اینگوشه؛
前往频道在 Telegram
• ماما و دنبالِ قصه • در گوشه سَرگَردانی ⌁ • ضِدامپریالیسم و در مَسیر •حالا تو: t.me/HidenChat_Bot?start=1847259082
显示更多未指定国家未指定类别
405
订阅者
+824 小时
+607 天
+6130 天
帖子存档
405
کجا دیگه مثل شمایی پیدا میشه آقا؟!
رهبری که آثار نویسندههای بزرگ ایران و جهان رو مطالعه کرده باشه،
رمانها و داستانهای کشورهای دیگه رو خونده باشه، با شعر و ادبیات فارسی مأنوس بوده باشه و خودش هم روحیهی شاعرانه داشته باشه؛
کتابهای تاریخی کشورها رو خونده باشه و بیشتر از خیلی از مردم همون کشورها از تاریخشون بدونه؛
نگران تاریخ نخوندن مردم و پایین بودن سرانهی مطالعهشون باشه و حتی از سرانهی مطالعهی پایین خانمهای خانهدار دلش بگیره...
پن: تصویر تازه برای محزونهای دلتنگ...!
405
میگه اخیرا مردا احساس تنهایی میکنن و مجرد موندن، چون خانمها توقعاتشون رفته بالا!
نمیدونم والا
من که به ضرس قاطع تکذیب میکنم؛
خودم یه دوستی دارم که یکی از کارهای موردعلاقهش اینه که بعدا طلاهاشو بفروشه و خرج اجاره خونه کنه
405
امشب برای سومین بار، نجمه رو مجبور کردیم بیاد اژدها(کشتی پارکبازی کودکان بالای ۲۰ سال)؛ تا با حرفای بامزهای که میزنه بخندیم و بیشتر بچسبه بهمون.وسایلمون و سبد و همهچیزو پایین گذاشتیم و اومدیم بالا؛وسط خندیدن و جیغ و فحش به باعثوبانیِ این اوضاع، میگه: خوش به حال کیفِ فاطمه که پایینه :)
آخه نه نگا، بعد میگی چرا به زور میبریش🤣
405
و اینطوری شد که واژهها دوباره جون گرفتن؛ آدمها آروم گرفتن و آشوبِ جهان خوابید!.../☁️
🖇 کنجی اختیار کنید و هدفونی برای شنیدن؛ اینگوشهی زندگی هم خوب است.
⚠️ بعد از شنیدن این صوت، احتمالاً آدرنالین و اکسیتوسین در شما به حد اعلای خود میرسد؛ پس در این ساعت از شبانهروز از هر حرکت اضافه پرهیز کنید!
405
Repost from علیرضا زادبر
دار و دسته ایران اینترنشنال که دو هفته است بخاطر داستان خزر ناگهان وطن دوست شده اند، آیا الان پس از ادعای گزاف ترامپ مبنی بر مالکیت آمریکا بر تنگه هرمز حاضرند علیه ارباب و عمویشان موضع گیری کنند؟ وطن دوستی بادکنی تان نگران تنگه هرمز نمیشود؟
405
جلسه رسمیه؛ البته با آشی که عمه میاره، نیمهرسمی میشه!
چند تا خانِ والا دورِ درختِ گردوی ۴۰ ساله جمع شدیم و تصمیمگیری میکنیم که علی چه رشتهای توی دبیرستان انتخاب کنه بهتره!
از راه که میرسم، عمه چشمک میزنه:
«آجی، تو بهش بگو انسانی به درد نمیخوره؛ براش ریاضیفیزیک بهتره. علی، آجی بهتر میتونه بهت مشاوره بده.»
کار سخت میشه.
یادم میاد که خودم توی دوراهی بدی بودم؛ علاقه یا منطق؟!
علاقه میگفت اینو انتخاب نکن، انسانی برو و ادبیات بخون؛ اینقدر بخون تا اشباع شی از کلمات.
برو توی تلویزیون، خالهشادونه شو اصلاً! ولی اینجا نیا!
منطق میگفت: «میخوای بیکار بمونی؟ الان تجربی راه موفقیته. دوست نداری بعداً علمی داشته باشی که چار نفرو نجات بده؟!»
منطق پیروز شد؛ اون هم چه پیروزیای!
ضرر نکردم، ولی هرچی تلاش کردم از این بزنم و خودم رو توی باقی صنفهای مورد علاقهم بچپونم، نتونستم!
تهِ هر کدوم از رشتهها رو براش گفتم؛ کمی متمایل به خواستههای عمه:)
+ به این فکر نکن که کدوم راحتتره، پس برم اون!
دنبال راحتی باشی، میبازی پسر!
چیزایی که سخت به دست میان، باارزشترن اصلاً...
زیادم دنبال علاقه نگرد؛
آدما عوض میشن، علاقهها تغییر میکنن.
یهو برمیگردی، میبینی چیزی که زیادی دوستش داشتی رو دیگه دوست نداری!
اون لحظهست که این نشست رسمی یادت میاد!
نمیدونم، شایدم اینطوری نبود!
عجب!
همین.../☁️
[شبِ ۲۲ مردادماه]
405
دو دقیقه نشستی توی جمع خانواده و داری از زندگی لذت میبری؛ تا اینکه میپرسن:
کی ازدواج میکنی؟
چرا ازدواج نمیکنی؟
فلانی چی شد؟
فلانی کی بود؟
اونجاس که دیگه لذت نمیبری/:
405
بنمای ره به مُلک رضا، جان خسته را
مرغ رمیده را به شکرخنده رام کن
اینک هزار دست تمنّا گشوده بین
دستِ کرم گشاده، به رسم کرام کن
دارالشفای آتش و آب است این سرای
سوزِ دل مرا به نمی التیام کن
●بخشی از غزل تازهمنتشرشده رهبر شهید انقلاب، رضواناللهعلیه، که به شیوه میناکاری در میان قلمزنی طلا، بر درب طلای رواق دارالولایه حرم مطهر امام رضا جانمون نقش بسته:)❤️🩹
405
سلام بر تو که راهنمای دلهای متحیری،
پناهِ جانهای بیقرار،
و روشنایِ راهِ گمشدگان...
یا خَیرَ خَلق الله، یا رسولالله(ص)
405
بد اگر دیر میگذرد، خوب، انگار که شتابِ گذشتن دارد؛ باید که از پیِ لحظهای خوب، سالها و سدههای خوب تدارک دید تا سرانجام خوش نیز بهآرامی ناخوش بگذرد...
[آتش بدون دود نمیشود/ جوان بدون گناه]
405
خالیام.
سرشارم، یعنی؛
۴ ساعت یکریز پرحرفی کردهایم،
هرآنچه برای دیگران نگفته و گفتهایم، گفتیم،
هرآنچه نگفتنی بود را هم؛
هرچه در سر، حلشدنی نبود، فراموش شد.
گریه کردیم،
خندیدیم،
گیس بافتیم و قصه پشتِ قصه...
ساعت از نیمه گذشته؛
هنوز چند کلاغ به خانه نرسیدهاند...
405
ردفلگای ۴ ماهگی و ۲۵ سالگی چقدر شبیه هم دیگهن؛ نه؟!
یه ۲۵ ساله عقبمونده:
به مردم لبخند نمیزنه
چیزی نمیخوره
قشنگ نگات نمیکنه
درست کلمات رو ادا نمیکنه
شل دست میده
با آدمای دور رو برش تعامل نمیکنه
خواستههاشو بیان نمیکنه
وقتی باید به حرفی بخنده، نمیخنده!
405
بابا دقت کنید دیگه
میگه کدوم ردفلگ نیست
یعنی اگه بچه انجام نداد اشکال نداره
عقبمونده نیست
سالمه!
