-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
前往频道在 Telegram
467
订阅者
+624 小时
+267 天
+9230 天
帖子存档
466
اسپویل اومده/ تایید و تکذیب نمیشه❌
سکانس موازی فصل اول قراره اتفاق بیفته!
یه زوج به اسم فرات و دجله قراره با هم ازدواج کنن و جیهان و آلیا هم توی مراسم عروسیشون شرکت میکنن و شاهد عقدشون میشن.
466
- استوری سینم با شکلاتش🍫🐣.
نوشته: بازم یه سلفی خیلی خفن گرفتیم🥹🤏🏻💗
#sinemünsal #kuzeygezer #story
466
- اما نقطهای که قلبمون رو بهدرد میاره دقیقاً همینجاست:)…
جیهان همون آدمیه که یه روز از دوست داشتن میترسید، چون باور داشت هرکس رو دوست داشته باشه، از دستش میده🙂.
و حالا برگشته به همون ترس، فقط این بار با زخمی عمیقتر، شکستهتر..
چون این دفعه فقط از دست دادنِ آلیا رو تجربه نکرد؛ دقیقا وقتی باور کرده بود بالاخره کسی رو پیدا کرده که قرار نیست از دستش بده، همون آدم رو از دست داد.
و شاید برای همین، حالا ترس جیهان فقط ترسِ از دست دادن نیست🙂
ترس از دوباره دوست داشتنه
از دوباره دل بستن
از دوباره اعتماد کردنو...💘
چون این بار زندگی دقیقاً چیزی رو ازش گرفت که فکر میکرد قرار بود نفرینِ «از دست دادن»رو برای همیشه باهاش بشکنه:))❤️🩹
و چقدر دردناکه که آلیا برای جیهان قرار بود پایانِ این نفرین باشه…
اما حالا خودش تبدیل شده به بزرگترین دلیلِ باور کردنش😭😭
جیهان یک بار از عشق میترسید چون میترسید از دست بده؛
حالا از عشق میترسه چون حالا خیلی خوب بهش ثابت شده حق داشته بترسه🙂🙂🙂💔..
#cihal
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
466
«قرار نبود دوستم داشته باشی، ولی دوستم داشتی جیهان🙂» ولی من رو هم از دست دادی:)😭»- به نظرم آلیا این حرفها رو زد چون میخواست جیهان رو برگردونه به همون چیزی که همیشه بینشون بود؛ به تمومِ حرفهایی که جیهان دربارهی«از دست دادن»بهش زده بود:)🙂 جیهان بارها بهش گفته بود که از دست دادنش میترسه، حتی گفته بود میخواد این لعنتِ از دست دادن رو همراه با آلیا برای همیشه تموم کنه:) انگار آلیا میخواست بدونه جیهان الان با این شکست چه حسی داره؛ آیا هنوز هم فکر میکنه عشقشون میتونه اون نفرین رو بشکنه، یا خودش هم پذیرفته که آخرِ دوست داشتنشون، دوباره«از دست دادن»بوده، یا میتونه دوباره جیهان رو بهدست بیاره:)؟😭❤️🩹 آلیا با یادآوری گذشته سعی میکرد این عشق رو برگردونه، خاطرههارو زنده کنه به جیهان یادآوری کنه🙂.. #cihal
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
466
کیمیا دوباره ادیت زده🙂🙂🙂💘- جیهان همیشه از یه چیز میترسید؛ از دست دادن آلیا:)💔... خودش گفته بود:«کاری نکن از دستت بدم، من میترسم از دستت بدم» گفته بود:«میترسم دوست داشته باشم، چون هر کسی رو دوست داشتم، از دست دادم🙂» و تلخترین قسمت اینه که فکر میکرد این بار فرق داره، فکر میکرد این بار کسی که دوسش داره، قرار نیست ازش گرفته بشه:)❤️🩹 اما آخرش دقیقا همون چیزی اتفاق افتاد که جیهان تمومِ مدت ازش میترسید؛ آلیا رو از دست داد:)))🙂😭 همون کسی که باعث شده بود دوباره جرئت کنه دوست داشته باشه، بهش جسارتِ دوست داشتن داده بود، همون زنی که با کمکش میخواست لعنتِ از دست دادن رو از بین ببره؛ کسی که با تموم وجود بهش تکیه کرده بود، نفسش شده بود و درنهایت آلیا رفت، جیهان مرد🙂❤️🩹.. #cihal #edit
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
466
وقتی جیهان نزدیکش شد، یک آن چشماشو بست، محو شد، جیهان رو نفس کشید و سریع عقب رفت:)))))🙂
چرا که خوب میدونه وقتی بهش نزدیک بشه نمیتونه مقاومت کنه، نمیتونه دوری کنه؛ همونطوری که راجعبه دنیز گفته بود«وقتی ببینتت دلش میخواد بغلت کنه و دیگه نمیخواد ازت جدا بشه😭»
دقت کردید که موهاش دوباره به سمت جیهان کشیده شد:)؟💘
موهاش هم خوب میدونه به کجا تعلق داره و راهش به کدوم طرفه:)...بندبندوجودشون تشنهی آغوشه، تشنهی وصاله:)))🙂❤️🩹
#cihal #part
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
