️🩹- «برای اونایی که آلیا رو سرزنش میکنن که چرا نمیتونه جیهان رو درک کنه؛ راستش آلیا اون رنجی از جیهان رو که ما میبینیم، نمیبینه🙂. آلیا جیهانی رو نمیبینه که از ترسِ اتفاقی که ممکنه برای اون بیفته، تمام بدنش میلرزه😭؛ اون فقط شنیده که جیهان گفته:«دیگه این اشتباه رو تکرار نمیکنم» آلیا نشنیده که جیهان گفته:«بذار دنیز باهاش حرف بزنه»؛ اون فقط جیهان رو دیده که بچهش رو ازش گرفته. آلیا جیهان رو وقتی از حسادت برای اون به هم میریزه، ندیده؛ اون فقط شنیده که جیهان بهش گفته: «با هرکی میخوای زندگی کن.» آلیا فقط چیزهایی رو میبینه که جیهان بهش نشون میده، نه چیزهایی که ما از درون جیهان میبینیم:))))🙂❤️🩹 #tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
464
- وسایلهاشو جمع کرده، چون غرورش شکسته و هر طرف رو که نگاه میکنه، خاطرهها و یاد آلیا دردش میاره. ولی هنوز کارتنها همون داخل اتاقن؛ چون دلش نیومده واقعاً وسایل رو از اتاق بیرون ببره. چون توی تکتک اون وسایل، یه رد و نشونی از آلیا هست.
یه جور درماندگیه که حتی با وجود تمام عصبانیتش، باز هم نمیتونه امید و وابستگیش به آلیا رو قطع کنه:))))🙂🙂💘
#tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
464
- برخلاف چیزی که بیشتر مردم فکر میکنن، من فکر میکنم سقط جنین آلیا باعث میشه جیهان و آلیا به هم نزدیکتر بشن😭.
یه درد مشترک بینشون شکل میگیره؛ دردی که هیچکدومشون مقصرش نیستن.
از قبل هم دارن با لجاجت و سرسختی احساساتشون رو به زور سرکوب میکنن، و درحالیکه دارن کمکم ترک برمیدارن و دیوارهاشون میشکنه، به وجود اومدن همچین اتفاقی باعث میشه بقیهی مسائل دیگه براشون بیاهمیت بشه🙂..
#tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
464
- سوالهای عجیبی که تو ذهنم میچرخه: آلیا اگه میدونه بارداره، چرا خودش رو از غذا خوردن محروم میکنه؟😫
اگه هم نمیدونه، با اینکه نزدیک چهار ماه گذشته، چطور ممکنه متخصص زنان متوجه بارداریش نشده باشه؟
من هنوز فکر میکنم این ماجرا قراره با توجه به شرایط و واکنشها نوشته بشه، یا در نهایت به یه سقطی که قبلاً اتفاق افتاده ربط پیدا کنه:))💘
#tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
