Koki's home...᭄ྀ
前往频道在 Telegram
Koki(فریــا) I follow stars fo infinity 𓆝 𓆟 𓆞 𓆝 𓆛 Unknown : @koki_anon67_bot Unknown chanel: https://t.me/+zEOKAUWa_Z5hNjg0 (توضیح مبانی پایه)Basic topic.. astrology by https://t.me/+zbhnNTgFrmRjYTZk
显示更多未指定国家未指定类别
1 737
订阅者
+38024 小时
+9217 天
+92130 天
帖子存档
1 734
حس ششم و شهود باهم فرقی دارن ؟به نظر خود من آره ولی خیلی جاها شنیدم این دوتا رو ممکنه جای هم استفاده کنن شهود بیشتر یعنی یه جور فهم یا دریافت درونی و روحی ، مغزت از تجربه و جزئیات ریزی که شاید خودآگاه متوجهشون نباشی ، به یه نتیجه میرسه و پردازشی توسط مغز انجام نمیشه حس ششم اصطلاح عامیانه تر و گسترده تریه و وقتی میگیم «حس ششمم بهم گفت این اتفاق میفته» ، معمولاً منظورمون یه احساس پیشبینی گونه ست شبیه حدس زدن که دلیل مشخصی براش نداریم! بنابراین میشه گفت شهود بیشتر روی «فهمیدن» تأکید داره ، حس ششم روی «حس کردن» مثلاً وقتی از رفتار کسی ناخودآگاه میفهمی که ناراحته و روال نبست ، این میتونه شهود باشه ولی وقتی بدون دلیل مشخص یه دفعه حس میکنی «امروز یه اتفاقی قراره بیفته» ، معمولاً بهش حس ششم میگن البته از نظر علمی هم تا اونجایی که خوندم ، «حس ششم» به معنی یه حس فراطبیعی اثباتشده نیستاا خیلی از تجربه هایی که این اسم رو میگیرن میتونن از پردازش ناخودآگاه اطلاعات بیان!
1 734
زمانی که ریشه ی اون حس یهوییت ، فکرای زیاد نباشه به نظرم شهوده ، خود من همیشه میگم «فکر/ذهن/کلنجار رفتن باید خاموش بشه تا شهودو روشن کنیم ، شهود مبهم میاد و مبهم بهت راهنمایی میرسونه»
به بچه های انرژی درمانی میگفتم فکر خاموش ، روح روشن
شهود با حدس خیلیییی فرق داره ، حدس بیشتر بر پایه ی احتمال و فکره ، اما شهود بیشتر شبیه یه «فهم ناگهانیه»
مثلاً ممکنه با کسی حرف بزنی و بدون اینکه رفتار مشخصی ازش ببینی، یه چیزی درونت بگه: «اینجا یه چیزی درست نیست/حس خوبی ازش نمیگیرم/داره دروغ میگه/وایب خوب/بدی ازش میگیرم»
البته شهود همیشه درست نیست چون ترس ، اضطراب و پیش داوری ، قضاوت و فکرای پشت هم و تحلیل های کلافه کننده هم میتونن خودشون رو به شکل شهود نشون بدن و یهو طرف بشین با کلی فکر جور واجور و نتونین بگین کدوم واقعیته و کدوم حاصل فکر و تحلیل و آنالیز!
1 734
شهود چیه ؟ چه معنی میده ؟شهود ، اون فهمی هست که گاهی قبل از فکر کردن ، درون آدم شکل میگیرد و یه حس درونیه انگار بخشی از وجودمون چیزی رو میبینه ، میشنوه یا درک میکنه که هنوز ذهنمون براش دلیل یا تحلیلی پیدا نکرده نه صدای بلندی داره نه همیشه میشه توضیحش داد بیشتر شبیه یک حس آرومه که میگه : «اینجا یه چیزی هست» شایدم از طرفی شهود حاصل تمام تجربه ها ، احساسات و جزئیاتی باشه که در طول زمان دیدیم اما آگاهانه به اونا توجه نکردیم؟ برای همین گاهی چیزی رو «میدونیم» ، بدون اینکه بدونیم از کجاس منشأ این دونستن و چیزی که ناگهانی انگار بهمون الهام شده (شبیه حس ششمه ولی همون نیست) شهود شاید همون گفت و گوی خاموشِ ما با لایه هایی از خودمون باشه که همیشه میبینن ، از درونی ترین حس ها باشه و حتی به بیرونی ترین کالبد یعنی جسم (ذهن یا قلب) برسه
1 734
زیبایی عالیه ولی به خاطر خودتون باشه نه ریشه ی اون به بهای راضی نگه داشتن دیگران باشه!
آدما در جستجوی بهترین ها هستن و خیلی کارا میکنن تا شما باب میل اونا شکل بگیرین و کالبد جدید بتراشین
1 734
معیار های حاکم بر جامعه برای زیبایی هربار یه سری تغییرات داره و همونطور که شاهدیم افراد دارن شباهت زیادی به هم پیدا میکنن و میتونیم به این فکر کنیم آیا اون اصلاح زیبایی برای چه علتیه
افزایش اعتماد به نفس و رسیدگی به خودتون ؟ جلب نظر و توجه بقیه ؟ برای نگه داشتن شخص خاصی ؟
1 734
مقایسه برای انجام عمل زیبایی هم هست ، اینکه کسایی تحت تاثیر بافت ایجاد شده در جامعه و مقایسه سعی بر شکل گیری یه سری عمل و تغییر باشن
1 734
انرژی تقلید ، مقایسه ، خودخوری و خود تحقیری هم هست تا حدی(برای یه سریا) ، به این شکل هم بیشتر که نکنه خوشش ازم نیومد و خوب نیستم؟ چرا اون دوستم خوشگله من فلانم؟ ولی نیازی نیست به این فکر کنین «ایا من کافی بودم/هستم برای فلانی؟ آیا کسی هست که تو زندگیش باشه و اونو بهتر ببینه/آیا هنوزم فلان اکسش تو ذهنشه و داره تظاهر میکنه میتونه بهم خوب برسه ؟»
1 734
توی روابط کشش و صمیمیت بالاس و یه چیزیه که دست خودتون نیست ، اون شیمی که تو وجودتون فعاله به خاطر درجه و موقعیت ونوسه (هورنی تر شدن و افکار پلید داشتن/شیطنت یا حتی فانتزی های غیرعادی)
1 734
یکم از ترانزیت های امروز بگم ، تاثیرش رو ممکنه از دیروز دریافت کرده باشین و تا فردا هم یه بخشی از انرژیش باقی باشه!
به این شکله که انرژی ها از اغراق میگن و چیزی رو از سر هیجان با مبالغه تعریف کردن ، ممکنه حس کنین کسی داره زیاد یه چیزی رو تعریف میکنه یا توصیفی داره که واقعی نیست (حس اینکه داره دروغ میگه)
