ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

این‌گوشه؛

این‌گوشه؛

前往频道在 Telegram

• ماما و دنبالِ قصه‌‌‌ • در گوشه‌ سَرگَردانی ⌁ • ضِدامپریالیسم و در مَسیر •حالا تو: t.me/HidenChat_Bot?start=1847259082

显示更多
未指定国家未指定类别
405
订阅者
+824 小时
+607 天
+6130 天
帖子存档
💬حالا علت کارشون چی‌بوده؟!

یا مثلاً زمان ساسانی‌های ایران👑
که توی کتاب تاریخ اجتماعی ایران در زمان ساسانیان اومده: چون پسری به سن بلوغ می‌رسید، باباش یکی از صدهااا زن خودش رو بهش ارث/ هدیه می‌داد. و زن شخصیت حقوقی نداشته. و وقتی به سن ۱۵ سالگی (این سن برای پسرا ۲۰ سالگی بود) می‌رسید، شوهرش می‌دادن و وقتی شوهرم می‌کرد، دیگه ارثی نمی‌برد از پدرش. ولی اگه پدر کوتاهی می‌کرد در شوهر دادنش و پیدا نمی‌کرد کسیو، خودش می‌تونست بره کارای بد🔞 کنه و بازهم در این صورت ارث نمی‌برد. و در هر صورت بالاخره ارث نمی‌برد!👟 (البته اینا اوضاعشون یخورده از اعراب بهتر بوده)

و بعدی که در ژاپن و هند و روم و یونان هم مرسوم بوده اینکه:
●خودِ زن موضوعِ ارث قرار بگیره!⚰
یعنی در بعضی از رسوم، زنِ متوفی خودش جزو اموالی محسوب می‌شد که وارث مرد می‌تونست نسبت بهش تصمیم بگیره؛ مثلاً اونو به ازدواج خودش دربیاره یا به یکی دیگه واگذار کنه.

💡پس چطوری بود؟! مثلا اعراب احمقِ پیش از اسلام (که الانم البته بعضاً احمق موندن) چند مدل داشتن:
●ارث پدرخوانده
یکی که پسر نداشت، می‌اومد برای خودش پسرخوانده انتخاب می‌کرد و اون پسر می‌شد وارث اون مرد؛ حالا شاید این وسط یکمم کمک پدر جدیدش می‌کرد.
●ارث هم‌پیمانان
که یعنی دونفر همین‌طوری رندوم تصمیم می‌گرفتن باهم هم‌پیمان بشن و شعارشونم این بود که: «خون تو، خون من؛ تعرض به تو، تعرض به من و تو از من ارث ببری، من از تو.»🫱🏼‍🫲🏾 و درنهایت وقتی یکی زودتر میمرد هم‌پیمانش سرمی‌رسید و ارث به اون می‌رسید.🧟‍♂

جونم براتون بگه که؟! قدیما اصلاً ارثی به زن داده نمی‌شد🙉 یا اگر داده می‌شد، به‌صورت محدود و مساویِ طفل صغیر در نظر گرفته می‌شد که همون هم چون استقلال مالی و شخصیتی نداشت، به دردش نمی‌خورد! که البته چراشو جلوتر می‌گم :/

خب حالا که بحث مهریه جالب بود؛ بریم سراغ بحث ارثیه!

مرحله‌ای از سلامت روان که اگه در حال انجام کاری نباشم، باید برای خودم توضیح موجه داشته باشم!

دچار «ارزشمندی وابسته به عملکرد» شدم/🌹

زن‌ها پیش‌تر تنها، انسان‌ساز بودند؛ چیز کمی نبود؛ تأدیب و پرورش و تعلیم... و در کارِ آفرینش، یارِ خالق شدن! حالا گویا همه‌چیز
زن‌ها پیش‌تر تنها، انسان‌ساز بودند؛ چیز کمی نبود؛ تأدیب و پرورش و تعلیم... و در کارِ آفرینش، یارِ خالق شدن! حالا گویا همه‌چیز فرق کرده؛ زنی، مادری می‌شود و زنی می‌سازد، و زن، مبارز می‌شود و سندِ حقارتِ بیگانه‌ای را با خون امضا می‌کند؛ حالا هم انسان‌سازند، هم ساخته می‌شوند، و هم در جوار بهترین‌های خالق‌اند!.../🩸
[تصویر جنایت آمریکا در مراسم عروسی سیریک]

+ چه‌شده؟! کجایت درد می‌کند؟! _ فکرم + توهم مثل منی! بجای آنکه ظرفت بشکند، مظروفت می‌شکند.
◉آتش بدون دود | نادر ابراهیمی

◉ وقتی توی وطنت اتفاقی مثل جنگ می‌افته و نمی‌تونی کمکی کنی. ◉ وقتی نگران و مضطربی ◉ وقتی منتظر اتفاق خاصی هستی ◉ وقتی کار مهمی رو می‌خوای شروع کنی. ◉ وقتی توی کاری شکست خوردی! ◉ اگه ناامید شدی ◉ اگه از آینده ترسیدی... صفحه ۵۱۱ قرآن رو باز کن، سوره فتح رو بخون؛ با آیه: «هُوَ الَّذی أَنْزَلَ السَّکینَةَ فی قُلُوبِ الْمُؤْمِنینَ» عشق کن و آروم و امیـــدوار شو...! ✨

«این‌گوشه جهان، همیشه یک جزیره سرگردانی بوده...»🌚 کتاب جزیره سرگردانی؛ درباره آدمهایی که در جست‌وجوی حقیقت، عشق و آرمان میدو
+2
«این‌گوشه جهان، همیشه یک جزیره سرگردانی بوده...»🌚
کتاب جزیره سرگردانی؛
درباره آدمهایی که در جست‌وجوی حقیقت، عشق و آرمان میدون! قشنگ بود و پرررر از جزئیات و پر از نظریه‌ آدمای حسابی و پر از احساس هم‌دردی! ●حاوی اسپویل: عاقاا فکر نمیکردم اینطوری تموم بشه و درنهایت هستی سیاسییی بشههه و مرادو رها کنه و مامان عشی با توران خانوم دوست بشههه🫠 ✔️8/10

خدایا از استقامت ما راضی هستی؟!

این تصاویر رو می‌بینم و یاد بچه‌های پای لانچر این چندوقته می‌افتم، خداگواهه می‌خوام برم یه جا بشینم و زار زار گریه کنم.

🎥 شوخی پزشکیان و الهام علی‌اف برای آب خوردن در دیدار دوجانبه: این آب را شما خودتان آوردید!؟ 🌐 FarhikhteganOnline.ir 🔻 @FarhikhteganOnline

سوره فتح رو دانلود کردم و با بلوتوث ریختم روی موبایل ننه‌، خوشش اومد و ۱۰ بار گوش داد؛ هیچی دیگه فرمودن کل قرآنو برام بریز 💘
سوره فتح رو دانلود کردم و با بلوتوث ریختم روی موبایل ننه‌، خوشش اومد و ۱۰ بار گوش داد؛ هیچی دیگه فرمودن کل قرآنو برام بریز 💘

امروز فرشته کوچولومون پر درآورد...🎀🤍
+1
امروز فرشته کوچولومون پر درآورد...🎀🤍

از سری اطلاعاتی که به دردتون نمی‌خوره:
بوگوتا، پایتخت کلمبیاس؛ شهری که خشونت و رعایت نکردن قوانین، یکی از علت‌های اصلی مرگ‌ومیرشـــــــه و کلاً هم امن نیــــــست. شهردار جدید بوگوتا میـــــاد چند نفر رو لباس دلقک🤡 می‌پوشـــــونه، می‌فرسته سر چهارراه‌ها و توی خیابون‌ها که هرکی قانون رو رعایت نکـــــرد، مسخره‌ش کنن و بهش بخـــــندن! جالب اینکه همین کار واقعاً باعث کم‌شدن حوادث شـد.

عیدتون مبارک🤍

من شیفته گفت‌وگوهای ساده، بی‌دغدغه و رک‌ام؛ اینکه بتونی مستقیم از حالت بگی، بتونی حقیقتِ خودت رو نمایان کنی و نیازی نباشه اونچه که هستی یا نیستی رو پنهان کنی. اینکه واضح بگی «حوصله‌ی صحبت، بیرون رفتن و... نداری»و همچنان پذیرفته بشی؛ اینکه برای عدم همراهی، نیازی به توضیح اضافه نداشته باشی و «نه» گفتن، خودش یه جمله‌ کامل باشه! وقتشه از اون کودکیِ نابالغ فاصله بگیریم؛ همون که توش یاد گرفته بودیم حتی برای ساده‌ترین ارتباط‌ها هم باید حرفمون رو لای چند لایه تعارف و ملاحظه بپیچیم؛ اول یک جمله‌ی مثبت، بعد اصل حرف با تعارف، و دوباره یک جمله‌ی مثبت؛ یا همون «🍔Sandwich Method» انرژی ساندویچی‌تون رو بذارید روی کارای مهم‌تر!