399
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-530 天
帖子存档
📨
جالب است، نه؟ اینکه چطور حقایق، عشق را میسوزانند. گاهی ذره ذره، گاهی تمامش را ناگهان به گونهای به آتش میکشانند که از همهی آن عشق پروانهای، فقط دشتی از خاکستر باقی میماند. سرد، بی روح، پراکنده. هیچ عشقی برایم نمانده. تمامی آدمها حرامزادهاند، و یک روزی بهتان نشانش میدهند، و به گونهای نشانش میدهند که دست و دلتان دیگر به هیچ عشق و محبتی نمیرود.
👤 از طرف: زاغ
🏘 مبدا: جزیرهی غربی
هیچیو نمیتونی از من پنهون کنی؛ یا حسش میکنم، یا خوابشو میبینم، یا میبینمش، یا بالاخره پیداش میکنم، باور کن من همیشه میفهمم.
