ch
Feedback
تـاروپـود🖤

تـاروپـود🖤

前往频道在 Telegram

از داستایوفسکی تا کامو، از شعر تا سکوت. https://t.me/HarfChatBot?start=Taropoode

显示更多
未指定国家未指定类别
2 520
订阅者
无数据24 小时
-837 天
-8330 天
帖子存档
بدنم داشت سعی می‌کرد به من نشان دهد که بار زیادی را به دوش می‌کشم. نه فقط وزن. بلکه اندوه. عذاب وجدان. خشم. ترس. عشق. مرگ. -Lidia Yuknavitch, Reading the Waves: A Memoir

واقعیت؟ واقعیت هرگز برای من کافی نبود. -ویرجینیاوولف،درنامه‌ای‌به‌وایولت‌دیکینسون

بسیار حق و بجاست:
در گذشته، سانسور از طریق مسدود کردن جریان اطلاعات به‌اجرا درمی‌آمد. در قرن بیست‌ویکم، از طریق غوطه‌ور کردن انسان‌ها در سیلاب اطلاعات بی‌اهمیت و نامربوط عملی می‌شود. انسان‌ها واقعاً نمی‌دانند به چه چیزی توجه نشان دهند، و اغلب وقت خود را صرف بحث و بررسی دربارهٔ موضوعات فرعی می‌کنند. در زمان‌های دور، قدرت داشتن به معنی دسترسی به اطلاعات بود. اکنون قدرت یعنی آگاهی بر اینکه از چه چیز باید چشم بپوشید. -انسان‌خدا‌گونه،یووال‌نوح‌هراری

چه جان های گرامی رفته‌اند از دست دردیست چون خنجر یا خنجریست چون درد -هوشنگ‌ابتهاج

خنده‌ داره که باید برای دکتر و وکیل شدن آموزش ببینین ولی برای پدر و مادر شدن، نه. هر هالویی می‌تونه پدر و مادر بشه، حتی لازم نیست تو یه سمینار یه روزه شرکت کنه. -جز‌ازکل،استیو‌تولتز

من نمی‌توانم خدایی را تصور کنم که مخلوقات خود را کیفر یا پاداش می‌دهد و اهدافش طبق مقاصد ما انسان‌ها شکل گرفته است. خدایی که انعکاسی از ضعف و ناتوانی ما انسان‌هاست. -دنیایی‌که‌من‌می‌بینم،آلبرت‌اینشتین

همه‌میمیرند،سیمون‌دوبووار
همه‌میمیرند،سیمون‌دوبووار

فکرش را بکن، ما زمان جنگ یک کشیش داشتیم که به ما می‌گفت تا می‌توانیم دشمن بکشیم. این حرف از دهان یک کشیش در می‌آمد. یکی از هم‌قطارهای من به کشیش گفت مسیحی است و وظیفه دارد از ده فرمان خدا تبعیت کند. برگشت به کشیش گفت: فرمان پنجم را شنیده‌اید؟ قتل مکن. من از آن موقع دیگر به این ردا‌پوش‌ها اعتقاد ندارم. -وقت‌رفتن،یوزف‌وینکلر

من با آنکه انتقام‌جو و کینه‌توز نیستم، چه کنم که حافظه‌ام در مورد جراحات و تحقیر‌ها، به رغم بزرگواری‌ام، بسیار قوی است‌. -جوان‌خام،داستایوفسکی

غم‌انگیز نیست انسان بودن؟ حیوان پیوسته ناراضی معلق میان مرگ و زندگی برقله‌های‌ناامیدی،امیل‌چوران

گریزانم از این مردم که با من بظاهر همدم و یکرنگ هستند ولی در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد پیرایه بستند -رمیده،فروغ‌فرخزاد

از جان عزیزترم در شهری‌ام که با تو برایم غریب نیست، اما دیشب را بی تو در غربت گذرانده‌ام. سهم من از عشق، گوشه‌ی سرد و تاریکی از این دنیاست که با یاد تو گرم و روشن مانده است. کاری کن که باور کنم انتظار خود عشق است. اشکارا نهان کنم تا چند؟ دوست میدارمت به بانگ بلند.
Taropoode

وقتی حکومت دیگر نماینده مردم نیست، هر مخالفتی را توطئه می‌نامد تا از پاسخگویی فرار کند. -هانا‌آرنت

-برادران‌کارامازوف،داستایوفسکی
-برادران‌کارامازوف،داستایوفسکی

جامعهٔ ایرانی بیشتر قهرمان‌پرور است تا عقلانی. در تاریخ، ایرانیانی که به عقلانیت روی آوردند قهرمان نشدند. -رامین‌جهانبگلو

هیچ نقشی زیرکانه تر از نقش طبیعی خود آدم نیست. زیرا هیچکس باور نمی‌کند که کسی پیدا شود که صورتکی بر چهره نداشته باشد. -شیاطین،داستایوفسکی

«من با آن‌ها بودم، و با این حال تنها بودم.» -آلبرکامو،طاعون

视频消息00:13

فکر می‌کنم جهنم چیزی است که با خودت حمل می‌کنی؛ نه جایی که به آن می‌روی. -نیل‌گیمن،سندمن
فکر می‌کنم جهنم چیزی است که با خودت حمل می‌کنی؛ نه جایی که به آن می‌روی. -نیل‌گیمن،سندمن

نویسنده به‌خوبی نشان می‌دهد که با گفتن «نمی‌دانستم» نمی‌توان تقصیر را از خود دور کرد، به‌ویژه برای کسی که در جایگاه قدرت قرار دارد، لزوماً او را از پاسخ‌گویی معاف نمی‌کند.
می‌دانستند یا نمی‌دانستند، مسئله اساسی نیست، بلکه باید پرسید اگر بی‌خبر باشیم، بی‌گناه هستیم؟ آیا آدم ابلهی که بر اریکه قدرت تکیه زده است، تنها به عذر جهالت، از هر گونه مسئولیتی مبراست؟ -بارهستی،میلان‌کوندرا