ch
Feedback
تـاروپـود🖤

تـاروپـود🖤

前往频道在 Telegram

از داستایوفسکی تا کامو، از شعر تا سکوت. https://t.me/HarfChatBot?start=Taropoode

显示更多
未指定国家未指定类别
2 520
订阅者
无数据24 小时
-837 天
-8330 天
帖子存档
آنچه مرا رنج می‌دهد این است که زندگی نکرده‌ام، با این حال خواهم مُرد. -برادران‌کارامازوف،داستایوفسکی

من اصلا نفهمیدم جوانی یعنی چه من یک راست از کودکی به سن کهولت رسیدم. -ژان‌پل‌سارتر

خسته بودیم؛ بند پوتین‌ها را باز کرده و گوشه‌ای نهاده بودیم. ما نیز با ذره‌ای امید و هزاران آرزو، سر بر بستر نهادیم. در فکر خانه، آغوش عزیزان و گرمی خاطرات به خواب رفتیم. از کجا می‌دانستیم که مرگ به خوابمان نیز رحم نمی‌کند؟ کاش اجازه رفتن به خانه داشتیم! اما کلمات آه و کاش کاری نمی‌کنند. با دست‌های خالی جان سپردیم. ما نیز تصوراتی داشتیم که بعد از آن روز مبارک، جان‌های خسته‌مان آسوده خواهد بود؛ اما افسوس که همه این‌ها را به خاک سپردیم.🖤 -مه‌نامه

آن سال های بعد، روزگار سیاه مردم مثل زخمی ناسور بر پیشانی تاریخ ماند که ماند.‌ هیچکس سال بلوا و قحطی و جنگ را از یاد نبرد. هیچکس این نحوست و نکبت را از یاد نبرد. که برخی تفنگ برداشتند یاغی شدند. مردم شهرشان را کشتند و ‌چپاول کردند. -سال‌بلوا،عباس‌معروفی
Taropoode

از فردا تغییر ناپذیری که از بالا به خرابه‌های زیر پایش می‌نگرد و به جای اظهار ندامت به تجزیه و تحلیل خود می‌پردازد، متنفرم. -آدلف،بنژامن‌کنستان

اگر بگویم طبیعت هر‌کس را می‌توان از خنده‌اش شناخت شاید اشتباه کرده باشم، ولی من غالباً ملاحظه کرده‌ام که خنده یک مرد خوب، مطبوع و پسندیده است درحالیکه خنده انسان تیره‌درون عکس آن است. -خاطرات‌خانه‌اموات،داستایوفسکی

اگر خود جامعه بنیانی بهنجار داشته باشد همه‌ی جنایت‌ها یکباره ناپدید می‌شود چون دلیلی برای اعتراض باقی نمی‌ماند و همه بی‌درنگ درستکار می‌شوند. -جنایات‌و‌مکافات،داستایوفسکی

ایوان، چه کسی دارد به آدمیزاد می‌خندد؟ ایوان فیودوروویچ، لبخند‌زنان، گفت:«لابد شیطان است.» شیطان چه؟ مگر وجود دارد؟ نه، شیطانی هم در کار نیست. -برادران‌کارامازوف،داستایوفسکی

آدم‌ها دروغگو‌اند، همه‌مون دروغگوییم. ما همیشه و طبق عادت دروع می‌گیم. ما در مورد چیز‌های مهم و چیز‌های نا‌چیز دروغ می‌گیم. و ما از روی شرارت دروغ نمی‌گیم، ما به بقیه دروغ می‌گیم چون عادت کردیم به خودمون دروغ بگیم. -همه‌‌چی‌به‌گا‌رفته،مارک‌منسن

فکت ادبی: دو ساد De sade نویسنده و متفکر فرانسوی، که به ستمکاری شهره بوده، و واژه «سادیسم»_دیگر‌آزاری_ از روی اسم مبارک ایشان
فکت ادبی:
دو ساد De sade نویسنده و متفکر فرانسوی، که به ستمکاری شهره بوده، و واژه «سادیسم»_دیگر‌آزاری_ از روی اسم مبارک ایشان درست شده است!

بهترین روزگار بود، بدترین روزگار بود، عصر خرد بود، عصر حماقت بود، دوران ایمان بود، دوران ناباوری بود، فصل نور بود، فصل تاریکی بود، بهار امید بود، زمستان ناامیدی بود. -داستان‌دو‌شهر،چارلز‌دیکنز

ریشه اعتقادات از آن آنجایی خشک می‌شوند که بخواهند تحمیلش کنند. -برتولت‌برشت

مرگ یک بار رخ نمی‌دهد، همه‌ی ما هر روز چندبار می‌میریم هر بار که با آرزوها، علایق و پیوند‌های خود وداع می‌کنیم، می‌میریم! -مارسل‌پروست

视频消息00:10

از مشکلات اصلی ما، محاصره شدن توسط ابله‌هاست! -زیگموندفروید

یک دروغ ممکن است دنیا را دور بزند و به جای اولش برگردد، اما در همین مدت یک حقیقت هنوز دارد بند کفش‌های خود را می‌بندد تا حرکت کند. -مارک‌تواین

حالا که ما یاد گرفته‌ایم در هوا مثل یک پرنده پرواز کنیم و در دریا مثل یک ماهى شنا کنیم، فقط یک چیز باقى مانده که یاد بگیریم؛ آن هم این که مثل یک آدم روى زمین زندگى کنیم! -جورج‌برناردشاو

هیچ جامعه‌ای با انتظار، آینده‌ی تازه‌ای نساخته است:
ارزشش را دارد که از درخت انجیر‌ بالا برویم تا شاید بتوانیم انجیری بچینیم. این کار، بهتر از این است که زیر سایه‌اش دراز بکشیم و منتظر افتادن میوه بمانیم. در هر حال، باید به استقبال خطر رفت...! -دخمه،ژوزه‌ساراماگو

تاریخ ما را نه بر اساس نیت‌هایمان، بلکه بر اساس کارهایی که حاضر بودیم انجام دهیم قضاوت می‌کند. -لیندسی‌گراهام🖤

تبر را برداشت که باز در صدای ضربه‌هاش پنهان شود. چرا دلتنگی آدم مثل درخت خشک نمی‌شد؟ چرا نمی‌شد دلتنگی را مثل یک بلوط خشکاند و با تبر افتاد به جانش؟ چرا تبر بر شاخه های خیس زوزه می‌کشید، اما صداش بر تنه خشک دهن باز می‌کرد. یک نیمه این طرف، یک نیمه آن طرف، آماده سوختن. -نام‌تمام‌مردگان‌یحیاست‌است،عباس‌معروفی
Taropoode