431
订阅者
-124 小时
-37 天
+2530 天
帖子存档
431
دلم برای همه چی تنگ میشه اما؛به محض اینکه ساعت18:15 جمعه 29 اسفند بشه من همه چیز رو تو سال 1404 جا میزارم.:)
431
من نمیخواستم جنگجو و قوی باشم،
میخواستم شعر بخوانم و عشق بورزم و زندگی کنم، و از سیاست تنها معنی کلمهاش را بدانم.
-سِباسْتین
431
اگه زنده ماندم و یک روزی باهم در یک خانه چای خوردیم، برایت تعریف میکنم که این روزها چقدر سخت، غمناک و دیر گذشت
431
اصرار به هیچچیز نکنید، آدما بخوان حرف میزنن، بخوان تماس میگیرن، بخوان میمونن، بخوان همه کار میکنن .
431
برام فرقی نمیکنه دلیلت چیه، مهم اینه که میدونستی چی اذیتم میکنه و تو دقیقا همون رو انجامش دادی.
