Les notes d'Aylar
关闭频道
272
订阅者
+124 小时
-27 天
-2030 天
帖子存档
مِن باب این کتاب :
بنده فصل یک این کتاب رو تموم کردم
حالا میخوام یه سری هایلایت هاشو با شما شِیر کنم
به امید مفید واقع شدن
هرچی سعی کنی که نشون بدی اوضاع عادیه بیشتر نشون میده که هیچی عادی نیس
حقیقت اون چیزی نیس که دست و پا میزنی تا نشونش بدی
حقیقت اون چیزیه که دیده میشه بی منت،بی تلاش
پامیشی
صورتتومیشوری
سپهر کجایی بابا …
ادامه میدی ،چهره خندان طاها میاد جلو چشت
میشینی سر سفره ،گریه بابای مانی میاد جلوچشت
لقمه تو گلوت سفت میشه ،ذوق چشم تک تک جاوید نام ها میاد جلوچشت
لقمه روتو سفره ول میکنی
میری اتاقت
تا جایی که میتونی پتو رومیکشی رو سرت
و زار میزنی
و این هر روز تکرار میشه
با ما چیکار کردید حرومیا
با ما چیکارکردید….
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
ان کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تاثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
درواقع ؛حافظهی تصویری مشکلش این است که خاطرهها را زنده نگه میدارد؛ آنقدر واضح که نبودنشان بیشتر آزارت میدهد. شبیه اتاقی پر از عکسهای قدیمیست که هر بار درش را باز میکنی، تازه میفهمی چقدر از آن لحظهها فاصله گرفتهای.
آخر صحبتامون گفت :آیلار فک میکنی حالم خوب میشه؟ سعی کردم لبخند بزنم
ولی تو ذهنم میدونستم خوب شدن یه تعریف موقته ما فقط زمان میخریم هیچ چیز همیشگی نیست زندگی انگار قسطیه که باید پس بدیم
شاید هر روز ،هر ثانیه و هرضربان یه قسط کوتاهه!
